تحلیل خرابیهای کوپلینگ با دادههای پایش وضعیت با رویکرد یادگیری ماشین
دوره 13، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 425-437
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.212638
رضا صادقی، علی حسین زاده کاشان، بختیار استادی
چکیده کوپلینگها در صنعت کاربرد بسیاری داشته و این تجهیزات با توجه به چرخش مداوم، همیشه در معرض خرابی هستند. تجزیهوتحلیل ارتعاش یک تکنیک مناسب برای تحلیل خرابیها و تشخیص حالات خرابی تجهیزات دوار است. هدف این پژوهش تحلیل خرابیهای رخداده در یک کوپلینگ است که دادههای آن در حالت عادی و سه حالت نقص با چهار سنسور متصل به کوپلینگ جمعآوریشده است. بدین منظور دو نوع استخراج ویژگی متفاوت استفادهشده و همچنین از هفت الگوریتم یادگیری ماشین و یک الگوریتم یادگیری عمیق برای طبقهبندی حالات بهره برده شده است. در این پژوهش به بررسی کارکرد هر کدام از الگوریتمهای پیادهسازی شده و اهمیت ویژگیهای استخراجی پرداخته و به بررسی نقش سنسورها و بررسی اهمیت آنها برای کاهش تعداد سنسورها پرداختهشده است. از نتایج این پژوهش میتوان به تعیین اهمیت بالای ویژگیهای حوزه فرکانس در دقت مدلهای اجراشده و همچنین کارایی بالای دو عدد از سنسورها برای طبقهبندی اشاره نمود.
توسعه یک مدل ریاضی برای هزینهیابی بر مبنای فعالیت مبتنی بر تخصیص منابع ریسک محور
دوره 12، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 481-494
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.184266
بختیار استادی، مینا حسینی، محمد علی رستگار
چکیده در این مقاله به استفاده از رویکرد ABC که بر شناسایی فعالیتها و مراکز هزینه تمرکز دارد، در قالب یک مدل ریاضی که هدف آن به حداقل رساندن ریسک تخصیص منابع به مراکز فعالیت بر پایه محدودیتهای مورد نظر در هزینه ها و منابع است، پرداخته شدهاست. با توجه به اینکه مقادیر عددی پارامترها در مدل اعم از مبالغ هزینهای و زمان از عدم قطعیت برخوردار هستند در مدل سازی تخصیص منابع ریسک محور مدنظر قرار گرفته است. برای تست مدل فعالیتهای اصلی مرحله ساخت و نصب احداث یک واحد پتروشیمی در نظر گرفته شده و پس از جمعآوری دادههای لازم، گامهای مدل تدوین شده جهت تخصیص منابع و مراحل رویکرد هزینهیابی بر مبنای فعالیت، اجرا شدهاست. نتایج حاصل نشان دهنده وجود تفاوت معنی دار میان هزینههای محاسبه شده بر اساس تخصیص منابع مدل پیشنهادی برای مراکز فعالیت و هزینههای تخمین زده شده باتوجه به دادههای گذشته میباشد.
مدلسازی ریاضی تخصیص منابع در شرایط بحرانی با هدف افزایش سطح تابآوری فرآیندهای عملیاتی: مورد مطالعه صنعت نساجی
دوره 11، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 393-412
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.159884
مهناز ابراهیمی صدرآبادی، بختیار استادی، علی حسین زاده کاشان، محمد مهدی سپهری
چکیده با گذشت زمان و افزایش بحرانها در جوامع، سازمانها به طور فزایندهای در معرض اختلال هستند. که این بحرانها میتوانند منشأ طبیعی یا انسانی داشته باشد.جنبه اساسی تابآوری شامل توانایی یک عنصر در بازگشت به وضعیت نرمال بعد از وارد شدن اختلال به آن و تخصیص منابع است. بدیهی است که در هر سازمانی، هدف اساسی تخصیص کمترین منابع برای بازیابی عملیات و نیز بازگرداندن فعالیت ها به آستانه تحمل است تا رویدادهای مخرب، فعالیتهای حیاتی را متوقف نکند. در این مقاله، یک مدل کمی برای تخصیص منابع ارائه میشود که فقدان تابآوری را به حداقل میرساند. مسئله یک فرض اساسی دارد، این است که حداقل در یکی از منابع موجود با توجه به میزان بیش از حد بودن تقاضا، کمبود منبع وجود داشته باشد. پس از حل مدل با آزمایش عددی، نتایج مدل تشریح شد و مشخص شد که رویدادهای مخرب قبل از آستانه تحمل بازیابی شدند.
ارائه مدلی برای تخصیص بهینه منابع انسانی به فرآیندهای عملیاتی با استفاده از مدل مارکویتز: مطالعه موردی در واحد اورولوژی یک مرکز فوقتخصصی کلیه
دوره 11، شماره 1، بهار 1400، صفحه 77-87
https://doi.org/10.48313/jqem.2021.136306
بختیار استادی، مهناز ابراهیمی صدرآبادی، علی حسین زاده کاشان، محمد مهدی سپهری
چکیده آنالیز فرآیند ارتباط تنگاتنگی با بهینهسازی فرایند دارد ودرآن بحث منابع نقش اصلی دارد. ازآنجا که مجموعهی بهینه منابع به ویژه درشرایط رخداد حوادث غیر منتظره دارای اثرات متغیر در ریسک، عملکرد فرآیند و بازدهی آن است میتواند مشابه مدل انتخاب سبد بهینه سهام تعریف شود. هدف این مقاله، ارائه مدلی ریاضی برای تخصیص منابع انسانی بااستفاده از مدل مارکویتز براساس مهارتها و هزینهها و باهدف مینیمم کردن ریسک و ماکسیمم کردن بازده منابع است. مدل ارائه شده شامل ترکیبی از ارزیابی ریسک وبازده جهت پیدا کردن بهترین سبد ترکیب منابع در شرایط بحرانی است و روش حل محدودیت اپسیلون است. ازجمله نوآوریها، مدل مارکوئیتز برای بهینهسازی تخصیص منابع و تخصیص مبتنی بر ریسک منابع است. مدل پیشنهادی در مطالعه موردی واحد اورولوژی یک مرکز فوقتخصصی کلیه استفاده شده است. نتایج نشاندهنده تخصیص منابع با بازده وریسک بهینه و بیشترین میزان خروجی در شرایط بحرانی باشد.
ارزیابی کارآیی شرکتهای پتروشیمی مبتنی بر کارکردهای منابع انسانی، عملیات و فروش و رتبهبندی آنها با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی دادهها (DEA)
دوره 10، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 259-267
https://doi.org/10.48313/jqem.2020.131079
بختیار استادی، میثم زرین کلاه
چکیده تلاشهای فراوانی برای رسیدن به معیارها و مدلهای جامع برای ارزیابی شرکتها انجام شدهاست. در این مقاله هدف به دست آوردن کارایی شرکتهای پتروشیمی برپایه کارکردهای منابع انسانی، عملیات و فروش است. مدل کارایی با در نظر گرفتن این کارکردها میتواند عملکرد بهتری برای محاسبه کارایی داشته باشد. برای انجام این پژوهش 14 پتروشیمی فعال در بورس انتخاب و مدل مفهومی بر اساس سه واحدفوق ایجاد شدهاست. دادهها از سایت کدال استخراج شدهاست. رتبهبندی کارایی صنایع پتروشیمی با دادههای یکسان با سه روش محاسبه شدهاست. از یک مدل شبکهای برای بهدست آوردن کارایی استفاده شده و نتایج حاصل نشاندهنده کارا بودن پتروشیمیهای 1، 10 و 11 در هریک از مدلها است. اجرای مدلها، نشان دهنده این است که، کارکردهای منابع انسانی، عملیات و فروش میتواند بهتر عمل کنند. همچنین نتایج متفاوت سه مدل از یکدیگر نشان دهنده اهمیت انتخاب مدل ارزیابی کارایی برای سازمانها است.
ارائه یک مدل شبیهسازی گسسته پیشامد برای بهبود کیفیت خدمات (مطالعه موردی در واحد اورولوژی یک مرکز فوقتخصصی کلیه)
دوره 9، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 244-260
رضا مختاریان دلوئی، بختیار استادی
چکیده زمان انتظار برای دریافت خدمات درمانی یکی از مهمترین شاخصهای رضایتمندی بیماران محسوب شده که تاثیر قابل توجهی بر اثربخشی و کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران دارد. مطالعه شبیهسازی برای بهبود جریان بیمار، کاهش زمان انتظار و افزایش رضایت بیماران به عنوان یک ابزار مؤثر بهکار میرود. مطالعه حاضر به بهبود کیفیت خدمات درمانی در یک واحد اورولوژی واقع در یک مرکز فوقتخصصی کلیه در تهران، پرداخته است. هدف از این مطالعه کاهش زمان انتظار، نرخ کنسلی بیماران و نیز افزایش کارایی فرایندهای روش سنگشکنی بروناندامی (ESWL) بوده است. یک مدل شبیهسازی گسستهپیشامد با استفاده از نرمافزار iGrafx توسعه یافته که از آن به همراه نرمافزار MATLAB، جهت تشکیل و ارزیابی سناریوهای بهبود دهنده واحد اورولوژی در سه دسته شامل تغییر زمانبندی حضور تکنسینها در طی شیفتهای کاری، تغییر زمانبندی مراجعه بیماران و نیز بررسی عوامل کاهش دهنده نرخ کنسلی بیماران، استفاده شده است. نتایج حاصل نشان دهنده بیشترین تفاوت در بهکارگیری سناریوهای زمانبندی مراجعه بیماران در معیارهای زمان انتظار و طول مدت اقامت به میزان متوسط 23.33 و 22.81 دقیقه نسبت به وضعیت موجود است. علاوه براین، نتایج بررسی عوامل کاهش دهنده نرخ کنسلی بیماران، نشاندهنده کاهش در تعداد موارد کنسلی به میزان متوسط 1.44 مورد در روز میباشد. برای هر دسته از سناریوهای پیشنهادی، اعمال تغییرات بر اساس سناریوی برگزیده، بهبود قابل توجهی در معیارهای عملکردی واحد اورولوژی ایجاد نموده که در این میان، تاثیر سناریوهای زمانبندی مراجعه بیماران در مقایسه با سایر سناریوها به مراتب بیشتر بوده است.
اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت مدیریت کیفیت زنجیره تأمین مبتنی بر وزندهی معیارها با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(مطالعه موردی در یک شرکت تولید کیسه گلبافت)
دوره 9، شماره 1، بهار 1398، صفحه 11-26
بختیار استادی، عادل پورقادر چوبر، رضا مختاریان دلوئی
چکیده مدیریت کیفیت زنجیره تأمین به عنوان یک رویکرد سیستمی، برای بهبود عملکرد سازمانها تعریف میشود که فرصتهای ایجاد شده به وسیله ارتباطات پایین دست و بالادست با تأمین کنندگان و مشتریان را در سازمان، جاری میسازد. در این مقاله، ابتدا با مطالعات بیشینه تحقیق، عوامل کلیدی موفقیت شناسایی شده، سپس 7 عامل کلیدی و 40 زیرعامل با مصاحبه با مجریان و کارشناسان مدیریت زنجیره تامین اصلاح و صحهگذاری گردیده است. بدین طریق، با نظر 30 نفر از خبرگان و اساتید در زمینه زنجیره تامین پرسشنامهای تهیه شده و پایایی پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفته است، سپس اولویت بندی شاخصها بر اساس منطق مقایسات زوجی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی با استفاده از نرم افزار Expert Choice صورت گرفته و وضعیت شرکت مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به نتایج به دست آمده وضعیت شرکت در حوزه SCQM شرایط مطلوبی ندارد و باید دقت بیشتری اعمال شود. هفت عامل کلیدی در این مقاله نشان میدهد که شرکتهای درگیر در زنجیره تامین یک محصول باید برای پیادهسازی مدیریت کیفیت زنجیره تامین محصول، بر هفت حوزه متمرکز شوند و با توجه به همبستگی این حوزهها با یکدیگر، باید این هفت حوزه را همزمان و با مشارکت یکدیگر، توسعه و ارتقا بخشند. 40 زیرمعیار شناسایی شده نیز تحت عنوان نقاط بهبود و یا نقاط بحرانی، به عنوان محور هماهنگیهای اعضای زنجیره در این زمینه محسوب شوند.
ارائه یک مدل نوین بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی جهت یکپارچهسازی تصمیمات مربوط به محصولات تحت وارانتی و از وارانتی خارجشده
دوره 8، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 310-326
محسن افصحی، علی حسین زاده کاشان، بختیار استادی
چکیده در بازار رقابتی امروز، بسیاری از محصولات تحت وارانتی پایه به فروش میرسند و تولیدکنندگان بهمنظور افزایش حاشیه سود و رضایت مشتریان بعد از اتمام وارانتی پایه، تولیدکنندگان تمدید وارانتی را با قیمت و زمانی مشخص به مشتریان ارائه میکنند. در این تحقیق هدف بیشینهسازی سود تولیدکننده با تعیین مقادیر بهینه قیمت محصول، طول دوره وارانتی پایه، طول تمدید وارانتی، سطح تعمیر در تعمیر ناقص و میزان تولید قطعات یدکی (برای تقاضای محصولات تحت وارانتی پایه، تمدید وارانتی و از وارانتی خارجشده) است. برای مدلسازی هر چهبهتر شرایط واقعی، فرض بر این است که محصول با سه نوع تعمیر کمینه، ناقص و کامل در زمان خرابی میتواند مورد تعمیر قرار گیرد و درصد محصولاتی که هر بار تحت هر تعمیر قرار میگیرند نیز بهعنوان متغیر تصمیم لحاظ شدهاند. تابع پایایی محصول در زمان اعمال تعمیر ناقص با رویکرد مدل عمر مجازی کیجیما مورد مدلسازی قرار است. رویکرد حل مسئله بر مبنای رویکرد بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی در سه مرحله صورت گرفته است در مرحله اول متغیرهای تصمیم نظیر قیمت محصول، طول دوره وارانتی پایه، طول دوره تمدید وارانتی، قیمت تمدید وارانتی، سطح تعمیر و احتمال اینکه هر محصول چه نوع تعمیری بر آن صورت گیرد با الگوریتم فرا ابتکاری تعیین میشود. سپس با استفاده از شبیهسازی مونتکارلو تعداد محصولاتی که تمدید وارانتی و تعداد خرابی محصولات را خریداری نمودهاند محاسبه و در انتها با استفاده از الگوریتم برنامهریزی پویا تولید قطعات یدکی مورد بهینهسازی قرار میگیرد. این مدل نیز برای محصول جاروبرقی با برند الجی و خدمات پس از فروش گلدیران مورد حل و تحلیل قرارگرفته است.
بهینهسازی یکپارچه قیمت، سیاستهای وارانتی پایه و تمدید وارانتی با در نظر گرفتن محصولات از وارانتی خارجشده
دوره 8، شماره 1، بهار 1397، صفحه 63-74
محسن افصحی، علی حسین زاده کاشان، بختیار استادی، حسام الدین ذگردی
چکیده امروزه تولیدکنندگان از وارانتی بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی مهم جهت افزایش سهم بازار استفاده میکنند. ارائه محصول به بازار با وارانتی طولانیتر گرچه باعث جذب بیشتر مشتریان میشود، ولی هزینههای تولیدکننده را افزایش میدهد. در دنیای واقعی، تولیدکنندگان پس از اتمام وارانتی پایه، امکانی برای خریداران فراهم میکنند که با پرداخت مبلغی مشخص، بتوانند وارانتی خود را برای مدتزمانی معین تمدید نمایند. بدین ترتیب محصولاتی که وارانتی خود را تمدید نمیکنند بهعنوان محصولات از وارانتی خارجشده، منبع اصلی سودآوری تولیدکننده از فروش قطعات یدکی محسوب میشوند. در این تحقیق مدلی جدید ارائهشده است که به تولیدکننده کمک مینماید در جهت افزایش سود و با در نظر گرفتن سطح رضایت مشتری و اثر فروش قطعات یدکی به محصولات از وارانتی خارجشده، مواردی نظیر قیمتگذاری محصول اصلی، طول دوره وارانتی پایه، طول دوره تمدید وارانتی، قیمت تمدید وارانتی را مورد بهینهسازی قرار دهد. برای حل مدل از الگوریتم ازدحام ذرات توسعهیافته و الگوریتم لیگ ورزشی استفادهشده است. با توجه به اینکه شرکت گلدیران در ایران بهعنوان نماینده خدمات پس از فروش شرکت LG برای محصولات تحت این برند امکان تمدید وارانتی پایه را فراهم نموده است، مدل ارائهشده با دادههای مربوط به محصولLED مورد حل قرارگرفته است. نتایج نشان میدهد که شرکت گلدیران با تغییر مقادیر طول دوره وارانتی پایه و تمدید وارانتی با توجه به چرخه عمر محصول و مدتزمان برنامهریزی میتواند به افزایش حاشیه سود تولیدکننده کمک نماید درصورتیکه هماکنون این شرکت برای تمامی محصولات خود طول دوره وارانتی و تمدید وارانتی را ثابت در نظر میگیرد.
بررسی ارتباط بین عوامل بهرهوری و عملکرد سازمانها با در نظرگرفتن شاخصهای زیست محیطی مبتنی بر استاندارد ایزو 14001
دوره 7، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 140-158
امیر بهرامی، بختیار استادی
چکیده بهرهوری و شاخصهای مرتبط با آن برای سازمانها به خاطر تاثیر گذاری مستقیم بر عملکرد و کارایی سازمان بسیار اهمیت دارد. امروزه شرکتها و سازمانها به بحث زیستمحیطی و استانداردهای مطرح در این حوزه برای بدست آوردن مزیتهای رقابتی اهمیت فراوانی قائل هستند. در حوزه زیستمحیطی استاندارد ISO 14001 مطرح است. در این مقاله در ابتدا به بررسی هریک از مفاهیم بهرهوری و زیستمحیطی به طور جداگانه پرداخته شده است، سپس ابعاد و معیارهای هریک از آنها استخراج شده است. بر این اساس، برای موضوع بهرهوری 20 شاخص و برای زیستمحیطی 13 شاخص از مقالات و کتب استخراج شده است. این مقاله به دو روش مطالعه توصیفی و اکتشافی انجام شده است. در مطالعه توصیفی به استخراج شاخصها و مفاهیم تاثیر گذار بر دو موضوع بهرهوری و زیستمحیطی به صورت جداگانه پرداخته شده است و مطالعه اکتشافی به بیان ارتباط بین مفاهیم و شاخصهای مطرح شده در دو حوزه بهرهوری و زیستمحیطی، که بر گرفته از مرور ادبیات میباشد و با توجه به مفاهیم و موضوعات مطرح شده پرسشنامهای برای پیداکردن ارتباط معنادار بین دو موضوع بهرهوری و زیستمحیطی تدوین شد که در بین خبرگان صنعت و دانشگاه توزیع و نتایج آن جمع آوری شد و با استفاده از آزمون t در سطح 0.05= α ما توانستیم شاخصهای مرتبط را استخراج و از بین آنها هم شاخصهایی که ارتباط قویتر دارند در حوزههای مختلف مشخص شدند.
