تحلیلی بر کیفیت دیجیتالیسازی مدلهای همکاری زنجیرهتامین با رویکرد ترکیبی Fuzzy BWM-TOPSIS
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 224-243
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.516446.1513
شهاب بیات زاده، حمیدرضا طلایی، علی سرورخواه
چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و رتبهبندی مدلهای همکاری در زنجیرهتامین صنعت لاستیک ایران از منظر کیفیت دیجیتالسازی است. منظور از کیفیت دیجیتالسازی، میزان بهرهگیری موثر از فناوریهای صنعت 4.0 برای ارتقای شفافیت، یکپارچگی، چابکی، تابآوری و پایداری در زنجیرهتامین است. انتخاب صنعت لاستیک بهدلیل پیچیدگیهای عملیاتی و نیاز مبرم به تحول دیجیتال در این صنعت بوده است.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش، از روش تصمیمگیری چندمعیاره با ترکیب بهترین-بدترین فازی (Fuzzy BWM) و TOPSIS استفاده شده است. ابتدا با نظر خبرگان، وزن معیارهای کلیدی تعیین شد و سپس مدلهای مختلف همکاری رتبهبندی شدند. برای بررسی پایداری نتایج، تحلیل حساسیت روی تغییر وزن معیارها نیز انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل زنجیرهتامین دیجیتال دارای بالاترین کیفیت دیجیتالسازی است و معیار "یکپارچگی فناوری" بیشترین اهمیت را دارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان داد که مدل دیجیتال در اکثر سناریوهای تغییر وزن، پایداری بالایی در رتبهبندی دارد و نتایج از استحکام مناسبی برخوردارند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با تمرکز بر صنعت لاستیک ایران، به تحلیل تطبیقی مدلهای همکاری از منظر کیفیت دیجیتالسازی پرداخته و از ترکیب Fuzzy BWM و TOPSIS بهعنوان روشی قابل تکرار برای انتخاب مدل همکاری بهینه بهره برده است. همچنین، تحلیل حساسیت انجامشده، شفافیت بالاتری به تصمیمگیری میبخشد.
