طراحی یک مدل پیشبینی برای ارزیابی ماسههای سیلیسی ریخته گری با استفاده از دادهکاوی و طراحی آزمایشها(مطالعه ماسه های گروه 50)
دوره 13، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 281-299
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.199699
غلامحسین باغبان، عباس راد، داود طالبی، حسن فارسیجانی
چکیده صنایع معدنی از جمله بخشهای مهم صنعت در ایران میباشند، به همین جهت ارتقای کیفیت در فرآوردههای محصولات معدنی ضروری است. یکی از این فرآوردهها، ماسههای سیلیسی ریختهگری هستند. هدف از این مطالعه ایجاد یک مدل کامل با استفاده از این گونه از ماسههای سیلیسی بود. یک تحلیل جامع بر روی ده معدن انجام شد و هفت معدن برای انجام مرحله ارتقاء کیفیت انتخاب شدند. در مجموع 1400 آزمایش برای دستیابی به هدف اصلی تحقیق که همانا افزایش کیفیت پارامترهای ماسههای سیلیسی بود، انجام شد. همچنین مشخص شد که هفت ویژگی اساسی ماسههای سیلیسی، تأثیر قابل توجهی بر کیفیت محصولات نهایی دارد. کیفیت ماسههای سیلیسی تحت تأثیر عناصری مانند کلسیم، سدیم، پتاسیم و منیزیم قرار دارند که عناصر قلیایی خاک هستند. درصد بالاتر سیلیس در یک ماده معدنی معمولاً با کیفیت افزایش یافته مرتبط است، زیرا دستیابی به ویژگیها و عملکرد ایدهآل در ماسههای سیلیسی را تضمین میکند. عوامل مؤثر بر کیفیت ماسههای سیلیسی توسط کارشناسان با استفاده از تکنیک دلفی فازی و تحلیل سلسله مراتبی اولویتبندی شدند. این عوامل بر ترکیب شیمیایی، خلوص، واکنشپذیری و عملکرد ماسههای سیلیسی تأثیر دارند.همچنین یک مدل دادهکاوی جهت پیشبینی کیفیت این ماسهها طراحی شد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که وجود کلسیم، سدیم، پتاسیم، منیزیم، محتوای سیلیس، ADV (مقدار قلیایی یا اسیدی بودن ماسه ) و pH بر کیفیت ماسههای سیلیسی تأثیر میگذارد. نتیجهگیری میشود که این مدل، نگرش و پیشبینی کارآمدی را برای افزایش کیفیت محصول ارائه میدهد.
واکاوی موانع استقرار بهینه سیستم مدیریت عملکرد در زنجیره صنعت فولاد ایران
دوره 12، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 199-220
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.168475
عسگر یوسفیان آستانه، کامبیز جلالی فراهانی، فرزاد حقیقی راد، حسن فارسیجانی
چکیده زنجیره صنعت فولاد ایران بهعنوان یکی از صنایع مادر که نیروی محرکه بسیاری از صنایع دیگر میباشد از اهمیت بسزایی برخوردار است. اهداف این پژوهش زمینهساز استقرار بهینه سیستم مدیریت عملکرد سازمانی (PMS ) از طریق شناسایی موانع، بررسی رابطة بین آنها، همچنین تعیین اولویتهای رفع موانع در این زنجیره است. در این راستا موانع پیادهسازی بهینه PMS از مطالعه ادبیات موضوع استخراج شد. اعتبارسنجی موانع شناسایی شده برای بهینهسازی PMS از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت انجام شد. با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری رابطه بین موانع و اولویت رفع موانع نهایی، شناسایی شد. نتایج نشان میدهند دخالت دولت در سیاستگذاری بهعنوان مانع اصلی است. وجود منابع فراوان در کشور و هزینههای کنترل عملکرد نیز در دسته عوامل ریشهای قرار دارند. بنابراین به نظر میرسد برطرفکردن این سه مانع در اولویت نخست جهت بهینهسازی سیستم مدیریت عملکرد است.
مدلی برای تحلیل روابط نقاط آسیبپذیر یکپارچگی داخلی وخارجی زنجیره تأمین با استفاده از دیمتل فازی و ANP فازی در صنایع الکترونیک خانگی ایران
دوره 8، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 98-115
سید داود میرحبیبی، حسن فارسیجانی، محمود مدیری، کاوه خلیلی دامغانی
چکیده امروزه به دلیل رقابت جهانی و لزوم پاسخگویی سریع، یکپارچگی در سطح زنجیره تامین به یک الزام تبدیل شده است.لذا شناسایی و رتبه بندی نقاط آسیبپذیر زنجیره تامین یکپارچه، اهمیت زیادی دارد و اجرای ناقص این فرایند ممکن است خسارات جبران ناپذیری را بر کیفیت عملکرد بخشهای مختلف زنجیره وارد کند. هدف این تحقیق تحلیل تعامل نقاط آسیبپذیر زنجیره تامین یکپارچه صنایع الکترونیک خانگی می باشد. جهت بررسی ارتباط عوامل از F.DEMATEL وجهت رتبهبندی عوامل از F.ANP استفاده شد.نتایج نشان میدهد عوامل محیطی وارتباطی بالاترین تاثیرگذاری را در آسیب پذیری زنجیره تامین یکپارچه به خود اختصاص دادند وعامل تولید بالاترین رتبه در عوامل تاثیرپذیررا دارا بود.همجنین نتایج نشان داد با ایجاد شبکههای ارتباطی در سطح زنجیره وتقویت شاخصهایی مانند بهبود پراکندگی و تناسب ضعیف شرکا در زنجیره وایجاد شفافیت اطلاعات در سطح زنجیره تامین میتواند تا حدود زیادی آسیبپذیری زنجیره تامین را کاهش داد وموجبات بهبود تولید فراهم گردد.
