مدیریت کیفیت سبد بهینه سهام با استفاده از ترکیب مدل مارکوییتز با روشهای ماشین بردار پشتیبان، تحلیل پوششی دادهها و دی بی اسکن
دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 358-378
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.513904.1510
رضا خسروی، جمشید پیک فلک، حسن فتاحی نافچی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین سبد بهینه سهام با استفاده از ترکیب مدل مارکوویتز با روشهای ماشین بردار پشتیبان، تحلیلپوششیدادها و الگویتم خوشهبندی دیبیاسکن است. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1391 الی 1401 است.
روششناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش برای تشکیل سبد بهینه سهام، از رویکرد کاهش ابعاد، روشهای تحلیلپوششیدادها، ماشین بردار پشتیبان و الگوریتمهای خوشهبندی دیبیاسکن استفاده شده است. نسبتهای مالی ترازنامهای، نسبتهای مالی صورت سود زیان، نسبتهای مالی صورت گردش وجه نقد و نسبتهای مالی ترکیبی و ریسک و بازده بر اساس مدل ترکیبی مارکوویتز بهعنوان ورودی مدل تهیه چهار پرتفوی استفاده شده است.
یافتهها: یافتههای حاصل از پژوهش، حاکی است روش بردار پشتیبان و روﯾﮑﺮد ﭼﻬﺎرم ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ مدل ترکیبی اﺳﺖ، در بهینهسازی ﺳﺒﺪ ﺳﻬﺎم ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﻬﺘﺮی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.
اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به نوآوری این پژوهش در بهکارگیری مدل ترکیبی مارکوییتز، نتایج میتواند به سرمایهگذاران و تحلیلگران سهام در مدیریت کیفیت سبد بهینه سهام کمک کند.
نقش طراحی آزمایشها در زیستبوم انقلاب صنعتی چهارم
دوره 13، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 373-394
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.210885
سید مهران حسینی، کریم آتشگر
چکیده تحول دیجیتال، حجم زیاد دادهها و سرعت بالای اجرای فرآیندهای تولیدی، مهمترین خصوصیات زیستبوم انقلاب صنعتی چهارم را تشکیل دادهاند و این خصوصیات، به طور قطع ارکان مدیران کسب و کار را تحت تاثیر قرار خواهد داد. یکی از این ارکان مهم، مدیریت کیفیت است. مدیریت کیفیت متاثر از دیجیتالی شدن، کیفیت چهارم نامیده میشود. طراحی آزمایشها به عنوان یک ابزار قدرتمند، تحت تاثیر تغییرات بوجود آمده در انقلاب صنعتی چهارم قرار گرفته و به سمت طراحی آزمایشهای هوشمند میل نموده است. این تحقیق درصدد است، نشان دهد که جایگاه و نقش طراحی آزمایشها در انقلاب صنعتی چهارم و کیفیت چهار، در تامین الزامات مشتریان چیست. در این تحقیق ابتدا تغییرات ایجاد شده در طرحها و روشهای طراحی آزمایشها سپس تغییرات احتمالی در گامهای اجرایی فرآیند پایهای اجرای طراحی آزمایشها با توجه به تاثیرات فنآوریهای جدید بازتعریف شده است. در انتها نیز پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.
توسعه نمودارهای کنترل جهت پایش آماری شبکه دینامیک خدمات فوریتی
دوره 11، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 377-392
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.160371
حوریه نجفی، عباس سقایی
چکیده در دنیای واقعی علاوه بر شبکههای اجتماعی، طیف گستردهای از مسالهها وجود دارد که با راهکار پایش شبکهها قابل تحلیل و بهبود هستند، شبکههایی مانند شبکههای حملونقل، عرضه و تقاضا، تبادلات مالی، شبکههای موجود در بهداشت و درمان و غیره، که پایش آنها و تحلیل نتایج حاصل میتواند منافع قابل توجهی برای ذینفعان شبکه داشته باشد. این تحقیق برمبنای شناسایی و حل مساله واقعی شکل گرفته است، به این معنا که یک مساله واقعی در کشور شناسایی شده و برای حل آن متدولوژی طراحی و اجرا میگردد. موردکاوی مورد نظر، پایش شبکهای از مراکز یک مجموعه است که خدمات فوریتی در شهرها ارائه میدهد. ماهیت این شبکه دینامیک، مبتنی بر ویژگی، جهتدار و وزندار میباشد. نتایج این تحقیق نشان میدهد با مدل کردن سیستمهای پیچیده به عنوان یک شبکه و پایش مداوم آن میتوان وضعیتهای غیرعادی را زودهنگام شناسایی و مدیریت نمود و از رخداد بحران در شهرها جلوگیری کرد.
مدلسازی شبکه زنجیرهتامین پایدار و تاب آور در صنعت خودرو
دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 379-406
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514088.1508
سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان
چکیده هدف: این پژوهش به ارایه یک مدل بهینهسازی چندهدفه جهت طراحی زنجیرهتامین پایدار با تاکید بر ابعاد تابآوری پرداخته است. مدل پیشنهادی بهگونهای توسعه یافته است که قادر به ایجاد تعادل بهینه میان اهداف اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی باشد و همزمان پاسخ مناسبی به تغییرات و اختلالات احتمالی در زنجیرهتامین ارایه دهد. جهت اعتبارسنجی و ارزیابی کارایی مدل توسعهیافته، یک مطالعه موردی در صنعت خودروسازی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشاندهنده عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی بوده و در نهایت ابزارها و راهکارهای مدیریتی کاربردی برای تصمیمگیرندگان زنجیرهتامین ارایه گردیده است.
روششناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف، یک مدل تصمیمگیری جامع توسعه یافته است. در مرحله نخست، امتیازدهی به تامینکنندگان با توجه به معیارهای پایداری و تابآوری صورت میگیرد. این ارزیابی با بهرهگیری از دو رویکرد نوآورانه تصمیمگیری، شامل روش بهترین-بدترین فازی تصادفی و روش ویکور تصادفی، انجام میپذیرد. در گام بعدی، یک مدل ریاضی چندهدفه با در نظر گرفتن عدمقطعیتهای فازی-تصادفی طراحی شده است. بهمنظور حل این مدل، از رویکرد بهینهسازی استوار فازی و روش برنامهریزی آرمانی چندگزینهای اصلاحشده مبتنی بر تابع مطلوبیت استفاده شده است.
یافتهها: در این پژوهش، زنجیرهتامین شرکت خودروسازی سایپا کاشان با تمرکز بر سه بعد کلیدی شامل معیارهای عمومی، پایداری و تابآوری مورد ارزیابی قرار گرفته است. شاخصهایی نظیر هزینه، کیفیت و کاهش مصرف انرژی بهعنوان مهمترین معیارها شناسایی شدهاند. ارزیابی و رتبهبندی تامینکنندگان با استفاده از روش ویکور فازی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل نشان میدهد که در میان تامینکنندگان اصلی، گزینههای دوم و پنجم و در میان تامینکنندگان پشتیبان، گزینه دوم، بالاترین امتیازات را کسب کردهاند. افزون بر این، بهمنظور بررسی استواری و اعتبار رویکرد پیشنهادی، نتایج بهدستآمده با روشهای سنتی مقایسه گردیدهاند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: ارزشافزوده این پژوهش در ارایه یک مدل جامع تصمیمگیری در شرایط عدمقطعیت نهفته است که به بهبود عملکرد زنجیرهتامین از جنبههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی کمک میکند. یافتههای تحقیق میتوانند نقش موثری در حمایت از تصمیمگیری مدیران و سیاستگذاران صنعت ایفا کرده و آنها را در مواجهه با چالشهای پیچیده و پویای زنجیرهتامین یاری رسانند.
مدلسازی ریاضی تخصیص منابع در شرایط بحرانی با هدف افزایش سطح تابآوری فرآیندهای عملیاتی: مورد مطالعه صنعت نساجی
دوره 11، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 393-412
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.159884
مهناز ابراهیمی صدرآبادی، بختیار استادی، علی حسین زاده کاشان، محمد مهدی سپهری
چکیده با گذشت زمان و افزایش بحرانها در جوامع، سازمانها به طور فزایندهای در معرض اختلال هستند. که این بحرانها میتوانند منشأ طبیعی یا انسانی داشته باشد.جنبه اساسی تابآوری شامل توانایی یک عنصر در بازگشت به وضعیت نرمال بعد از وارد شدن اختلال به آن و تخصیص منابع است. بدیهی است که در هر سازمانی، هدف اساسی تخصیص کمترین منابع برای بازیابی عملیات و نیز بازگرداندن فعالیت ها به آستانه تحمل است تا رویدادهای مخرب، فعالیتهای حیاتی را متوقف نکند. در این مقاله، یک مدل کمی برای تخصیص منابع ارائه میشود که فقدان تابآوری را به حداقل میرساند. مسئله یک فرض اساسی دارد، این است که حداقل در یکی از منابع موجود با توجه به میزان بیش از حد بودن تقاضا، کمبود منبع وجود داشته باشد. پس از حل مدل با آزمایش عددی، نتایج مدل تشریح شد و مشخص شد که رویدادهای مخرب قبل از آستانه تحمل بازیابی شدند.
توسعه مدل رقابت پذیری صنعت فرش دستبافت با تأکید بر عوامل کیفیت و نوآوری
دوره 13، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 395-408
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.210886
نیما سعیدی، دکتر محمد مهدی موحدی، فریده حق شناس کاشانی
چکیده هدف از نگارش تحقیق حاضر، ارائه مدلی برای اندازهگیری رقابتپذیری صنعت فرش دستبافت کشور با تاکید بر متغیرهای کیفیت و نوآوری میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از مدیران ارشد فعال در صنعت فرش و در بخش کمی شامل کلیه کارکنان این صنعت به تعداد 582 نفر بودند که 232 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. در ابتدا از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و ساختار نیافته با خبرگان و طی فرایند کدگذاری، مدل نهایی تحقیق شامل ابعاد منابع و قابلیتها، کیفیت و نوآوری و 30 شاخص به دست آمد. ضمن اینکه منابع و قابلیتها شامل مولفههای سرمایه معنوی، سرمایه انسانی و قابلیتهای تکنولوژیک، بعد کیفیت شامل مؤلفههای مواد اولیه، مراحل پیش از تولید و مرحله تولید و درنهایت بعد نوآوری نیز شامل مؤلفههای نوآوری محصول، نوآوری فرآیند و نوآوری فروش بودند.
بررسی تاثیر شاخصهای مدیریت کیفیت بهرهوری بر افزایش بهرهوری تولید خدمات با توجه به اهمیت هوش مصنوعی در بیمه پاسارگاد
دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 398-414
https://doi.org/10.48313/jqem.2026.561555.1585
احمد معالجی اوره، سید احمد قاسمی، السا شکراله پور
چکیده هدف: یکی از چالشهای رقابتی این روزهای شرکتهای بیمه که بسیار اهمیت دارد ارایه خدماتی است که با کیفیت بهتر بتوانند بهرهوری را افزایش دهند. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر شاخصهای مدیریت کیفیت بهرهوری و هوش مصنوعی بر افزایش بهرهوری تولید خدمات در بیمه پاسارگاد انجام گردید.
روششناسی پژوهش: جامعه آماری بخش کمی این تحقیق شامل کلیه پرسنل شاغل در ساختمان مرکزی بیمه پاسارگاد میباشد. به دلیل گستردگی جامعه آماری، پرسشنامهای طبقهبندی شده و مبتنی بر نتایج مرحله کیفی پژوهش تهیه و در میان پرسنل توزیع شد تا قابلیت تعمیمپذیری نتایج افزایش یابد. حجم نمونه این مطالعه با استفاده از فرمول کوکران ابتدا برابر با ۱۳۰۰ نفر برآورد شد که پس از محاسبات نهایی، حجم نمونه نهایی ۲۹۷ نفر تعیین گردید. از آنجا که این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است، دادهها با بهرهگیری از روشهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. سپس در بخش آمار استنباطی، پس از تعیین توزیع متغیرها در جامعه، تحلیلهای پیشرفتهتری انجام گرفت. برای این منظور، از مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار Smart PLS و همچنین آزمونهای آماری توصیفی جهت بررسی دادههای جمعیتشناختی و تحلیل متغیرهای پژوهش در نرمافزار SPSS استفاده گردید.
یافتهها: با توجه به یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که تلفیق شاخصهای مدیریت کیفیت بهرهوری با فناوریهای نوین هوش مصنوعی، نقش بهسزایی در بهبود عملکرد و افزایش بهرهوری خدمات در صنعت بیمه، بهویژه در شرکتهایی همچون بیمه پاسارگاد دارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: الگوی مدیریت کیفیت بهرهوری و هوش مصنوعی بر افزایش بهرهوری تولید خدمات در بیمه پاسارگاد ارایهشده در این تحقیق، گامی علمی و کاربردی در جهت حرکت صنعت بیمه بهسوی تحول فناورانه، چابکی سازمانی و رقابتپذیری بلندمدت بهشمار میرود.
مدل تخصیص بهینه تسهیلات با تاکید بر کیفیت کارایی بانکی
دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 407-422
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.517884.1516
احمد عباسی، عبداله هادی وینچه، علی جمشیدی
چکیده هدف: تضمین رشد اقتصادی پایدار از وظایف کلیدی هر کشور است و تسهیلات بانکی با حمایت از واحدهای تولیدی، نقش محرکی در این رشد ایفا میکنند. با اینحال، افزایش معوقاتبانکی میتواند ثبات اقتصادی را تهدید کرده و منجر به رکود شود. این پژوهش با هدف ارایه مدلی بهینه برای تخصیص تسهیلات در بانکهای خصوصی و کاهش معوقات انجام شده است.
روششناسی پژوهش: برای تحلیل دادههای مرتبط با تسهیلات اعطایی و عوامل موثر بر معوقات، از روشهای آماری پیشرفته شامل رگرسیون چندگانه گامبهگام، پانل دیتا و رگرسیون لجستیک استفاده شده است. این روشها به شناسایی دقیق متغیرهای تاثیرگذار کمک کردهاند.
یافتهها: مدل ارایهشده، یک چارچوب ترکیبی است که همزمان شاخصهای درونبانکی، درونشرکتی و اقتصادی را درنظر میگیرد. این مدل میتواند بهعنوان ابزاری راهبردی برای بهینهسازی تخصیص تسهیلات، کاهش معوقات و بهبود ثبات اقتصادی در بانکهای خصوصی ایران مورداستفاده قرار گیرد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش نشان میدهد که مدیریت هوشمند تسهیلات با درنظر گرفتن عوامل چندبعدی، میتواند بهرهوری بانکها را افزایش داده و از ریسکهای اعتباری بکاهد. مدل پیشنهادی میتواند مبنای تصمیمگیری مدیران بانکی برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار باشد.
ارائه الگویی جامع جهت تعریف الزامات فنی سامانه های پیچیده در دفاتر طراحی
دوره 13، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 409-424
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.210888
صادق فاضل، جعفر بوستان پور، علی عباسی
چکیده در این مقاله ابتدا الگویی جامع و جزئی جهت تعریف الزامات فنی طراحی سامانه های مهندسی مورد طراحی در دفاتر طراحی ارائه شده است. از دیدگاه نظری سعی شده است که الگوی پیشنهادی شامل دسته بندی های کلی الزامات فنی ارائه شده در استانداردهای بین المللی و ملی و همچنین مراجع مهم موجود در زمینه مهندسی سیستم باشد. از دیدگاه عملی نیز ارائه این الگو برپایه تجربه عملی تعریف الزامات فنی طراحی تنوع و تعداد زیادی از سامانهها و ابرسامانه های پیچیده الکتریکی، الکترونیکی، کامپیوتری، مخابراتی، مکانیکی، و الکترو مکانیکی است. همچنین در این مقاله خلاصه نتایج تعریف الزامات فنی برای نوعی سامانه بین المللی ایمنی و نجات دریایی (GMDSS) به عنوان یکی از سامانههای مخابراتی ضروری نوعی شناور سطحی مطابق الگوی پیشنهادی ارائه شده اند. بنابراین الگوی پیشنهادی می تواند درمورد تعریف الزامات فنی طیف وسیعی از سیستم های مهندسی در دفاتر طراحی مورد استفاده قرار گیرد.
متغیر جایگزین، رویکردی نوین در جهت افزایش کیفیت کشف تقلبات بیمههای اتومبیل با استفاده از الگوریتمهای با نظارت
دوره 11، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 413-428
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.155152
فربد خانی زاده، مریم اثنی عشری، فرزان خامسیان، آزاده بهادر
چکیده در سالهای اخیر تمایل صنعت بیمه به تجهیز شرکتها به سیستمهای کشف تقلب افزایش یافته است. با توجه به هزینه زیادی که اینگونه پروندهها به صنعت وارد میکند، الگوریتمهای کشف و شناسایی تقلب میبایست بخش جداییناپذیری از شرکتهای بیمه باشند. لیکن مشکل اساسی، کیفیت خروجی سیستمهای کشف تقلب است. از طرفی الگوریتمهای با نظارت نسبت به الگوریتمهای بدون نظارت دقت بالاتری دارند. از طرف دیگر در حوزه کشف تقلب، دادههای برچسبگذاری شده محدودند و بنابراین بهکارگیری الگوریتمهای با نظارت و دقت و کیفیت آنها با چالش مواجه میشود. در این مقاله برای رفع این چالش، با استفاده از رویکرد "متغیر جایگزین"، از متغیر دیگری که مقادیر آن در دسترس بوده و شاخص مناسبی برای پروندههای مشکوک میباشد استفاده شده است. این رویکرد، باعث بهبود کارایی و کیفیت سیستم شده و به شرکتهای بیمه این امکان را میدهد که با اطمینان بیشتر و خطای کمتر نسبت به پروندههای مشکوک اقدام کنند.
برآورد پارامترهای توزیع وایبول آمیخته با استفاده از الگوریتم ژنتیک
دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 415-432
https://doi.org/10.48313/jqem.2026.559855.1584
هاشم تلمخانی، اکرم کهن سال، کیمیا سماواتی، زهرا باریک بین
چکیده هدف: این مقاله با هدف برآورد پارامترهای توزیع وایبول آمیخته با استفاده از الگوریتم ژنتیک و مقایسه عملکرد آن با روشهای سنتی برآورد ارایه شده است.
روششناسی پژوهش: یک مطالعه شبیهسازی تحت شرایط اندازه نمونهها و سطوح سانسور متفاوت انجام شد. الگوریتم ژنتیک برای بیشینهسازی تابع درستنمایی بهکار گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که الگوریتم ژنتیک نسبت به روش ماکسیمم درستنمایی، بهویژه در حضور دادههای سانسورشده، برآوردهای پارامتری دقیقتر و پایدارتری ارایه میدهد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه کاربردی نوین از الگوریتمهای ژنتیک در تحلیل قابلیت اعتماد ارایه میدهد و اثربخشی آنها در برآورد پارامترها برای دادههای سانسورشده را نشان میدهد.
تحلیل خرابیهای کوپلینگ با دادههای پایش وضعیت با رویکرد یادگیری ماشین
دوره 13، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 425-437
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.212638
رضا صادقی، علی حسین زاده کاشان، بختیار استادی
چکیده کوپلینگها در صنعت کاربرد بسیاری داشته و این تجهیزات با توجه به چرخش مداوم، همیشه در معرض خرابی هستند. تجزیهوتحلیل ارتعاش یک تکنیک مناسب برای تحلیل خرابیها و تشخیص حالات خرابی تجهیزات دوار است. هدف این پژوهش تحلیل خرابیهای رخداده در یک کوپلینگ است که دادههای آن در حالت عادی و سه حالت نقص با چهار سنسور متصل به کوپلینگ جمعآوریشده است. بدین منظور دو نوع استخراج ویژگی متفاوت استفادهشده و همچنین از هفت الگوریتم یادگیری ماشین و یک الگوریتم یادگیری عمیق برای طبقهبندی حالات بهره برده شده است. در این پژوهش به بررسی کارکرد هر کدام از الگوریتمهای پیادهسازی شده و اهمیت ویژگیهای استخراجی پرداخته و به بررسی نقش سنسورها و بررسی اهمیت آنها برای کاهش تعداد سنسورها پرداختهشده است. از نتایج این پژوهش میتوان به تعیین اهمیت بالای ویژگیهای حوزه فرکانس در دقت مدلهای اجراشده و همچنین کارایی بالای دو عدد از سنسورها برای طبقهبندی اشاره نمود.
برآورد انحراف معیار فرآیند در کنترل کیفیت آماری: بررسی و مقایسه روشها
دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 433-467
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.553737.1580
مهدی کلانتری، هرمز رحمتان
چکیده هدف: هدف این پژوهش، مقایسه و بررسی ویژگیهای آماری چهار برآوردگر رایج انحراف معیار فرآیند برای دادههای گروهی در کنترل کیفیت آماری است.
روششناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، ابتدا اریبی و میانگین توان دوم خطای برآوردگرها ارایه میشود. سپس برآوردگرها بر اساس MSE باهم مقایسه میشوند.
یافتهها: ثابت میشود که دو برآوردگر از چهار برآوردگر، در دو کلاس مختلف از برآوردگرهای نا اریب خطی دارای کمترین واریانس هستند. همچنین با محاسبات عددی نشان داده میشود که برآوردگری که بر اساس میانگین حسابی انحراف معیار گروهها ساخته شده است، کارایی بیشتری از سایر برآوردگرها دارد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: با توجه به نتایج بهدست آمده در این پژوهش، پیشنهاد میشود برای برآورد انحراف معیار فرآیند در دادههای گروهی، از برآوردگری که بر اساس میانگین حسابی انحراف معیار گروهها ساخته شده است بهجای برآوردگرهایی که بر اساس میانگین حسابی دامنه گروهها ساخته شدهاند، استفاده کرد.
ارتقای قابلیت اطمینان در زنجیرههای تامین دارویی بیمارستانی با رویکرد پویاییشناسی سیستم مبتنی بر بلاکچین
دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 468-488
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.544998.1572
حمیدرضا ساورعلیا، بابک شیرازی، ایرج مهدوی، علی تاجدین
چکیده هدف: این پژوهش بررسی میکند که چگونه فناوری بلاکچین میتواند قابلیت اطمینان و عملکرد عملیاتی را در زنجیرههای تامین دارویی بیمارستان با تمرکز بر تغییرپذیری موجودی و پاسخگویی به تقاضا بهبود بخشد.
روششناسی پژوهش: یک مدل پویاییشناسی سیستمها برای شبیهسازی زنجیره سهسطحی شامل تولیدکننده، توزیعکننده و بیمارستان توسعه داده شد. در این مدل دو سناریوی اشتراکگذاری اطلاعات، مقایسه گردید که شامل: روش سنتی با جریان اطلاعات متمرکز و دارای تاخیر و روش مبتنی بر بلاکچین با اشتراکگذاری بلادرنگ و غیرمتمرکز دادهها.
یافتهها: نتایج نشان داد که بهکارگیری بلاکچین موجب پایداری بیشتر موجودیها، کاهش ماندگاری عقبماندگی سفارش بیمارستان و کوتاهتر شدن میانگین تاخیر تحویل میشود. شفافیت اطلاعات بلاکچین، پویاییهای داخلی سیستم را بهبود میبخشد. متوسط زمان تاخیر تحویل سفارشات بیمارستان حدود %15.1 کاهش و متوسط سفارشات معوق بیمارستان نیز %15.8 بهبود یافته است. همچنین، پایداری موجودیها و سفارشات معوق تقویت شده است، بهطوریکه انحراف معیار موجودی بیمارستان %21.5 کاهش و انحراف معیار زمان تاخیر تحویل حدود %10 کاهش یافته است. این تغییرات درمجموع به بهبود قابلیت اطمینان خدمت و ارتقای عملکرد کلی زنجیرهتامین منجر میگردد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ادغام فناوری بلاکچین و مدلسازی پویاییشناسی سیستمها در بستر زنجیره دارویی بیمارستانی، شواهد کمی و کاربردی در زمینه نقش شفافیت غیرمتمرکز در مدیریت کیفیتمحور زنجیره تامین ارایه میکند.
توسعه یک مدل ریاضی برای هزینهیابی بر مبنای فعالیت مبتنی بر تخصیص منابع ریسک محور
دوره 12، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 481-494
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.184266
بختیار استادی، مینا حسینی، محمد علی رستگار
چکیده در این مقاله به استفاده از رویکرد ABC که بر شناسایی فعالیتها و مراکز هزینه تمرکز دارد، در قالب یک مدل ریاضی که هدف آن به حداقل رساندن ریسک تخصیص منابع به مراکز فعالیت بر پایه محدودیتهای مورد نظر در هزینه ها و منابع است، پرداخته شدهاست. با توجه به اینکه مقادیر عددی پارامترها در مدل اعم از مبالغ هزینهای و زمان از عدم قطعیت برخوردار هستند در مدل سازی تخصیص منابع ریسک محور مدنظر قرار گرفته است. برای تست مدل فعالیتهای اصلی مرحله ساخت و نصب احداث یک واحد پتروشیمی در نظر گرفته شده و پس از جمعآوری دادههای لازم، گامهای مدل تدوین شده جهت تخصیص منابع و مراحل رویکرد هزینهیابی بر مبنای فعالیت، اجرا شدهاست. نتایج حاصل نشان دهنده وجود تفاوت معنی دار میان هزینههای محاسبه شده بر اساس تخصیص منابع مدل پیشنهادی برای مراکز فعالیت و هزینههای تخمین زده شده باتوجه به دادههای گذشته میباشد.
بهبود کیفیت مدلسازی و پیشبینی سریهای زمانی با استفاده از تحلیل مجموعه مقادیر تکین چندمتغیره استوار
دوره 12، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 495-520
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.184267
طاهره امینی، مسعود یارمحمدی، علی شادرخ، مهدی کلانتری
چکیده چکیده: در تحلیل سریهای زمانی نادیده گرفتن نقاط دورافتاده منجر به شناسایی نادرست مدل، برآورد اریب پارامترها و در نتیجه پیشبینیهای ضعیف و به عبارتی کاهش کیفیت و دقت مدلسازی میشود. یکی از روشهای ناپارامتری معتبر در پیشبینی و بهبود کیفیت مدلسازی سریهای زمانی چند متغیره، روش مجموعه مقادیر تکین چند متغیره (MSSA) است که نیازمند هیچگونه فرض اولیهای نیست. از آنجایی که وجود نقاط دورافتاده کارایی روش MSSA را کاهش داده و نُرم ماتریسی فروبنیوس به کار رفته در آن را متأثر ساخته و به عبارتی غیر استوار میسازد، در این تحقیق، نسخهی جدیدی از روش MSSA بر اساس نُرم پیشنهاد میشود. در ادامه با استفاده از مطالعات شبیهسازی و نیز استفاده از دادههای واقعی، عملکرد روش تحلیل مجموعه مقادیر تکین چندمتغیره بر اساس هر دو نُرم مورد مقایسه قرار میگیرد. معیارهای مورد استفاده شامل ریشهی میانگین توان دوم خطاها و میانگین قدرمطلق خطاها، برتری روش تحلیل مجموعه مقادیر تکین چندمتغیره بر اساس نُرم را در بازسازی و پیشبینی سری زمانی نشان میدهند.
تعیین عوامل مؤثر در پیشبینی انواع خرابی روتور بالگرد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.48313/jqem.2026.555331.1581
مهسا بابایی، جعفر قیدرخلجانی، مصطفی خزایی، مهدی کرباسیان
چکیده هدف: هدف این مقاله بررسی و شناسایی متغیرهای مؤثر در وقوع حوادث بالگردی که ناشی از انواع مختلف خرابی روتور بالگرد هستند، می باشد. این عوامل مؤثر شامل شرایط پرواز، شرایط تعمیر و نگهداری و پیکربندی بالگرد است. با این رویکرد، میتوان حوادث را به طور مؤثرتری بررسی کرد و ایمنی پرواز را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
روششناسی پژوهش: با تجزیه و تحلیل ۱۳۵ حادثه خرابی روتور از یک مجموعه داده جامع شامل ۵۶۵۲ حادثه مرتبط با هلیکوپتر، هشت کلاس خرابی شناسایی شد. با نظرسنجی از متخصصان و بررسی مقالات در زمینه حوادث بالگردی، نه ویژگی به عنوان عوامل احتمالی موثردر وقوع حوادث بالگردی پیشنهاد شد. اهمیت این عوامل با کمک پنج روش انتخاب ویژگی بررسی شده است. حداکثر وزن برخاستن، تعداد ساعات پرواز بعد از آخرین بازرسی، نوع آخرین بازرسی، توان موتور بالگرد، کل ساعات پروازی، ارتفاع، سرعت باد، جهت باد و فاز پرواز به عنوان ویژگیهای ورودی در نظر گرفته شدهاند. پنج روش شناختهشده انتخاب ویژگی، شامل ماتریس همبستگی، روش Extreme Gradient Boosting ، اطلاعات متقابل، یادگیری عمیق و روش شبکه عصبی برای یافتن عوامل مهمتر استفاده شدند.
یافتهها: در نهایت، «حداکثر وزن »، « توان موتور بالگرد»، «فاز پرواز» و «ساعات پرواز بالگرد » به عنوان متغیرهایی با بالاترین درجه اهمیت در پیشبینی کلاس خرابی روتور بالگرد شناسایی شدند که در مکانیک پرواز نیز توجیه قوی و قابل قبولی دارند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: تفاوت کار حاضر با مطالعات مشابه این بود که متغیرهای بیشتری، نظیر شرایط پرواز و پیکربندی بالگرد، در نظر گرفته شدند، برخلاف سایر مطالعات که درآنها مجموعهای محدود از متغیرها در نظر گرفته شدند. با اولویتبندی این متغیرها، یافتهها با هدف افزایش دقت پیشبینی، قابلیت اطمینان و ایمنی پرواز، راه را برای اقدامات پیشگیرانه در پیشگیری از خرابی روتور هموار میکنند.
مدلسازی زنجیره تأمین سرد واکسن کووید-۱۹ تحت ریسکهای عملیاتی و اختلالی: رویکرد شبیهسازی- بهینهسازی چند معیاره
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 خرداد 1405
https://doi.org/10.48313/jqem.2026.568156.1598
مجتبی اکبری، علی تاج دین، ایرج مهدوی، بابک شیرازی
چکیده هدف: زنجیرهتامین سرد واکسن به عنوان یک سیستم خدماتی– عملیاتی حساس به کیفیت، نقش حیاتی در تضمین تحویل بهموقع، حفظ اثربخشی واکسن و کاهش ضایعات ایفا میکند. بروز ریسکهای عملیاتی و اختلالی موجب افزایش نوسانات فرایندی، کاهش قابلیت اطمینان سیستم و افت کیفیت خدمترسانی میشود. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب کیفیتمحور برای مدلسازی و بهینهسازی زنجیرهتامین سرد واکسن کووید-۱۹ با تمرکز بر شاخصهای عملکرد کیفیت، تحت شرایط عدمقطعیت است.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش، یک چارچوب نوین از رویکرد شبیهسازی- بهینهسازی چنددورهای و چندکالایی برای تصمیمگیری در مدیریت موجودی، تخصیص و توزیع واکسن، تحت ریسکهای عملیاتی و اختلالی توسعه یافته است. این رویکرد، شبیهسازی عاملبنیان را با تکنیکهای بهینهسازی ادغام میکند. شبیهسازیها بر اساس سناریوی اختلال در وسیله حملونقل و اختلال در عرضه واکسن تنظیم شده و با مساله بدون اختلال مورد مقایسه قرار میگیرند.
یافتهها: نتایج با استفاده از برخی شاخصهای کلیدی عملکرد از جمله زمان مورد انتظار تحویل واکسن، سطح خدمات، فساد واکسن به دلیل خرابی وسیله نقلیه و پارامترهای مالی ارزیابی میشوند. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که سناریوی بدون اختلال، بالاترین سطح خدمات (0.82) و بیشترین پایداری عملکرد را دارا میباشد، در حالی که اختلالات وسیله نقلیه منجر به فساد 8.9 میلیون دوز واکسن گردید و اختلالات در عرضه واکسن نیز منجر به پایینترین سطح خدمات (۰٫۷۶) شد. اعتبارسنجی آماری نیز با استفاده از روش آزمون علامت زوجی، اهمیت این تفاوتها را در سطح اطمینان ۹۵% تأیید کرد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با رویکرد مهندسی کیفیت، زنجیرهتامین واکسن را بهعنوان یک سیستم خدمترسانی حساس به نوسانات فرایندی تحلیل نموده و چارچوبی برای مدیریت ریسک مبتنی بر کیفیت ارائه میدهد. نتایج میتواند در سیاستگذاری جهت بهبود قابلیت اطمینان، کاهش هزینههای کیفیت و افزایش تابآوری سیستمهای توزیع واکسن در شرایط بحرانی مورد استفاده قرار گیرد.
