ارایه یک مدل تصمیمگیری داده محور بهمنظور انتخاب تامینکنندگان مدیریت زنجیرهتامین لارج با تاکید بر بعد فرهنگی
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 148-179
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532486.1563
سید جعفر هاشمی، جواد رضائیان، تورج مجیبی
چکیده هدف: در فضای رقابتی کنونی، انتخاب تامینکنندگان مناسب نقشی کلیدی در ارتقای کارایی و پایداری زنجیرهتامین دارد. مدل زنجیرهتامین لارج بهعنوان رویکردی جامع، ابعاد مختلفی را در مدیریت تامینکنندگان دربر میگیرد. با اینحال، بعد فرهنگی با وجود نقش موثر در موفقیت تعاملات و انتخاب تامینکنندگان، کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف ارزیابی تامینکنندگان در چارچوب مدل لارج و با درنظر گرفتن بعد فرهنگی، به دنبال ارتقای عملکرد زنجیرهتامین و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است.
روششناسی پژوهش: این پژوهش به توسعه یک مدل تصمیمگیری دادهمحور و آیندهنگر برای ارزیابی و انتخاب تامینکنندگان میپردازد. در ابتدا، با مرور ادبیات و نظرسنجی از خبرگان، معیارهای کلیدی شناسایی و با روش بهترین-بدترین فازی وزندهی شدند. سپس، با تحلیل پوششی دادههای فازی، کارایی تامینکنندگان ارزیابی و رتبهبندی شد. در ادامه، الگوریتم جنگل تصادفی برای پیشبینی عملکرد آتی تامینکنندگان بهکار گرفته شد و نتایج دقیقی ارایه کرد.
یافتهها: نتایج مرحله اول نشان داد که زیرمعیارهایی نظیر کاهش گازهای گلخانهای، مدیریت ریسک، کیفیت و سرعت تحویل از اهمیت بالایی در ارزیابی تامینکنندگان برخوردارند. در مرحله دوم، کارایی تامینکنندگان در α- کاتهای مختلف ارزیابی گردید و در سه گروه با کارایی بالا، متوسط و پایین طبقهبندی شدند. مدل جنگل تصادفی نیز توانست عملکرد تامینکنندگان را با دقت بالا پیشبینی کند. همچنین، نتایج آزمون t جفتی نشان داد که در نظر گرفتن بعد فرهنگی، بهطور معناداری موجب بهبود فرآیند انتخاب تامینکنندگان میشود.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نتایج پژوهش نشان میدهد که مدل ارایهشده با شناسایی عوامل کلیدی عملکرد، ارزیابی آیندهنگر و بهرهگیری از تحلیلهای دقیق، میتواند به بهبود تصمیمگیریهای استراتژیک در انتخاب و مدیریت تامینکنندگان کمک کند. این مدل نهتنها موجب کاهش ریسک و هزینهها میشود، بلکه بهعنوان الگویی کاربردی برای بهبود عملکرد زنجیرهتامین در صنایع مشابه نیز قابل استفاده است.
ارایه مدل تصمیمگیری دادهمحور بهمنظور ارزیابی بهصورتکنندگان پایدار و تابآور در صنعت خودرو
دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 83-109
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.529590.1555
سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان
چکیده هدف: با توجه به چالشهای رو به رشد زنجیرههای بهصورت در دنیای امروز، شامل نوسانات بازار، فشارهای فزاینده زیستمحیطی و اجتماعی و نیز نیاز به افزایش تابآوری در برابر بحرانهای پیشبینینشده (مانند همهگیری کرونا و بحرانهای اقتصادی)، انتخاب بهصورتکنندگانی که بهطور همزمان معیارهای پایداری و تابآوری را برآورده کنند، اهمیتی استراتژیک پیدا کرده است. در این راستا، هدف اصلی این پژوهش ارایه یک مدل تصمیمگیری جامع و دادهمحور با رویکردی آیندهنگر برای ارزیابی و انتخاب بهصورتکنندگان در زنجیرهبهصورت است که بتواند همزمان ابعاد مختلف پایداری و تابآوری را مد نظر قرار دهد.
روششناسی پژوهش: در مدل ارایهشده، ابتدا وزن معیارها و زیرمعیارهای مطرحشده از طریق روش بهترین-بدترین تصادفی محاسبه گردید. سپس ارزیابی عملکرد بهصورتکنندگان با استفاده از روش تصمیمگیری چندمعیاره ویکور تصادفی انجام گرفت. در مرحله بعد، برای پیشبینی عملکرد آتی بهصورتکنندگان از الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی استفاده شد. این مدل در قالب یک مطالعه موردی در شرکت خودروسازی سایپا کاشان و با بهرهگیری از پرسشنامههای تخصصی و نظرات کارشناسان صنعت اجرا شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که معیارهای مرتبط با پایداری و تابآوری در انتخاب بهصورتکنندگان صنعت خودرو نقش کلیدی دارند. در میان زیرمعیارهای بررسیشده، انتشار گازهای گلخانهای و کاهش مصرف انرژی به دلیل الزامات زیستمحیطی، و هزینه و سطح موجودی ایمنی به علت تاثیر مستقیم بر عملکرد اقتصادی و تداوم عملیات، بیشترین تاثیر را بر کارایی بهصورتکنندگان داشتند. علاوهبر این، بهکارگیری الگوریتم جنگل تصادفی برای پیشبینی عملکرد آینده بهصورتکنندگان نشان داد که این روش از دقت پیشبینی بالایی برخوردار است (RMSE = 0.0976).
اصالت/ارزشافزوده علمی: گرچه هر یک از روشهای بهکاررفته در این پژوهش (بهترین-بدترین تصادفی، ویکور تصادفی، الگوریتم جنگل تصادفی) بهصورت جداگانه در مطالعات پیشین مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما ارایه چارچوبی یکپارچه که این سه روش را با یکدیگر ترکیب کند، نوآوری اصلی این مطالعه محسوب میشود. در واقع، این پژوهش برای نخستین بار با تلفیق روشهای چندمعیاره و الگوریتم یادگیری ماشین، یک مدل تصمیمگیری جامع و دادهمحور ارایه کرده است که علاوهبر ارزیابی عملکرد کنونی بهصورتکنندگان، قابلیت پیشبینی عملکرد آینده آنها را نیز فراهم میکند. چنین ترکیبی، پیش از این در ادبیات انتخاب بهصورتکننده با تمرکز همزمان بر پایداری و تابآوری زنجیرهبهصورت در صنعت خودرو ارایه نشده و از این منظر دارای نوآوری روششناختی مشخص و واضح است.
