عارضهیابی و ارایه راهکارهای بهبود فرایندهای صدور ضمانتنامه برای تعاونیها با استفاده از ترکیب روشهای تاپسیس، آنتروپی شانون و تکنیک گروه اسمی
دوره 16، شماره 1، بهار 1405، صفحه 63-79
https://doi.org/10.48313/jqem.2026.567660.1597
محمد جواد ارشادی، البرز محمدی، علی حاجی وند، سمیه سروش، بهار هاشمیه، نگار زنگنه
چکیده هدف: مدیریت اثربخش فرایندهای سازمانی و رویارویی با چالشها، برای دستیابی به اهداف در دنیای رقابتی امروز، برای سازمانهایی نظیر صندوق ضمانت سرمایهگذاری تعاون، حیاتی است. اهمیت این موضوع برای این صندوق، با توجه به طیف وسیع ذینفعان و نقش کلیدی آن در حمایت از بخش تعاون، دوچندان خواهد بود. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف ارایه چالشها و راهکارهای بهبود، در فرایندهای صدور بیمهنامههای اعتباری ضمانت توسعه تعاون صورت پذیرفت.
روششناسی پژوهش: این پژوهش بر پایه اصول مدیریت کیفیت و رویکرد فرایندی بنا نهاده شده تا صحت و اعتبار علمی و کاربردی نتایج تضمین شود. تحلیل عمیق چالشها و اولویتبندی آنها با استفاده از روش آنتروپی شانون، تکنیک تاپسیس (TOPSIS) و رویکرد گروه اسمی (NGT) صورت پذیرفت.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که بیشترین عارضههای صندوق در بخشهای فرایند و استراتژی متمرکز هستند؛ ازاینرو، متناسب با اولویتهای استخراجشده، راهکارهای بهینهسازی ارایه و شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) برای نظارت مستمر تدوین گردید.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نتایج نهایی این پژوهش علاوه بر ایجاد شفافیت فرایندی، با ارایه یک نقشه راه عملیاتی و علمی، مبنایی برای تمرکز منابع بر نقاط کلیدی موفقیت فراهم آورد که گامی محوری در جهت کاهش زمان و هزینه، ارتقا اثربخشی و تحقق اهداف استراتژیک در بخش تعاون محسوب میشود.
استفاده از توسعه الگوبرداری کیفیت جهت دستیابی به کلاس جهانی در خدمات دارویی بیماران خاص
دوره 15، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 258-270
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.535761.1565
محسن شفیعی نیکابادی، مجتبی پورباقریان، مریم عشقعلی
چکیده هدف: بخش خدمات دارویی در تمامی کشورها به دو دلیل حایز اهمیت است: نخست اینکه با جان انسانها سروکار دارد و در تمامی جوامع سرمایه انسانی یکی از مهمترین سرمایههای آن کشور است؛ دوم به دلیل گردش بالای مالی در این صنعت. در سالهای اخیر پیشرفتهای بسیاری در داروسازی صورت گرفته است، اما مهمترین معضل، عدم وجود راهکار درست و منطقی برای شناسایی نیازهای بیماران و بهخصوص بیماران مبتلا به بیماریهای خاص است. هدف این پژوهش شناسایی اولویتهای خدمات درمانی بیماریهای خاص در ایران در مقایسه با بهترینهای این حوزه در سطح جهان و در جهت دستیابی به کلاس جهانی و اولویتبندی این نیازها است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه یک پژوهش کاربردی است که در آن از ترکیب رویکردهای گسترش عملکرد کیفیت و الگوبرداری تحت عنوان توسعه الگوبرداری کیفیت بهره گرفته شده است. ابتدا الزامات کیفیت را از بیماران، پزشکان و داروسازان جمعآوری شده، سپس با مقایسه شرکتهای دارویی برتر، رابطه میان الزامات و عناصر کیفیت تحلیل میشود و در نهایت، اهمیت وزنی هر عنصر را برای بهبود خدمات دارویی تعیین میگردد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که پنج عاملی که در حوزه خدمات دارویی ایران دارای بیشترین اولویت هستند به ترتیب عبارتاند از بهبود کیفیت تولید دارو، توانا ساختن پرسنل درمان، بهبود کیفیت توزیع دارو، ارتقای خدمات درمانی ویژه بیماریهای خاص و بهبود نظارت بر تولید دارو.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش روشی ساختارمند برای شناسایی و اولویتبندی نیازهای بیماران خاص در نظام خدمات دارویی ایران ارایه میدهد. نوآوری اصلی این تحقیق در بهکارگیری همزمان صدای مشتری (بیماران، پزشکان و داروسازان) و مقایسه با شرکتهای دارویی پیشرو جهانی است، که امکان استخراج شکافهای عملکردی و تعیین عوامل کلیدی برای ارتقا سطح خدمات دارویی را فراهم میسازد.
مدیریت کیفیت جامع و عملکرد: شواهدی تجربی از نقش میانجی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 231-246
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.524515.1526
محسن ایمنی، فریدون رهنمای رودپشتی، بهاره فائزی
چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد با تمرکز بر نقش میانجی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت است. پژوهش تلاش میکند با رویکردی تجربی، درک عمیقتری از ساز و کارهای اثرگذاری مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد ارایه دهد و بهطور خاص، مشارکت حسابداران مدیریت و نقش ابزارهای اطلاعاتی حسابداری را در این فرآیند مورد سنجش قرار دهد.
روششناسی پژوهش: برای رسیدن به هدف پژوهش، از پرسشنامههای استاندارد استفاده شد. نمونه آماری پژوهش را 97 مدیر سطح میانی شرکتهای تولیدی غرب استان مازندران در سال 1403 تشکیل میدهند. نرخ پاسخگویی به پرسشنامه معادل %80.1 گردید. برای تحلیل فرضیهها از نرمافزار SmartPls3 و روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و همچنین نتایج حاکی از آن است که حسابداران مدیریت در بهکار گیری مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد نقش مثبت دارند؛ اما سیستم حسابداری مدیریت، نقش میانجی بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد را بازی نمیکند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: پژوهش با بررسی همزمان دو متغیر میانجی یعنی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت در رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد نهفته است. موضوعی که در ادبیات پیشین به صورت جداگانه یا ناقص مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با بهرهگیری از دادههای واقعی شرکتهای تولیدی و استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، شواهدی نوین و کاربردی در زمینه نقشهای استراتژیک حسابداران مدیریت در تحقق اهداف کیفیت محور سازمانها ارایه میدهد و خلا پژوهشی موجود در خصوص تعامل مدیریت کیفیت جامع با سیستمهای اطلاعاتی مدیریتی را تا حدی پر میکند.
مدل تخصیص بهینه تسهیلات با تاکید بر کیفیت کارایی بانکی
دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 407-422
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.517884.1516
احمد عباسی، عبداله هادی وینچه، علی جمشیدی
چکیده هدف: تضمین رشد اقتصادی پایدار از وظایف کلیدی هر کشور است و تسهیلات بانکی با حمایت از واحدهای تولیدی، نقش محرکی در این رشد ایفا میکنند. با اینحال، افزایش معوقاتبانکی میتواند ثبات اقتصادی را تهدید کرده و منجر به رکود شود. این پژوهش با هدف ارایه مدلی بهینه برای تخصیص تسهیلات در بانکهای خصوصی و کاهش معوقات انجام شده است.
روششناسی پژوهش: برای تحلیل دادههای مرتبط با تسهیلات اعطایی و عوامل موثر بر معوقات، از روشهای آماری پیشرفته شامل رگرسیون چندگانه گامبهگام، پانل دیتا و رگرسیون لجستیک استفاده شده است. این روشها به شناسایی دقیق متغیرهای تاثیرگذار کمک کردهاند.
یافتهها: مدل ارایهشده، یک چارچوب ترکیبی است که همزمان شاخصهای درونبانکی، درونشرکتی و اقتصادی را درنظر میگیرد. این مدل میتواند بهعنوان ابزاری راهبردی برای بهینهسازی تخصیص تسهیلات، کاهش معوقات و بهبود ثبات اقتصادی در بانکهای خصوصی ایران مورداستفاده قرار گیرد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش نشان میدهد که مدیریت هوشمند تسهیلات با درنظر گرفتن عوامل چندبعدی، میتواند بهرهوری بانکها را افزایش داده و از ریسکهای اعتباری بکاهد. مدل پیشنهادی میتواند مبنای تصمیمگیری مدیران بانکی برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار باشد.
تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فینتک بر رفتار ریسکپذیری بانکها (مدلهای : DID, 2SLS-IV, GMM)
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 253-271
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219199
علیرضا شیرعلی، مصطفی حیدری هراتمه
چکیده هدف: شکلگیری بانکداری سنتی برای بهبود فرآیندها و خدمات خود به نوآوریهای و فناوریهای جدید فینتکها نیاز دارد. نوآوریهای فینتک منجر به تحولات گسترده در نظام بانکی از جمله مدیریت ریسک شده است؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی و تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فینتک بر رفتار ریسکپذیری بانکها با استفاده از دادههای پنل متوازن 20 بانک در دوره زمانی 1401-1392 در نظر گرفته شد.
روششناسی پژوهش: بر اساس فناوری وب شاخصی در سطح بانک، ایجاد و تعداد و فراوانی سالانه اخبار مربوط به نوآوری فینتک از هر بانک بهصورت نسبت ارزش مبادلات از طریق اینترنت و موبایل بهمنظور خرید آنلاین و پرداخت قبوض به GDP در نظر گرفته شده است. برای رفع مشکلات احتمالی درونزا، از جمله خطاهای اندازهگیری و متغیرهای حذفشده، از روشهای متغیرهای ابزاری و تفاوت در تفاوتها جهت آزمون فرضیه و استخراج نتایج برآورد شده سازگار استفاده گردید.
یافتهها: نشان داد که بهبود در نوآوری فینتک بانک بهطور معنیداری ریسکپذیری را کاهش میدهد. نتایج تحلیل مکانیسم نشان میدهد که نوآوری فینتک بانک، ریسکپذیری آن را از طریق دو کانال، افزایش درآمد عملیاتی و نسبت کفایت سرمایه کاهش میدهد. تحلیل ناهمگونی اندازه بانک، نوع بانک و رقابتپذیری نشان میدهد که بانکهای تجاری بزرگتر (دولتی، خصوصی) و بسیار رقابتی، تاثیر بارزتری بر کاهش ریسکپذیری در توسعه نوآوری فنآوری دارند. همچنین آزمونهای استحکام و پایداری، از جمله تغییر روشهای ساخت شاخص نوآوری فینتک، جایگزینی شاخصهای ریسکپذیری، روش کاهش تغییر نمونه مطالعه، نشان داد که یافتهها تغییری نداشته است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نظام بانکی باید از الگوی توسعه عصر پیروی و راهحلهای فینتک را برای تسریع تحول دیجیتال خود بپذیرند. نهایتا از آنجایی که استفاده بانکهای تجاری از فینتک، خطرات بالقوه خاصی را به دنبال دارد، بانکها باید مدیریت ریسک خود را افزایش دهند. اقدامات نظارتی قابل اجرا، مانند استانداردهای افشای اطلاعات و شاخصهای مدیریت ریسک را اعمال کند.
طرح تخصیص هزینه ثابت بر اساس بهینهسازی استوار در تحلیل پوششی دادهها: مطالعه موردی صنعت بانکداری
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 272-288
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219293
جواد گرامی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارایه یک مدل منصفانه برای تخصیص هزینه ثابت میان مجموعهای از واحدهای تصمیمگیرنده مانند بانکها یا کارخانهها، در یک محیط نامطمئن است بهنحویکه کارایی واحدها کاهش نیابد و حتی در مواردی بهبود یابد.
روششناسی پژوهش: برای تحقق هدف، از تحلیل پوششی دادهها همراه با بهینهسازی استوار استفاده شده است. در این مدل، ورودیها و خروجیهای واحدها بهصورت اعداد نادقیق تصادفی در نظر گرفته شده و برای خطیسازی مدل و تبدیل آن به یک فرم برنامهریزی قطعی، از مفاهیم برنامهریزی تصادفی بهره گرفته شده است؛ همچنین، مفهوم مجموعه وزنهای مشترک برای ایجاد یک مبنای منصفانه در تخصیص به کار رفته است.
یافتهها: یافتهها نشان میدهند که با استفاده از طرح تخصیص هزینه ثابت پیشنهادی، کارایی واحدهای تصمیمگیرنده (بانکها) نهتنها کاهش نمییابد بلکه در بسیاری از موارد افزایش مییابد .این موضوع نشاندهنده موفقیت مدل در حفظ و ارتقا کارایی در فرآیند تخصیص منابع در شرایط عدم قطعیت است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: نوآوری اصلی پژوهش در ترکیب تحلیل پوششی دادهها با بهینهسازی استوار در محیطهای نامطمئن و توسعه یک مدل تخصیص هزینه ثابت بر پایه عدم کاهش کارایی و استفاده از مجموعه وزنهای مشترک است؛ همچنین کاربرد عملی مدل در صنعت بانکداری ایران به ارزش واقعی پژوهش در فضای تصمیمگیری مدیریتی میافزاید.
