ارایه الگوی پیشنهادی جهت شناسایی و کاهش ابعاد متغیرهای موثر بر کیفیت اسلب با رویکرد چندمتغیره-چندمرحلهای (مورد مطالعه: شرکت فولاد مبارکه اصفهان)
دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 91-104
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.215016
مهدی کرباسیان، مهسا جعفری، صادق شهبازی
چکیده هدف: فرآیندهای چندمتغیره و چندحالته، به نوعی از فرآیندها اطلاق میشود که دارای تعداد زیادی متغیر در هر مرحله از تولید بوده و این متغیرها ممکن است با هم در ارتباط باشند. هدف از این تحقیق، ارایه روشی نوین به منظور انتخاب، کاهش و تعریف متغیرهای کنترلی جدید در فرآیندهای پیچیده تولیدی است، بهگونهای که کنترل کیفیت موثرتر و کارآمدتر انجام شود.
روششناسی پژوهش: روش تحقیق این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفی است. در این تحقیق، از روشهای یادگیری ماشین و تکنیکهای کاهش ابعاد همچون تحلیل مولفههای اصلی (PCA)، رگرسیون و بررسی همبستگی بین متغیرها استفاده شده است. همچنین برای ارزیابی عملکرد روش پیشنهادی، یک مطالعه موردی بر پایه دادههای واقعی از فرآیند تولید اسلبهای فولادی در شرکت فولاد مبارکه اصفهان انجام گرفته است.
یافتهها: فرآیند تولید اسلب شامل سه مرحله اصلی کوره، متالورژی ثانویه و ریختهگری بود. در هر مرحله، با استفاده از روش پیشنهادی تعداد متغیرهای کنترلی کاهش یافت. برای مثال، در واحد کوره، تعداد 9 متغیر اولیه به 3 گروه تقسیم شد و تحلیل همبستگی و PCA بر هر گروه اجرا گردید. در نتیجه، متغیرهای کلیدی استخراج شدند و نتایج پس از ارایه به خبرگان، مورد تایید قرار گرفت. یافتهها نشان داد که این رویکرد قادر است تعداد متغیرهای موثر بر کیفیت را به شکل موثری کاهش دهد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: نوآوری این تحقیق در ترکیب تکنیکهای یادگیری ماشین و کاهش ابعاد برای بهینهسازی کنترل کیفیت در فرآیندهای چندمرحلهای و چندمتغیره است. این روش در شرایطی که روشهای سنتی ناکارآمد هستند، میتواند ابزار موثری برای مهندسان کیفیت و تحلیلگران فرآیند باشد.
ارایه یک مدل تلفیقی برنامهریزی ریاضی برای انتخاب و تخصیص سفارشات تأمینکنندگان سبز نیروگاه زیست توده
دوره 7، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-15
میثم نصرالهی، مهدی حکیمیاصل، علیرضا حکیمیاصل، عباس کرامتی
چکیده تخریب گسترده محیط زیست و انتشار روز افزون گازهای گلخانهای، باعث ایجاد نگرانیهای زیستمحیطی در میان جوامع و دولتها شده است. یکی از راهکارهای کاهش آلایندگی زیستمحیطی، پیادهسازی زنجیرهتامین سبز است. در این پژوهش انتخاب تامینکنندگان سبزِ تجهیزات نیروگاههای زیست توده و نحوه تخصیص تقاضا به آنها به عنوان یکی از کلیدیترین تصمیمات راهبردی زنجیرهتامین مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به تعدد معیارها در این مساله، استفاده از روشهای مقایسه زوجی برای وزندهی کارآمد نخواهد بود. در مدل تلفیقی ارایه شده، از روش تحلیل مولفههای اصلی برای مقابله با این چالش استفاده شده است. در نهایت با استفاده از یک مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه، میزان تخصیص تقاضا به هر تامینکننده مشخص میگردد. روش پیشنهادی برای انتخاب تامینگنندگان سبز تجهیزات نیروگاه زیست توده شیراز مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصله بیانگر کارآیی مدل پیشنهادی برای انتخاب تامینکنندگان سبز تجهیزات نیروگاه زیست توده است.
