مدلسازی زنجیره تأمین سرد واکسن کووید-۱۹ تحت ریسکهای عملیاتی و اختلالی: رویکرد شبیهسازی- بهینهسازی چند معیاره
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 خرداد 1405
https://doi.org/10.48313/jqem.2026.568156.1598
مجتبی اکبری، علی تاج دین، ایرج مهدوی، بابک شیرازی
چکیده هدف: زنجیرهتامین سرد واکسن به عنوان یک سیستم خدماتی– عملیاتی حساس به کیفیت، نقش حیاتی در تضمین تحویل بهموقع، حفظ اثربخشی واکسن و کاهش ضایعات ایفا میکند. بروز ریسکهای عملیاتی و اختلالی موجب افزایش نوسانات فرایندی، کاهش قابلیت اطمینان سیستم و افت کیفیت خدمترسانی میشود. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب کیفیتمحور برای مدلسازی و بهینهسازی زنجیرهتامین سرد واکسن کووید-۱۹ با تمرکز بر شاخصهای عملکرد کیفیت، تحت شرایط عدمقطعیت است.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش، یک چارچوب نوین از رویکرد شبیهسازی- بهینهسازی چنددورهای و چندکالایی برای تصمیمگیری در مدیریت موجودی، تخصیص و توزیع واکسن، تحت ریسکهای عملیاتی و اختلالی توسعه یافته است. این رویکرد، شبیهسازی عاملبنیان را با تکنیکهای بهینهسازی ادغام میکند. شبیهسازیها بر اساس سناریوی اختلال در وسیله حملونقل و اختلال در عرضه واکسن تنظیم شده و با مساله بدون اختلال مورد مقایسه قرار میگیرند.
یافتهها: نتایج با استفاده از برخی شاخصهای کلیدی عملکرد از جمله زمان مورد انتظار تحویل واکسن، سطح خدمات، فساد واکسن به دلیل خرابی وسیله نقلیه و پارامترهای مالی ارزیابی میشوند. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که سناریوی بدون اختلال، بالاترین سطح خدمات (0.82) و بیشترین پایداری عملکرد را دارا میباشد، در حالی که اختلالات وسیله نقلیه منجر به فساد 8.9 میلیون دوز واکسن گردید و اختلالات در عرضه واکسن نیز منجر به پایینترین سطح خدمات (۰٫۷۶) شد. اعتبارسنجی آماری نیز با استفاده از روش آزمون علامت زوجی، اهمیت این تفاوتها را در سطح اطمینان ۹۵% تأیید کرد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با رویکرد مهندسی کیفیت، زنجیرهتامین واکسن را بهعنوان یک سیستم خدمترسانی حساس به نوسانات فرایندی تحلیل نموده و چارچوبی برای مدیریت ریسک مبتنی بر کیفیت ارائه میدهد. نتایج میتواند در سیاستگذاری جهت بهبود قابلیت اطمینان، کاهش هزینههای کیفیت و افزایش تابآوری سیستمهای توزیع واکسن در شرایط بحرانی مورد استفاده قرار گیرد.
برآورد جدید E2-بیز پارامتر بهرهدهی سیستم صفبندی چند باجهای با ظرفیت نامتناهی
دوره 16، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-14
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.553995.1579
شهرام یعقوب زاده شهرستانی، ایمان مخدوم
چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه یک رویکرد جدید برآورد بیزی با عنوان روش E2-بیز برای برآورد پارامتر شدت ترافیک در سیستم صفبندی چندباجهای ∞/M/M/c انجام شده است. با توجه به اهمیت برآورد دقیق پارامتر بهرهدهی در بهینهسازی سیستمهای خدماتی، این تحقیق به نیاز موجود برای استنتاجهای قابل اعتمادتر در شرایط عدمقطعیت میپردازد.
روششناسی پژوهش: مدل صفبندی M/M/c/∞ که شامل c باجه خدمتدهنده است، درنظر گرفته شد. فواصل زمانی بین ورود مشتریان دارای توزیع نمایی با پارامتر λ و فواصل زمانی خدمت دارای توزیع نمایی با پارامتر μ است. پارامتر شدت ترافیک با استفاده از روشهای بیز، E-بیز و روش پیشنهادی جدید E2-بیز تحت تابع زیان آنتروپی عمومی برآورد شد. عملکرد برآوردگر پیشنهادی با استفاده از شبیهسازی مونتکارلو و یک مجموعهداده واقعی ارزیابی گردید.
یافتهها: نتایج شبیهسازی و تحلیل تجربی نشان داد که برآوردگر پیشنهادی E2-بیز از نظر کارایی و دقت نسبت به برآوردگرهای بیز و E-بیز عملکرد بهتری دارد. برآوردگری که میانگین مدتزمان انتظار مشتریان در صف را حداقل میکند، بهعنوان برآوردگر بهینه انتخاب شد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش یک رویکرد نوین برآورد E2-بیز را معرفی میکند که دقت برآورد پارامترها را در مدلهای صفبندی تحت شرایط عدمقطعیت بهبود میبخشد. بهکارگیری تابع زیان آنتروپی عمومی چارچوبی انعطافپذیر و مقاوم فراهم میکند و گامی موثر در پیشبرد استنتاج بیزی در سیستمهای تصادفی بهشمار میآید.
تحلیل رگرسیونی ناهنجاری بتا پایین در سبد تصادفی با دادههای واقعی بازار
دوره 15، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 247-257
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532332.1562
سهیلا میرزائی، شکوفه بنی هاشمی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، تحلیل تجربی ناهنجاری بتا پایین در چارچوب نظریه سبد تصادفی با استفاده از رگرسیون خطی و صدکی است. این ناهنجاری مالی به بیان بازده بالاتر سبدی از سهام بتا پایین در مقابل سبدی از سهام بتا بالا در بلندمدت میپردازد و در این پژوهش به بررسی نرخ رشد مازاد ایجادشده در سبد تصادفی بر اساس این ناهنجاری مالی پرداخته میشود. جامعه آماری این پژوهش، 8 سهام از بازار سهام آمریکا در بازه زمانی 2015 الی 2023 است.
روششناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، مدل پویای زمان پیوسته با جوابهای تحلیلی مطرح میشود که برای یافتن وزنها یا استراتژیهای بهینه آن از رویکرد "سبدهای تولیدشده تابعی" و مفهوم "توابع مولد" استفاده میگردد و درنهایت به تحلیل رگرسیونی دادههای بازار سهام آمریکا برای بررسی نرخ رشد ایجادشده در این مدل پرداخته میشود.
یافتهها: نتایج نشان دادهاند که سرمایهگذاران همواره در تلاشاند با اتخاذ روشی مناسب بازدهی سرمایهگذاری خود را افزایش دهند. در این راستا بازدهی بالاتر سبدهای سرمایهگذاری بتا پایین در طول چند دهه اخیر موردتوجه قرار گرفته و استفاده از سبد تصادفی بهعنوان روشی قابلدرک برای بررسی نرخ رشد مازاد سبد در این ناهنجاری مالی بسیار حایز اهمیت است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: با توجه به نوآوری این پژوهش در استفاده از نظریه سبد تصادفی برای بررسی نرخ رشد مازاد ایجادشده بر اساس ناهنجاری بتا پایین، نتایج میتواند به سرمایهگذاران در سرمایهگذاری در سبدهایی بهینه با بازدهی بلندمدت بالاتر کمک کند.
طراحی مدل علی بهبود کیفیت نظارت بر بانکها و موسسات اعتباری بر اساس نوع ماموریت
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 110-136
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532443.1561
مهدی رامشگ، محمد جواد محقق نیا، مسلم پیمانی، وحید خاشعی ورنامخواستی
چکیده هدف: نظام نظارتی موجود در بسیاری از کشورها، بهویژه در ایران، عمدتا از الگوهای کلی و یکپارچه استفاده میکند که در آن تفاوتهای ساختاری، ماموریتی و عملیاتی میان بانکها و موسسات مالی-اعتباری به درستی لحاظ نشده است. این رویکرد یکنواخت، سبب کاهش دقت در شناسایی ریسکها، عدم انطباق با نیازهای خاص هر نهاد مالی و کاهش اثربخشی اقدامات نظارتی شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل علی–معلولی بهبود کیفیت نظارت بر اساس نوع مأموریت بانکها و مؤسسات مالی-اعتباری با رویکرد آمیخته (فراترکیب–دیمتل فازی) است.
روششناسی پژوهش: تحقیق حاضر به روش میکس متد (کیف–کمی) و بهصورت اکتشافی صورت پذیرفته است. آنگاه با استفاده از نظر سنجی از 25 خبره صنعت بانکداری با حداقل 10 سال سابقه تجربه اجرایی در حوزه مالی و بانکی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترا جهت بررسی روایی و پایایی مدل پیشنهادی استفاده شد. همچنین پرسشنامههای مقایسات زوجی بین خبرگان توزیع و با تکنیک تصمیمگیری چند شاخصه دیمتل فازی به بررسی میزان شدت اثرگذاری و اثر پذیری میان ابعاد پژوهش پرداخته شده است.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان میدهد که با استفاده از رویکرد فراترکیب تعداد 9 بعد و 40 مولفه منتخب شدند. از بین ابعاد برگزیده شدند. همچنین نتایج تحلیل دیمتل فازی نشان میدهد، تاثیرگذارترین بعد پژوهش حاضر در خصوص نظارت بر بانکها و مؤسسات اعتباری بر اساس مقدار (D+R) بعد نظارت قانونی و مقرارتی از بین ابعاد مستقل و علت با بیشترین مقدار و اثرگذارترین متغیر میباشد. همچنین از بین ابعاد وابسته و معلول بر اساس کمترین مقدار (D-R) بعد عملکرد محیط زیستی و اجتماعی اثرپذیرترین متغیر دربهبود کیفیت نظارت بر بانکها و مؤسسات اعتباری شناخته شد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: استفاده از رویکرد فرا ترکیب در تحلیل پژوهشهای پیشین که میتواند افقهای تازهای برای طراحی مدلهای اثربخش و مبتنی بر بهبود کیفیت نظارت نظام بانکداری فراهم آورد؛ بنابراین، پژوهش حاضر از منظر نوآوری در روششناسی، پاسخ به نیاز روز نظام مالی کشور و ارتقا اثربخشی نظارت بر نهادهای پولی، از اهمیت علمی و کاربردی بالایی برخوردار است. همچنین این تحقیق منجر به شناخت شدت روابط میان ابعاد بهبود کیفیت بر نظارت صنعت بانکداری و توجه بیش از پیش به این مولفهها را فراهم نموده است.
یک مدل ریاضی چندهدفه برای طراحی زنجیرهتامین میوه مبتنی بر کیفیت و اهداف توسعه پایدار
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 180-203
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.531259.1558
ناعمه زرین پور
چکیده هدف: در این مقاله یک مدل برنامهریزی ریاضی چندهدفه برای طراحی زنجیرهتامین میوه چندسطحی و چنددورهای با در نظر گرفتن اهداف توسعه پایدار شامل کمینهسازی هزینهها، کمینهسازی انتشار گازهای گلخانهای و بیشینهسازی ابعاد اجتماعی ارایه میشود. در مدل پیشنهادی کیفیت محصولات نقش اساسی در طراحی زنجیرهتامین ایفا میکند و میوهها در مراکز توزیع بر اساس کیفیت درجهبندی و سپس بین بازارهای میوه، مراکز تولید کمپوست، کارخانهها تولید آبمیوه، کارخانهها تولید کنستانتره و کارخانهها تولید دارو توزیع میشوند.
روششناسی پژوهش: مدل چندهدفه پیشنهادی با استفاده از یک رویکرد برنامهریزی آرمانی فازی حل شده است. وزن توابع هدف و همچنین وزن ابعاد اجتماعی با استفاده از رویکرد بهترین-بدترین فازی محاسبه شده است.
یافتهها: در این پژوهش، برای ارزیابی عملکرد مدل پیشنهادی از یک مطالعه موردی مبتنی بر استان فارس که سومین استان سرآمد در زمینه تولید سیب در کشور است، استفاده شد. نتایج حاصل از مدل پیشنهادی با سه مدل با دیدگاههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی مقایسه شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پایداری سیستم با استفاده از بهینهسازی جداگانه مدلهای با دیدگاههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی میسر نمیشود و مدل پیشنهادی موجب دستیابی به جواب بهینه کارآمد در هر سه بعد پایداری بهطور همزمان با بهبود قابلملاحظه در ابعاد زیستمحیطی و اجتماعی و افزایش ناچیز در هزینههای سیستم میشود. افزون بر این، مدل پیشنهادی با برقراری یک تعادل مناسب بین هر سه بعد پایداری منجر به ایجاد یک زنجیرهتامین با ساختار شبکه و تعداد تسهیلات استقراریافته متفاوت نسبت به سه مدل دیگر خواهد شد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: ارزشافزوده این پژوهش، ارایه یک مدل جامع با دیدگاههای پایداری و در نظر گرفتن کیفیت بهعنوان یک عامل اصلی در درجهبندی و توزیع محصولات بین سطوح مختلف زنجیرهتامین است. یافتههای این پژوهش میتواند به سیاستگذاران و مدیران عملیاتی در صنعت میوه جهت اتخاذ تصمیمات استراتژیک و عملیاتی در زمینه تولید میوه، فرآوری آن و عرضه به بازارهای فروش با تکیه بر ابعاد پایداری یاری رساند.
ارایه مدل خلق مشترک ارزش در استارت آپهای مبتنی بر فناوریهای نوین
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 204-230
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.521029.1519
سهیلا ایزدی، ناصر خانی، بیتا یزدانی، امیررضا نقش
چکیده هدف: هدف از این تحقیق، ارایه مدل خلق مشترک ارزش در استارت آپهای مبتنی بر فناوریهای نوین است.
روششناسی پژوهش: در راستای دستیابی به این هدف، از رویکرد ترکیبی شامل دو فاز کیفی و کمی استفاده شد. در فاز اول، ضمن مرور بر مبانی نظری و تجربی موضوع، بهمنظور تکمیل بررسیها و غنیسازی نتایج، از دیدگاه گروه منتخب خبرگان تحقیق استفاده شد. این گروه با رویکرد نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیار اشباع نظری شامل 9 خبره بود که در حوزه فناوریهای نوین و استارت آپها تخصص داشتند.
یافتهها: بر اساس نتایج، 17 مقوله اصلی، 161 مولفه فرعی و 1346 مفهوم در این تحقیق شناسایی شد. در بخش کمی تحقیق، ابعاد و مولفههای مدل با استفاده از روش تحلیل و ارایه پرسشنامه مقایسات زوجی، تحلیل سلسلهمراتب فازی در مقایسه با یکدیگر اولویتبندی شدند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: بر اساس نتایج، مشتریان و خدمات محور اصلی فعالیتها هستند و استارت آپها با درک عمیق از نیازها و خواستههای مشتریان، محصولات و خدماتی همسو با ارزشهای آنها ارایه میدهند. همکاری و شبکهسازی با مشتریان و شرکای تجاری به تبادل دانش و نوآوری کمک میکند و نوآوری بهعنوان عنصر اساسی، استارت آپها را قادر میسازد تا با استفاده از فناوریهای نوین به حل مشکلات مشتریان بپردازند. همچنین، توجه به کیفیت محصولات و خدمات، جذب و نگهداری استعدادهای برتر و تامین منابع مالی از دیگر جنبههای مهم این مدل هستند که به افزایش رضایت مشتری و جلب اعتماد آنها منجر میشود.
اولویتبندی عوامل موثر بر کیفیت تصمیمگیری مدیران
دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-19
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.526147.1551
علی بهرامی
چکیده هدف: با توجه به پیچیدگیها و عدمقطعیتهای فزآینده در محیطهای سازمانی امروزی، اتخاذ تصمیمهای آگاهانه، بهموقع و انعطافپذیر برای حفظ پایداری و رشد بلندمدت سازمانها از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تمرکز بر شناسایی و اولویتبندی عوامل فردی، گروهی، سازمانی، فناورانه و محیطی موثر بر کیفیت تصمیمگیری مدیران است تا چارچوبی عملی برای تقویت توان تصمیمسازی و افزایش تابآوری سازمانها ارایه شود.
روششناسی پژوهش: مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. ابتدا از طریق مرور نظاممند ادبیات، مجموعهای جامع از عوامل استخراج شد. سپس با تشکیل تیم پنجنفره خبرگان، معیارهای ارزیابی شناسایی و دادههای موردنیاز پژوهش در قالب اعداد فازی شهودی گردآوری گردید. وزنهای نسبی معیارها با استفاده از روش FUCOM محاسبه و در نهایت، اولویتبندی نهایی گزینهها بر مبنای ماتریس تصمیم تجمیعی با روش چندمعیاره WASPAS صورت گرفت.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که دانش تخصصی مهمترین عامل موثر بر کیفیت تصمیمگیری مدیران است. پس از آن، تصمیمگیری مشارکتی و صحت و دقت دادهها در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. در مقابل، عواملی مانند ساختار سازمانی و محیط حقوقی، فرهنگی، اجتماعی کمترین تاثیر را داشتهاند. این یافتهها در مجموع بر اهمیت تمرکز سازمان بر عوامل درونی و قابلکنترل بهمنظور افزایش پایداری در محیطهای متغیر تاکید دارند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این تحقیق از نخستین مطالعاتی است که با تلفیق مرور نظاممند ادبیات، اعداد فازی شهودی، روش FUCOM و روش WASPAS، اولویتبندی جامع عوامل فردی تا محیطی موثر بر کیفیت تصمیمات مدیران را ارایه میدهد. چارچوب حاصل، علاوه بر غنای نظری، راهنمای عملی در تخصیص بهینه منابع سیاستگذاران و مدیران فراهم میآورد.
طراحی مدل یکپارچه زنجیرهتامین سبز با تاکید بر بهبود کیفیت زیستمحیطی و افزایش رضایت مشتری
دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-49
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514959.1511
عبدالله آراسته
چکیده هدف: هدف این مقاله، بررسی یکی از چالشهای اساسی است که سازمانها در عصر حاضر با آن روبرو هستند؛ کنترل انتشار دیاکسیدکربن. این مطالعه قصد دارد مدلی برای طراحی شبکه زنجیرهتامین سبز ارایه دهد که هزینههای کلی شبکه را به حداقل برساند و در عینحال، ملاحظات زیستمحیطی را نیز مدنظر قرار دهد. این پژوهش در پی دستیابی به یک بهینهسازی متعادل میان هزینهها، انتشار کربن و سطح خدمات در حوزه مدیریت زنجیرهتامین است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه یک مدل بهینهسازی یکپارچه نوآورانه ارایه میدهد که جنبههای اقتصادی، زیستمحیطی و رضایت مشتری را در شبکه زنجیرهتامین درنظر میگیرد. مدل ریاضی بهصورت یک مساله برنامهریزی غیرخطی مختلط-عدد صحیح فرمولبندی شده است. یک روش دقیق برای حل مدل بهکار گرفته شده که با استفاده از نرمافزار بهینهسازی GAMS کدنویسی و پیادهسازی شده است. کارایی و اثربخشی مدل از طریق مثالهای عددی و تحلیل دادهها مورد اعتبارسنجی قرار گرفته است.
یافتهها: نتایج، توانایی مدل را در بهینهسازی ابعاد اقتصادی و زیستمحیطی در کنار حفظ سطح بالای خدمات و رضایت مشتری نشان میدهد. مثالهای عددی که برای مسایل با ابعاد مختلف حل شدهاند، کاربردی و موثربودن رویکرد پیشنهادی را تایید میکنند. یافتهها به تعادلهای میان کاهش هزینه، کاهش انتشار کربن و کیفیت خدمات در شبکههای زنجیرهتامین اشاره دارند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل بهینهسازی یکپارچه جدید که بهطور همزمان به کارایی هزینه، پایداری زیستمحیطی و رضایت مشتری در طراحی زنجیرهتامین سبز میپردازد، به حوزه علمی کمک میکند. استفاده از رویکرد برنامهریزی غیرخطی مختلط-عدد صحیح و پیادهسازی آن در نرمافزار GAMS، چارچوبی قوی برای حل مسایل پیچیده زنجیرهتامین فراهم میکند. این مطالعه بینشهای ارزشمندی را برای سازمانهایی ارایه میدهد که قصد دارند به اهداف پایداری دست یابند، در حالیکه به قابلیتهای اقتصادی و عملیات مشتریمحور خود پایبند هستند.
ارایه مدل مفهومی از عوامل موثر بر تعیین ضریب ادغامی در برنامهریزی تولید، با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری فازی
دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 67-82
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.515177.1512
مزدک خدادادی کریموند، هادی شیرویه زاد، فرهاد حسین زاده لطفی
چکیده هدف: با توجه به اینکه یکی از محدودیتها و مسایل در برنامهریزی تولید ادغامی تعیین مقدار ضریب ادغام است، این پژوهش به شناسایی عوامل موثر بر ضریب ادغام در برنامهریزی تولید و تجزیهوتحلیل آنان با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری فازی میپردازد تا تاثیر این عوامل بر یکدیگر موردبررسی قرار گیرد.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش پس از شناسایی عوامل موثر در تعیین ضریب ادغام، پرسشنامه مدلسازی ساختاری تفسیری بین خبرگان توزیع و پس از تجمیع آنها مراحل مدلسازی ساختاری تفسیری فازی طی و درنهایت ضمن ترسیم شبکه تعاملات به تجزیهوتحلیل شدت و نفوذ و وابستگی عوامل پرداخته شده است.
یافتهها: مدل ساختاری تفسیری ارایهشده دارای یازده سطح میباشد که پس از تجزیهوتحلیل نفوذپذیری و میزان وابستگی بهصورت فازی هیچیک از عوامل در دسته خودمختار قرار نگرفت که بیانگر ارتباط قوی متغیرها در مدل بهدست آمده میباشد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: برنامهریزی تولید برای محصولات متفاوت با منبع یکسان یک مساله پیچیده است و از اینرو تجزیهوتحلیل عوامل موثر بر تعیین مقدار ضریب ادغام در برنامهریزی تولید سبب درک بهتر موضوع جهت اتخاذ تصمیمهای مناسب بهویژه در بهکارگیری منابع مشترک در راستای تعیین سطح تولید بهینه میگردد.
