ارایه مدل تصمیمگیری دادهمحور بهمنظور ارزیابی بهصورتکنندگان پایدار و تابآور در صنعت خودرو
دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 83-109
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.529590.1555
سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان
چکیده هدف: با توجه به چالشهای رو به رشد زنجیرههای بهصورت در دنیای امروز، شامل نوسانات بازار، فشارهای فزاینده زیستمحیطی و اجتماعی و نیز نیاز به افزایش تابآوری در برابر بحرانهای پیشبینینشده (مانند همهگیری کرونا و بحرانهای اقتصادی)، انتخاب بهصورتکنندگانی که بهطور همزمان معیارهای پایداری و تابآوری را برآورده کنند، اهمیتی استراتژیک پیدا کرده است. در این راستا، هدف اصلی این پژوهش ارایه یک مدل تصمیمگیری جامع و دادهمحور با رویکردی آیندهنگر برای ارزیابی و انتخاب بهصورتکنندگان در زنجیرهبهصورت است که بتواند همزمان ابعاد مختلف پایداری و تابآوری را مد نظر قرار دهد.
روششناسی پژوهش: در مدل ارایهشده، ابتدا وزن معیارها و زیرمعیارهای مطرحشده از طریق روش بهترین-بدترین تصادفی محاسبه گردید. سپس ارزیابی عملکرد بهصورتکنندگان با استفاده از روش تصمیمگیری چندمعیاره ویکور تصادفی انجام گرفت. در مرحله بعد، برای پیشبینی عملکرد آتی بهصورتکنندگان از الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی استفاده شد. این مدل در قالب یک مطالعه موردی در شرکت خودروسازی سایپا کاشان و با بهرهگیری از پرسشنامههای تخصصی و نظرات کارشناسان صنعت اجرا شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که معیارهای مرتبط با پایداری و تابآوری در انتخاب بهصورتکنندگان صنعت خودرو نقش کلیدی دارند. در میان زیرمعیارهای بررسیشده، انتشار گازهای گلخانهای و کاهش مصرف انرژی به دلیل الزامات زیستمحیطی، و هزینه و سطح موجودی ایمنی به علت تاثیر مستقیم بر عملکرد اقتصادی و تداوم عملیات، بیشترین تاثیر را بر کارایی بهصورتکنندگان داشتند. علاوهبر این، بهکارگیری الگوریتم جنگل تصادفی برای پیشبینی عملکرد آینده بهصورتکنندگان نشان داد که این روش از دقت پیشبینی بالایی برخوردار است (RMSE = 0.0976).
اصالت/ارزشافزوده علمی: گرچه هر یک از روشهای بهکاررفته در این پژوهش (بهترین-بدترین تصادفی، ویکور تصادفی، الگوریتم جنگل تصادفی) بهصورت جداگانه در مطالعات پیشین مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما ارایه چارچوبی یکپارچه که این سه روش را با یکدیگر ترکیب کند، نوآوری اصلی این مطالعه محسوب میشود. در واقع، این پژوهش برای نخستین بار با تلفیق روشهای چندمعیاره و الگوریتم یادگیری ماشین، یک مدل تصمیمگیری جامع و دادهمحور ارایه کرده است که علاوهبر ارزیابی عملکرد کنونی بهصورتکنندگان، قابلیت پیشبینی عملکرد آینده آنها را نیز فراهم میکند. چنین ترکیبی، پیش از این در ادبیات انتخاب بهصورتکننده با تمرکز همزمان بر پایداری و تابآوری زنجیرهبهصورت در صنعت خودرو ارایه نشده و از این منظر دارای نوآوری روششناختی مشخص و واضح است.
مدلسازی شبکه زنجیرهتامین پایدار و تاب آور در صنعت خودرو
دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 379-406
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514088.1508
سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان
چکیده هدف: این پژوهش به ارایه یک مدل بهینهسازی چندهدفه جهت طراحی زنجیرهتامین پایدار با تاکید بر ابعاد تابآوری پرداخته است. مدل پیشنهادی بهگونهای توسعه یافته است که قادر به ایجاد تعادل بهینه میان اهداف اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی باشد و همزمان پاسخ مناسبی به تغییرات و اختلالات احتمالی در زنجیرهتامین ارایه دهد. جهت اعتبارسنجی و ارزیابی کارایی مدل توسعهیافته، یک مطالعه موردی در صنعت خودروسازی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشاندهنده عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی بوده و در نهایت ابزارها و راهکارهای مدیریتی کاربردی برای تصمیمگیرندگان زنجیرهتامین ارایه گردیده است.
روششناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف، یک مدل تصمیمگیری جامع توسعه یافته است. در مرحله نخست، امتیازدهی به تامینکنندگان با توجه به معیارهای پایداری و تابآوری صورت میگیرد. این ارزیابی با بهرهگیری از دو رویکرد نوآورانه تصمیمگیری، شامل روش بهترین-بدترین فازی تصادفی و روش ویکور تصادفی، انجام میپذیرد. در گام بعدی، یک مدل ریاضی چندهدفه با در نظر گرفتن عدمقطعیتهای فازی-تصادفی طراحی شده است. بهمنظور حل این مدل، از رویکرد بهینهسازی استوار فازی و روش برنامهریزی آرمانی چندگزینهای اصلاحشده مبتنی بر تابع مطلوبیت استفاده شده است.
یافتهها: در این پژوهش، زنجیرهتامین شرکت خودروسازی سایپا کاشان با تمرکز بر سه بعد کلیدی شامل معیارهای عمومی، پایداری و تابآوری مورد ارزیابی قرار گرفته است. شاخصهایی نظیر هزینه، کیفیت و کاهش مصرف انرژی بهعنوان مهمترین معیارها شناسایی شدهاند. ارزیابی و رتبهبندی تامینکنندگان با استفاده از روش ویکور فازی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل نشان میدهد که در میان تامینکنندگان اصلی، گزینههای دوم و پنجم و در میان تامینکنندگان پشتیبان، گزینه دوم، بالاترین امتیازات را کسب کردهاند. افزون بر این، بهمنظور بررسی استواری و اعتبار رویکرد پیشنهادی، نتایج بهدستآمده با روشهای سنتی مقایسه گردیدهاند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: ارزشافزوده این پژوهش در ارایه یک مدل جامع تصمیمگیری در شرایط عدمقطعیت نهفته است که به بهبود عملکرد زنجیرهتامین از جنبههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی کمک میکند. یافتههای تحقیق میتوانند نقش موثری در حمایت از تصمیمگیری مدیران و سیاستگذاران صنعت ایفا کرده و آنها را در مواجهه با چالشهای پیچیده و پویای زنجیرهتامین یاری رسانند.
مدلسازی صنعت خودرو با رویکرد افزایش و بهبود بهرهوری در صادرات غیرنفتی ایران با استفاده از سیستم داینامیک
دوره 14، شماره 1، بهار 1403، صفحه 18-30
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.215013
سید جابر حسینی، محمد مهدی موحدی، امیر غلام ابری، سید احمد شایان نیا
چکیده هدف: در جهان امروز، نقش اقتصاد در شکلگیری مدلهای کسبوکار و قدرت کشورها بسیار برجسته است. صادرات نقش موثری در افزایش بهرهوری و توسعه اقتصادی بهویژه در کشورهای درحالتوسعه دارد. صنعت خودروسازی بهعنوان یک بخش کلیدی، در این فرآیند نقش مهمی ایفا میکند. این پژوهش با هدف شناسایی متغیرهای اثرگذار بر صادرات غیرنفتی و بررسی چگونگی تاثیر آنها بر رشد بهرهوری و بهبود صادرات انجام شده است.
روششناسی پژوهش: در این تحقیق از رویکرد پویاییشناسی سیستمها استفاده شده است. برای مدلسازی تعامل میان متغیرهای کلیدی اقتصادی، از نرمافزار VENSIM بهره گرفته شده است. همچنین نمودارهای علی-معلولی و نمودارهای حالت و جریان طراحی شدهاند تا روابط بین متغیرها بهخوبی تحلیل شوند.
یافتهها: متغیرهای اصلی بررسیشده در این مطالعه شامل نرخ ارز، تورم، بهرهوری و رقابتپذیری هستند. مدل طراحیشده اعتبارسنجی شده و در قالب سناریوهای مختلف اجرا گردیده است. نتایج نشان میدهند که تغییرات این متغیرها چگونه بر بهرهوری و عملکرد صادرات غیرنفتی در صنعت خودرو تاثیرگذار هستند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این مطالعه یک مدل پویای اختصاصی برای صنعت خودروسازی در اقتصادهای درحالتوسعه مانند ایران ارایه میدهد؛ جایی که اتکای شدید به نفت، باعث ناکارآمدی در سایر بخشهای صادراتی شده است. این مدل میتواند به سیاستگذاران و ذینفعان صنعت کمک کند تا تعاملات پیچیده اقتصادی را درک کرده و تصمیمات موثرتری برای ارتقای صادرات غیرنفتی و بهرهوری اتخاذ کنند.
