طراحی مدل توسعهی معماری پلتفرمِ محصول با رویکرد چند هدفه شامل DFC و DFV و DFSC، مطالعهی موردی: سیستم آنتن آرایه فازی
دوره 12، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 171-198
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.166818
مسعود مرآتی، مهدی کرباسیان، عباس طلوعی، حسن حاله
چکیده چکیده: در این تحقیق از روش طراحی برای تنوعپذیری (DFV) و دو شاخص تنوع نسلی (GVI) و شاخص اتصال (CI) برای اندازهگیری یک معماری محصول استفاده میشود و با استفاده از تابع ارتقاء کیفیت (QFD) و ماتریس ساختار طراحی (DSM)، شاخصهای مذکور شناسایی و رتبهبندی میشوند. همچنین رویکرد DFV همزمان با مقولههای طراحی برای هزینه (DFC) و طراحی برای زنجیره تامین (DFSC) مدلسازی میشود و یک مدل ریاضی کاربردی جهت توسعهی معماری پلتفرم محصول حاصل میگردد که به دنبال تنوعپذیری محصول و کاهش هزینهها و مدیریت فرایند زنجیره تامین است؛ چرا که معماری پلتفرمِ قوی یک مزیت رقابتی برای شرکتها محسوب میشود. مطالعهی موردی، سیستم آنتن آرایه فازی است که با استفاده از تکنیک LP متریک و نرمافزار گمز به حل مسئله پرداخته میشود. پس از اجرای مدل، اعتبارسنجی آن انجام شده و با در نظر گرفتن سه هدف شامل هزینه کل و امتیاز ارزیابی (شایستگی) تأمینکنندگان و جابهجاییپذیری (تنوعپذیری) و هفت پارامتر اصلی مدل، تحلیل حساسیت و دیگر مقایسات و نتایج ارایه میگردد که روابط بین اهداف و اثرگذاری و اثرپذیری اهداف و پارامترهای مدل از همدیگر را بررسی و تحلیل مینماید. در مورد مقایسهی اهداف با همدیگر، یافتهها رابطهی معکوس هدف هزینه کل با اهداف تنوعپذیری و امتیاز ارزیابی و رابطهی مستقیم اهداف تنوعپذیری و امتیاز ارزیابی را نشان میدهد. همچنین نتایج تحلیل حساسیت نشانگر اثرپذیری بالاتر هدف جابهجاییپذیری از پارامترهای مورد بررسی بود و امتیاز ارزیابی تأمینکنندگان و هزینه کل در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
قابلیت اعتماد F سیستم فرسایشی k ازn تسهیم بار
دوره 11، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 177-190
https://doi.org/10.48313/jqem.2021.143370
مصطفی رزمخواه، بهاره خطیب آستانه
چکیده قابلیت اعتماد یک F سیستم k از n که کل بار سیستم بر روی مولفههای در حال کار تسهیم میشود، مورد مطالعه قرار میگیرد. عملکرد سیستم بر اساس میزان فرسایش مولفهها اندازهگیری و بر همین اساس طول عمر سیستم تعیین میگردد. فرض میشود که فرسایش مولفههای در حال کار از یک فرآیند گاما پیروی میکند طوری که پارامتر شکل یک تابع وابسته به زمان و پارامتر مقیاس یک مقدار ثابت است. همچنین، تاثیر تسهیم بار بر اساس یک تابع توانی بر روی پارامتر شکل فرایند گاما مدلبندی میشود. تابع قابلیت اعتماد سیستم بر اساس یک رابطه بازگشتی محاسبه و حساسیت آن نسبت به پارامترهای مدل بررسی میشود. مساله برآورد پارامتر تسهیم بار نیز بر اساس فرسایشهای اندازهگیریشده در زمانهای بازرسی از پیش تعیینشده مورد بررسی قرار میگیرد. با توجه به پیچیدگی فرمولهای بدست آمده، از روشهای عددی و شبیهسازی برای محاسبه قابلیت اعتماد و بررسی دقت برآوردگر پیشنهادی استفاده میشود.
استنباط بیزی پارامترهای توزیع لیندلی توانی تعمیمیافته بر اساس طرح سانسور هیبرید نوع دوم: یک مطالعه شبیهسازی و کاربردی
دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 177-198
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.218909
نسرین بلوچ رودباری، ایمان مخدوم
چکیده هدف: در این پژوهش، استنباط بیزی پارامترهای توزیع لیندلی توانی تعمیمیافته در حضور دادههای سانسور شده هیبرید نوع دوم موردبررسی قرار میگیرد.
روششناسی پژوهش: برای برآورد ماکسیمم درستنمایی پارامترها، با توجه به اینکه این برآوردها فرم بستهای ندارند و بهصورت ضمنی قابلمحاسبه نیستند، از الگوریتم EM استفاده شده و ماتریس اطلاع فیشر بهمنظور ساخت فواصل اطمینان مجانبی بهکار گرفته میشود. در ادامه، برای برآورد پارامترهای توزیع لیندلی توانی تعمیمیافته که در این مقاله با نماد EPL نمایش داده میشود، دو روش بیزی، شامل تقریب لیندلی و زنجیره مارکوف مونتکارلو (MCMC)، تحت تابع زیان مربعات خطا مورداستفاده قرار میگیرند. سپس، فواصل اطمینان بیشینه پسین (HPD) بر اساس برآوردهای بیزی محاسبه میشود. بهمنظور ارزیابی عملکرد روشهای پیشنهادی، مطالعات شبیهسازی انجام شده و نتایج حاصل از دو روش بیزی مقایسه میشوند.
یافتهها: یافتهها نشان میدهند که روش MCMC در برآورد پارامترهای توزیع سهپارامتری، دارای اریبی کمتر بوده و نسبت بهتقریب لیندلی از سازگاری بیشتری برخورداراست. در توزیعهای با پارامترهای زیاد، روش MCMC برآوردهای بهتری نسبت بهتقریب لیندلی ارایه میدهد و همگرایی در این حالت سریعتر رخ میدهد. MSE برآوردها در تقریب لیندلی با توجه به جدول 2 خیلی بیشتر از پراکندگی دادهها با حجم نمونه مشابه از روش MCMC در جدول 3 است. در پایان، یک مجموعه دادهی واقعی برای نشان دادن کاربرد عملی روشهای پیشنهادی ارایه میشود.
اصالت/ارزشافزوده علمی: با توجه به اینکه تاکنون هیچ مطالعهای در خصوص توزیع لیندلی توانی تعمیمیافته در حضور دادههای سانسور شده هیبرید نوع دوم انجام نشده است، یافتههای این پژوهش میتواند برای مطالعات بعدی مورداستفاده قرار گیرد.
یک مدل ریاضی چندهدفه برای طراحی زنجیرهتامین میوه مبتنی بر کیفیت و اهداف توسعه پایدار
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 180-203
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.531259.1558
ناعمه زرین پور
چکیده هدف: در این مقاله یک مدل برنامهریزی ریاضی چندهدفه برای طراحی زنجیرهتامین میوه چندسطحی و چنددورهای با در نظر گرفتن اهداف توسعه پایدار شامل کمینهسازی هزینهها، کمینهسازی انتشار گازهای گلخانهای و بیشینهسازی ابعاد اجتماعی ارایه میشود. در مدل پیشنهادی کیفیت محصولات نقش اساسی در طراحی زنجیرهتامین ایفا میکند و میوهها در مراکز توزیع بر اساس کیفیت درجهبندی و سپس بین بازارهای میوه، مراکز تولید کمپوست، کارخانهها تولید آبمیوه، کارخانهها تولید کنستانتره و کارخانهها تولید دارو توزیع میشوند.
روششناسی پژوهش: مدل چندهدفه پیشنهادی با استفاده از یک رویکرد برنامهریزی آرمانی فازی حل شده است. وزن توابع هدف و همچنین وزن ابعاد اجتماعی با استفاده از رویکرد بهترین-بدترین فازی محاسبه شده است.
یافتهها: در این پژوهش، برای ارزیابی عملکرد مدل پیشنهادی از یک مطالعه موردی مبتنی بر استان فارس که سومین استان سرآمد در زمینه تولید سیب در کشور است، استفاده شد. نتایج حاصل از مدل پیشنهادی با سه مدل با دیدگاههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی مقایسه شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پایداری سیستم با استفاده از بهینهسازی جداگانه مدلهای با دیدگاههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی میسر نمیشود و مدل پیشنهادی موجب دستیابی به جواب بهینه کارآمد در هر سه بعد پایداری بهطور همزمان با بهبود قابلملاحظه در ابعاد زیستمحیطی و اجتماعی و افزایش ناچیز در هزینههای سیستم میشود. افزون بر این، مدل پیشنهادی با برقراری یک تعادل مناسب بین هر سه بعد پایداری منجر به ایجاد یک زنجیرهتامین با ساختار شبکه و تعداد تسهیلات استقراریافته متفاوت نسبت به سه مدل دیگر خواهد شد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: ارزشافزوده این پژوهش، ارایه یک مدل جامع با دیدگاههای پایداری و در نظر گرفتن کیفیت بهعنوان یک عامل اصلی در درجهبندی و توزیع محصولات بین سطوح مختلف زنجیرهتامین است. یافتههای این پژوهش میتواند به سیاستگذاران و مدیران عملیاتی در صنعت میوه جهت اتخاذ تصمیمات استراتژیک و عملیاتی در زمینه تولید میوه، فرآوری آن و عرضه به بازارهای فروش با تکیه بر ابعاد پایداری یاری رساند.
طراحی مدلی جهت ارزیابی سطح بلوغ سازمان های باقابلیت اطمینان بالا (HROs)
دوره 13، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 181-206
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.192578
افشین علی پور پیجانی، مهدی کرباسیان
چکیده علیرغم اهمیت موضوع سازمان های با قابلیت اطمینان بالا، در کشور ما در حدکفایت به آن پرداخته نشده است. طراحی چارچوبهای علمی که امکان درک درست این سازمانها و سنجش و ارزیابی ابعاد گوناگون آنها را فراهم نماید در آگاهی وضعیتی سازمانها تعیین کننده میباشد. این تحقیق با هدف پاسخ به این نیاز، چارچوبی جامع برای ارزیابی بلوغ سازمان های با قابلیت اطمینان بالا ارائه می نماید. در این تحقیق از روش فراترکیب استفاده شده است که طی آن بر اساس روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، مدلهای موجود مرتبط مورد بررسی قرار گرفته اند و در نهایت یک مدل پنج سطحی با رویکردی جامع طراحی گردیده است که در هرسطح آن، مشخصه های احراز سطح بلوغ ارائه گردیده است. این مدل می تواند مبنایی برای ارزیابی و تجزیه و تحلیل سطح بلوغ سازمان های با قابلیت اطمینان بالا و همچنین طراحی برنامه بهبود و توسعه این سازمانها باشد.
طراحی قابلیت اطمینان-محور، نمونه موردی بویلر بازیاب (HRSG)
دوره 10، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 189-202
https://doi.org/10.48313/jqem.2020.131074
محمدجواد شمسی، محمود شهرخی
چکیده استفاده از بویلرهای بازیاب در نیروگاههای سیکل ترکیبی بازدهی تولید برق را به نحو چشمگیری افزایش میدهد یکی از بخشهای پر اهمیت بویلرهای بازیاب سیستم تغذیه آب آنها است. این مقاله به تشریح روند انتخاب پیکربندی بهینه سیستم تغذیه آب بویلرهای بازیاب (HRSG) میپردازد که در شرکت مهندسی و ساخت بویلر و تجهیزات مپنا انجام شده است. نخست تجهیزات مهم سیستم تغذیه آب به کمک نقشههای فرآیند و ابزار دقیق شناسائی و بلوک دیاگرام قابلیت اطمینان آنها ترسیم شدهاند. سپس آهنگ خرابی هر یک از تجهیزات با استفاده از مستندات آژانس بینالمللی انرژی اتمی، هندبوک OREDA و استاندارد IEEE 500 برآورد شده و قابلیت اطمینان سیستم در محیط نرمافزار Excel محاسبه شده است. در پایان نیز نتایج تحلیل شده و بر مبنای آن پیکربندی بهینه سیستم تغذیه آب تعیین گردید. رویکرد پیشنهادی میتواند برای طراحی قابلیت اطمینان-محور سایر سیستمهای صنعتی نیز به کار رود.
تعیین طرح بهینه در سانسور هیبرید نوع اول از توزیع بر نوع دوازده براساس تابع هزینه
دوره 11، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 191-202
https://doi.org/10.48313/jqem.2021.143386
الهام بصیری
چکیده سانسور هیبرید ترکیبی از طرح سانسور نوع اول و دوم است که خود بر حسب تعیین معیار پایان دادن به آزمایش به دو سانسور هیبرید نوع اول و دوم تقسیم می شود. یکی از مسایلی که در بحث سانسورها وجود دارد انتخاب بهترین طرح سانسور است. معیارهای مختلفی را برای تعیین طرح بهینه سانسور می توان در نظر گرفت که هر کدام ممکن است منجر به طرح متفاوتی شود. یکی از مهمترین معیارها، معیار هزینه آزمایش است. در این مقاله با در نظر گرفتن هزینه آزمایش به عنوان معیار بهینه سازی در سانسور هیبرید نوع اول، به تعیین طرح بهینه سانسور پرداخته شده است، هرگاه طول عمر داده ها توزیع بر نوع 12 باشد. برای ارزیابی نتایج مقاله محاسبات عددی و یک مثال ارائه شده است. در انتها هم جمعبندی از نتایج مقاله بیان شده است.
واکاوی موانع استقرار بهینه سیستم مدیریت عملکرد در زنجیره صنعت فولاد ایران
دوره 12، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 199-220
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.168475
عسگر یوسفیان آستانه، کامبیز جلالی فراهانی، فرزاد حقیقی راد، حسن فارسیجانی
چکیده زنجیره صنعت فولاد ایران بهعنوان یکی از صنایع مادر که نیروی محرکه بسیاری از صنایع دیگر میباشد از اهمیت بسزایی برخوردار است. اهداف این پژوهش زمینهساز استقرار بهینه سیستم مدیریت عملکرد سازمانی (PMS ) از طریق شناسایی موانع، بررسی رابطة بین آنها، همچنین تعیین اولویتهای رفع موانع در این زنجیره است. در این راستا موانع پیادهسازی بهینه PMS از مطالعه ادبیات موضوع استخراج شد. اعتبارسنجی موانع شناسایی شده برای بهینهسازی PMS از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت انجام شد. با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری رابطه بین موانع و اولویت رفع موانع نهایی، شناسایی شد. نتایج نشان میدهند دخالت دولت در سیاستگذاری بهعنوان مانع اصلی است. وجود منابع فراوان در کشور و هزینههای کنترل عملکرد نیز در دسته عوامل ریشهای قرار دارند. بنابراین به نظر میرسد برطرفکردن این سه مانع در اولویت نخست جهت بهینهسازی سیستم مدیریت عملکرد است.
پیشبینی اثر و عملکرد تبلیغات شرکتهای فناوری مالی برجذب و وفاداری مشتریان با استفاده از الگوریتمهای فرا ابتکاری
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 199-216
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219125
صمد بندری، فرهاد حسین زاده لطفی، سید اسماعیل نجفی، سید احمد عدالت پناه
چکیده هدف: با رشد سریع صنعت فناوری مالی (فینتک) ، تبلیغات دیجیتال به یکی از ابزارهای کلیدی برای جذب مشتریان جدید و افزایش وفاداری مشتریان فعلی تبدیل شده است. در محیطی که عدم اطمینان و پیچیدگیهای تصمیمگیری نقش مهمی ایفا میکند، استفاده از الگوریتمهای فرا ابتکاری میتواند به بهینهسازی تبلیغات دیجیتال کمک کند.
روششناسی پژوهش: این پژوهش با ارائه یک مدل سهسطحی در محیط فازی شهودی و بهرهگیری از بازی استکلبرگ، تاثیر تبلیغات بر عملکرد، جذب و وفاداری مشتریان را بررسی میکند. در این مطالعه، فرآیند تبلیغات شرکتهای فینتک بهعنوان یک تصمیمگیری سهسطحی شامل جذب مشتریان، عملکرد تبلیغات و وفاداری مشتریان مدلسازی شده است. برای حل این مدل، از الگوریتمهای ژنتیک و بهینهسازی ازدحام ذرات بهمنظور بهینهسازی استراتژیهای تبلیغاتی استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی توانسته است با دقت بالایی میزان وفاداری مشتریان را پیشبینی کند و الگوریتمهای فراابتکاری در بهینهسازی پارامترهای تبلیغاتی نقش مؤثری دارند. تحلیل نتایج نشان داد که نرخ تبدیل و میزان خرید مهمترین عوامل تاثیرگذار بر وفاداری مشتریان هستند. همچنین، یافتهها نشان داد که استفاده از الگوریتمهای ترکیبی میتواند به کاهش هزینههای تبلیغاتی و افزایش بازده سرمایهگذاری منجر شود. مقایسه نتیجههای الگوریتمهای پیشنهادی نشان داد که روش ترکیبی ژنتیک و ازدحام ذرات نسبت به روشهای مجزا، دقت بالاتری در پیشبینی رفتار مشتریان دارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: بر اساس یافتههای این پژوهش، پیشنهاد میشود شرکتهای فناوری مالی از الگوریتمهای فراابتکاری در بهینهسازی تبلیغات دیجیتال و هدفگذاری دقیق مشتریان استفاده کنند. این روشها میتوانند اثربخشی تبلیغات را افزایش داده، هزینههای بازاریابی را کاهش دهند و وفاداری مشتریان را در صنعت فینتک بهبود بخشند.
اولویتبندی تفسیرگرایانه کنترل ریسکهای برونسپاری پایدار براساس قابلیتهای در زنجیره تامین
دوره 10، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 203-226
https://doi.org/10.48313/jqem.2020.131076
بیژن پیشه جو، صابر ملاعلیرزاده زواردهی، علی محمودی راد، اله کرم صالحی، رضا طهرانی
چکیده هدف این پژوهش اولویتبندی تفسیرگرایانه کنترل ریسکهای برونسپاری پایدار براساس قابلیتهای در زنجیره تامین میباشد. در این پژوهش به منظور شناسایی مولفهها (قابلیتهای زنجیره تامین) و گزارههای پژوهش (ریسکهای برون سپاری زنجیره تامین پایدار) از تحلیل فراترکیب و با مشارکت ۱۴ نفر از خبرگان رشته مدیریت صنعتی در سطح دانشگاهی صورت پذیرفت و در بخش کمی مولفهها و گزارههای شناسایی شده در قالب پرسشنامههای ماتریسی توسط ۲۵ نفر از مدیران با سابقهی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب مورد ارزیابی تحلیل تفسیری قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادند، مولفهی قابلیتهای مدیریت دانش، بالاترین سطح اولویت در ابعاد قابلیتهای زنجیره تامین جهت کنترل ریسکهای برون سپاری زنجیره تامین پایدار را دارا میباشند و دو گزارهی افزایش آلایندگیهای زیستمحیطی و عدمسرمایهگذاری در بازیافت ضایعات محتملترین ریسکهای برون سپاری زنجیره تامین پایدار محسوب میشوند.
طراحی آماری-اقتصادی واقعبینانه نمودار کنترل X ̅ در حضور علتهای اسنادپذیر مستقل: با نقدی بر مدل اقتصادی چن و یانگ (2002)
دوره 11، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 203-220
https://doi.org/10.48313/jqem.2021.148871
سید رحمت شجاعی علی آبادی، محمد بامنی مقدم، فرزاد اسکندری
چکیده چکیده: یکی از ابزارهای پرکاربرد در کشف سریع علتهای اسنادپذیر، نمودارهای کنترل هستند. باتوجه به اهمیت هزینههای اقتصادی، دانکن در جهت کاهش هزینههای اقتصادی چرخهی کیفیت، اولین مدل اقتصادی در حضور علتهای اسنادپذیر چندگانه را ارائه داد. در مدل او و مدلهای برگرفته شده از آن فرض شده است که پس از وقوع یک علت اسنادپذیر، سایر علتهای اسنادپذیر تا صدور هشدار درست رخ ندهند. در این مقاله پس از نقد مدلهای پیشین در استفاده نادرست و غیرواقعبینانه از این فرض برای محاسبه متوسط هزینه در واحد زمان چرخهی کیفیت، طرح آماری-اقتصادی واقعبینانهای در حضور علتهای اسنادپذیر چندگانه برای طراحی آماری-اقتصادی نمودار کنترل X.bar ارائه میشود. نتایج حاصل از مدل پیشنهادی نشان میدهد که در مدل چن و یانگ این فرض برقرار نیست و بنا بر این، پیشنهاد میشود برای رفع نواقص طراحیهای انجام شده برپایهی مدل آنها، در پژوهشهای آتی به بازطراحی آنها براساس مدل پیشنهادی ما پرداخته شود.
ارایه مدل خلق مشترک ارزش در استارت آپهای مبتنی بر فناوریهای نوین
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 204-230
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.521029.1519
سهیلا ایزدی، ناصر خانی، بیتا یزدانی، امیررضا نقش
چکیده هدف: هدف از این تحقیق، ارایه مدل خلق مشترک ارزش در استارت آپهای مبتنی بر فناوریهای نوین است.
روششناسی پژوهش: در راستای دستیابی به این هدف، از رویکرد ترکیبی شامل دو فاز کیفی و کمی استفاده شد. در فاز اول، ضمن مرور بر مبانی نظری و تجربی موضوع، بهمنظور تکمیل بررسیها و غنیسازی نتایج، از دیدگاه گروه منتخب خبرگان تحقیق استفاده شد. این گروه با رویکرد نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیار اشباع نظری شامل 9 خبره بود که در حوزه فناوریهای نوین و استارت آپها تخصص داشتند.
یافتهها: بر اساس نتایج، 17 مقوله اصلی، 161 مولفه فرعی و 1346 مفهوم در این تحقیق شناسایی شد. در بخش کمی تحقیق، ابعاد و مولفههای مدل با استفاده از روش تحلیل و ارایه پرسشنامه مقایسات زوجی، تحلیل سلسلهمراتب فازی در مقایسه با یکدیگر اولویتبندی شدند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: بر اساس نتایج، مشتریان و خدمات محور اصلی فعالیتها هستند و استارت آپها با درک عمیق از نیازها و خواستههای مشتریان، محصولات و خدماتی همسو با ارزشهای آنها ارایه میدهند. همکاری و شبکهسازی با مشتریان و شرکای تجاری به تبادل دانش و نوآوری کمک میکند و نوآوری بهعنوان عنصر اساسی، استارت آپها را قادر میسازد تا با استفاده از فناوریهای نوین به حل مشکلات مشتریان بپردازند. همچنین، توجه به کیفیت محصولات و خدمات، جذب و نگهداری استعدادهای برتر و تامین منابع مالی از دیگر جنبههای مهم این مدل هستند که به افزایش رضایت مشتری و جلب اعتماد آنها منجر میشود.
ارزیابی قابلیت هوش مصنوعی در پیش بینی میزان هدایت الکتریکی و نیترات در منابع آب زیرزمینی (مطالعه موردی روش های عصبی مصنوعی ANN و ANFIS)
دوره 13، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 207-230
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.192560
نویده نجف پور، نیاز وحدت پور، الهام آقابابایی
چکیده منابع آب زیرزمینی در کشور ایران و بسیاری از کشورهای دیگر که آب و هوایی مشابه دارند، مهم ترین منابع آب مورد استفاده در کشاورزی و شرب به شمار میرود. در این مطالعه روش کریجینگ معمول به عنوان یک تخمین گر آماری خطی و دو روش هوشمند شبکه عصبی مصنوعی ANN و سیستم استنتاج تطبیقی عصبی فازی ANFIS ، در پیش بینی مقدار هدیت الکتریکی و نیترات در آبهای زیرزمینی ارزیابی شدند. نتایج نشان داد مدل ANFIS نسبت به دو مدل درون یابی دیگر عملکرد بهتری در پیش بینی مقدار هدایت الکتریکی و نیترات به ترتیب با ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و (mg/l) 362/5، با میانگین اریب خطا (MBE)، 365/2 و با ضریب همبستگی (R) و 767/0 داشته است. همچنین مدل ANN به مراتب نتایج بهتری نسبت به روش کریجینگ معمول داشت. بر این اساس مدل ANFIS برای پیش بینی هدایت الکتریکی و نیترات در محدوده مطالعاتی پیشنهاد میشود.
برآورد بیزی پارامترهای مدل ارنشتاین النبگ کسری با استفاده از الگوریتم SIR در قیمتگذاری مشتقات مالی
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 217-223
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.513308.1507
پرویز نصیری، امیر حاج سلمانی، مهدیه طهماسبی
چکیده هدف: هدف این مقاله، برآورد دقیق پارامترهای مدل ارنشتاین-النبرگ کسری با استفاده از روش بیزی و الگوریتم شبیهسازی SIR و مقایسه عملکرد آن با روش ماکسیمم درستنمایی در زمینه مدلهای دیفرانسیل تصادفی دارای حافظه بلندمدت است. همچنین، مقاله در پی بررسی کارایی روش بیزی در مدلهای مشابه، بهویژه در تحلیل دادههای مالی با وابستگی بلندمدت میباشد.
روششناسی پژوهش: در این تحقیق، پارامترهای مدل ارنشتاین-النبرگ کسری برای اولین بار به روش بیزی و با درنظر گرفتن توزیعهای پیشین مناسب، توسط الگوریتم SIR شبیهسازی و برآورد شدهاند. کارایی برآوردگر بیزی با برآوردگر ماکسیمم درستنمایی بر اساس شاخصهایRMSE و واریانس مقایسه شده است.
یافتهها: نتایج نشان دادند که برآوردگر بیزی نسبت به روش ماکسیمم درستنمایی، دقت بیشتری در برآورد پارامترهای مدل دارد. همچنین، با افزایش میزان وابستگی بلندمدت بین دادهها، دقت برآوردها در هر دو روش افزایش مییابد، اما در همه حالتها روش بیزی عملکرد بهتری از خود نشان میدهد. دقت برآورد پارامتر σ نسبت به پارامترهای دیگر (k و μ) بیشتر بوده است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: اصالت این مقاله در بهکارگیری الگوریتم SIR برای برآورد پارامترهای مدل ارنشتاین-النبرگ کسری است، که در تحقیقات پیشین مورد توجه قرار نگرفته بود. این کار نوآوری مهمی در استفاده از روشهای بیزی در برآورد مدلهای دیفرانسیل تصادفی با حافظه بلندمدت به شمار میرود و زمینه را برای برآورد پارامترهای مدلهای مشابه (مانند مدل هستون) در پژوهشهای آتی فراهم میکند.
طراحی آماری نمودار کنترلی X ̅ با اندازه نمونههای متغیر تحت مدل شوک وایبول با فاصلههای نمونهگیری نایکنواخت
دوره 11، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 221-241
https://doi.org/10.48313/jqem.2021.148852
بهمن فصیحی، رضا پورطاهری
چکیده این مقاله برای اولین بار در طراحی آماری نمودارهای کنترلی تطبیقی به طراحی آماری نمودار کنترلی تک متغیره X ̅ تحت مدل شوک وایبول پرداخته است. در عمل بهکارگیری مدلهای شوک که دارای تابعهای نرخ خطر منعطفتری است در طراحی آماری نمودارهای کنترلی تطبیقی به واقعیت نزدیکتر است. این تحقیق نشان میدهد که نمودار X ̅ تحت مدل شوک وایبول(VRS) با فاصلههای نمونهگیری نایکنواخت و اندازه نمونه متغیر، نسبت به نمودار X ̅ تحت مدل شوک وایبول با فاصلههای نمونهگیری نایکنواخت و اندازه نمونه ثابت(FRS)، کشف تغییرات میانگین سریعتر بوده و عملکرد بهتری دارد. در این مدل با افزایش تغییرات در میانگین، سرعت کشف تغییرات در میانگین افزایش پیدا میکند و مقدار h_"1" افزایش و ANF کاهش پیدا میکند. همچنین تغییرات نسبتا بزرگ (𝛅≥"2" )، به اندازه نمونه مطلوب نسبتا کوچک (n_"2" ≤ 10" ) و تغییرات کوچکتر(2 >𝛅)، به اندازه نمونه بهینه بزرگتر (11 ≤n_"2") منجر میشود.
اخذ تصمیمات بهینه سطح کیفیت و طول دوره وارانتی و تبلیغات در یک زنجیرهتأمین دو سطحی
دوره 12، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 221-250
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.168647
علی حسین زاده کاشان، تینا سردشتی
چکیده تبلیغات مشارکتی یکی از راههایی است که تولیدکنندگان و خردهفروشان میتوانند در برنامههای تبلیغاتی مشارکت کنند. ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از درصدی از هزینههای تبلیغات محلی که تولیدکننده با پرداخت آن موافق است. در این تحقیق، همکاری در تبلیغات توسط دو تابع متفاوت، همراه با تصمیمات قیمتگذاری، مدت وارانتی و سطح کیفت، در زنجیرهتأمین دوسطحی در نظر گرفته میشود. تقاضا تحت تاثیر قیمت، تبلیغات، مدت وارانتی و سطح کیفت بوده و اعضا میتوانند تبلیغات مشارکتی داشتهباشند. از بازیهای غیرهمکارانه و همکارانه بعنوان ابزاری برای حل مسئله استفاده میشود. به دلیل پیچیدگی مدل ریاضی، از الگوریتم فراابتکاری الهام گرفته از اپتیک استفاده میشود. مشاهده شد که مجموع سودی که دو طرف در بازی غیرهمکارانه کسب میکنند، کوچکتر از سود کل سیستم در حالت همکارانه است. سود هر عضو نیز درحالت غیرهمکارانه کمتر از حالت همکارانه است. همچنین تحلیل حساسیت روی برخی پارامترها از جمله پارامترهای مرتبط با کیفیت محصول انجام شدهاست.
تحلیلی بر کیفیت دیجیتالیسازی مدلهای همکاری زنجیرهتامین با رویکرد ترکیبی Fuzzy BWM-TOPSIS
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 224-243
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.516446.1513
شهاب بیات زاده، حمیدرضا طلایی، علی سرورخواه
چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و رتبهبندی مدلهای همکاری در زنجیرهتامین صنعت لاستیک ایران از منظر کیفیت دیجیتالسازی است. منظور از کیفیت دیجیتالسازی، میزان بهرهگیری موثر از فناوریهای صنعت 4.0 برای ارتقای شفافیت، یکپارچگی، چابکی، تابآوری و پایداری در زنجیرهتامین است. انتخاب صنعت لاستیک بهدلیل پیچیدگیهای عملیاتی و نیاز مبرم به تحول دیجیتال در این صنعت بوده است.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش، از روش تصمیمگیری چندمعیاره با ترکیب بهترین-بدترین فازی (Fuzzy BWM) و TOPSIS استفاده شده است. ابتدا با نظر خبرگان، وزن معیارهای کلیدی تعیین شد و سپس مدلهای مختلف همکاری رتبهبندی شدند. برای بررسی پایداری نتایج، تحلیل حساسیت روی تغییر وزن معیارها نیز انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل زنجیرهتامین دیجیتال دارای بالاترین کیفیت دیجیتالسازی است و معیار "یکپارچگی فناوری" بیشترین اهمیت را دارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان داد که مدل دیجیتال در اکثر سناریوهای تغییر وزن، پایداری بالایی در رتبهبندی دارد و نتایج از استحکام مناسبی برخوردارند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این پژوهش با تمرکز بر صنعت لاستیک ایران، به تحلیل تطبیقی مدلهای همکاری از منظر کیفیت دیجیتالسازی پرداخته و از ترکیب Fuzzy BWM و TOPSIS بهعنوان روشی قابل تکرار برای انتخاب مدل همکاری بهینه بهره برده است. همچنین، تحلیل حساسیت انجامشده، شفافیت بالاتری به تصمیمگیری میبخشد.
مدیریت کیفیت زنجیره تأمین با رویکرد مسیریابی کانال حمل و نقل و استفاده از الگوریتم ژنتیک
دوره 10، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 227-234
https://doi.org/10.48313/jqem.2020.131077
دکتر محمد مهدی موحدی، علیرضا عزیزی، سید احمد شایان نیا
چکیده هدف این مقاله بررسی کیفیت کالا در فرآیند انتقال بین اعضای زنجیره تامین میباشد. برای این منظور مدل ریاضی مناسبی برای مدیریت مسیر کانال حمل و نقل طراحی و با استفاده از الگوریتم ژنتیک به حل مسئله پرداخته شده است. در تحقیق حاضر، با درنظرگرفتن شرایط دنیای واقعی از جمله محدودیت تردد وسایل و همچنین کیفیت کالا با در نظر گرفتن اقلام برگشتی بررسی میشود و همچنین از زنجیره مارکوف برای بررسی احتمال سالم ماندن کالا در فرآیند انتقال بین اعضای زنجیره تامین استفاده شده است. نوآوری این تحقیق معرفی سیستم انتخاب کانال برای برنامهریزی حمل و نقل در زنجیره تأمین است. و مدیران را در حل مسائل بخش لجستیک به صورت مؤثری یاری میکند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که روش مورد استفاده در این پژوهش عملکرد مناسبی دارد و نحوه بهینه جریان محصولات در یک شبکه توزیع با استفاده از الگوریتم ژنتیک ارائه شده است.
ارائه مدل ریاضی به منظور اندازه گیری قابلیت اطمینان در شبکه توزیع برق قدرت
دوره 13، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 231-252
https://doi.org/10.48313/jqem.2023.194548
محمد شایسته فرد، مجید معتمدی، محمد حسین درویش متولی، دکتر محمد مهدی موحدی
چکیده چکیده: امروزه پیشرفت روز افزون در فناوری، گسترش و توسعه نیازهای بشر به تکنولوژیهای پایدار سبب شده تا توجه به انرژی الکتریکی بیش از گذشته در مرکز توجه قرار گیرد. از اینرو افزایش قابلیت اطمینان در سیستم های الکتریکی در صنعت برق بسیار حائز اهمیت میباشد. هدف از این پژوهش ارائه مدل ریاضی جهت محاسبه و افزایش قابلیت اطمینان در شبکه توزیع برق قدرت میباشد. این پژوهش از نظر هدف و نتایج، کاربردی و از منظر روش و ماهیت اجرا مبتنی بر پژوهش عملیاتی است که با بهرهگیری از مدلسازی ریاضی و با استفاده از نرمافزار پایتون بر اساس دادههایی در بازه زمانی 1398 تا 1402 انجام شده است. یافتهها نشان میدهد پارامترهایی نظیر دژنکتورها، باسبارهای فشار قوی و فشار ضعیف، ترانسهای قدرت 20 کیلو ولت به 400 ولت، کابلهای ارتباطی، خازن، ژنراتور و یو پی اس در محاسبه قابلیت اطمینان این شبکه از اهمیت بالاتری برخوردار هستند. از این رو با عنایت به هدف و محدودیتهای متناظر با هر پارامتر مدل ریاضی مناسب ارائه شده است. نتایج نشان میدهد پس از 50 تکرار و شبیهسازی، خط فوق اضطراری از بین چهار فیدرخروجی دارای اهمیت و رتبه بالاتری در قابلیت اطمینان میباشد. ضمنا بر اساس مدل ارائه شده مشاهده شده است کل خط بیست کیلوولت تحت بررسی دارای 0.67 درجه از قابلیت اطمینان میباشد. نتایج این تحقیق میتواند مبنای مناسبی جهت اجرای پروژههای پژوهشی و عملیاتی در شبکههای گسترده شعاعی در صنعت برق به شمار آید.
مدیریت کیفیت جامع و عملکرد: شواهدی تجربی از نقش میانجی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت
دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 231-246
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.524515.1526
محسن ایمنی، فریدون رهنمای رودپشتی، بهاره فائزی
چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد با تمرکز بر نقش میانجی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت است. پژوهش تلاش میکند با رویکردی تجربی، درک عمیقتری از ساز و کارهای اثرگذاری مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد ارایه دهد و بهطور خاص، مشارکت حسابداران مدیریت و نقش ابزارهای اطلاعاتی حسابداری را در این فرآیند مورد سنجش قرار دهد.
روششناسی پژوهش: برای رسیدن به هدف پژوهش، از پرسشنامههای استاندارد استفاده شد. نمونه آماری پژوهش را 97 مدیر سطح میانی شرکتهای تولیدی غرب استان مازندران در سال 1403 تشکیل میدهند. نرخ پاسخگویی به پرسشنامه معادل %80.1 گردید. برای تحلیل فرضیهها از نرمافزار SmartPls3 و روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و همچنین نتایج حاکی از آن است که حسابداران مدیریت در بهکار گیری مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد نقش مثبت دارند؛ اما سیستم حسابداری مدیریت، نقش میانجی بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد را بازی نمیکند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: پژوهش با بررسی همزمان دو متغیر میانجی یعنی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت در رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد نهفته است. موضوعی که در ادبیات پیشین به صورت جداگانه یا ناقص مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با بهرهگیری از دادههای واقعی شرکتهای تولیدی و استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، شواهدی نوین و کاربردی در زمینه نقشهای استراتژیک حسابداران مدیریت در تحقق اهداف کیفیت محور سازمانها ارایه میدهد و خلا پژوهشی موجود در خصوص تعامل مدیریت کیفیت جامع با سیستمهای اطلاعاتی مدیریتی را تا حدی پر میکند.
تحلیل یکپارچهسازی ارزش براساس انعطافپذیری در زنجیره تامین با استفاده از فرآیندِ رتبهبندی تفسیری (IRP) (مطالعه موردی: صنعت پتروشیمی)
دوره 10، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 235-258
https://doi.org/10.48313/jqem.2020.131078
علیرضا آقابیکی آلوقره، احسان ساده، زین العابدین امینی سابق
چکیده هدف این پژوهش فرآیندِ رتبهبندی تفسیری (IRP) یکپارچهسازی ارزش براساس انعطافپذیری در زنجیره تامین میباشد. از آنجاییکه که یکپارچهسازی ارزشِ زنجیره تامین میتواند متفاوت باشد، در این پژوهش به منظور شناسایی مولفهها و گزارههای پژوهش از تحلیل فراترکیب و با مشارکت ۱۵ نفر از متخصصان دانشگاهی صورت پذیرفت و در بخش کمی مولفهها و گزارههای شناسایی شده در قالب پرسشنامههای ماتریسی توسط ۲۳ نفر از مدیران با سابقهی شرکتهای پتروشیمی مورد ارزیابی تحلیل تفسیری قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادند، دو مولفهی انعطافپذیری تامین منابع مالی (T6) و انعطافپذیری سیستمهای اطلاعاتی (T7) بالاترین سطح اولویت در ابعاد انعطافپذیری زنجیره تامین را دارا میباشند و دو گزارهی خلق ارزشهای نوآورانه و مدیریت مبتنی بر تقاضا محرکی تاثیرگذار در ارتقای سطح کثرتگرایی در فرآیندهای بازار یکپارچهسازی ارزش و گزارهی پویایی ارتباط با تامینکنندگان مواد اولیه به عنوان محرکترین عامل در سطح کثرتگرایی فرآیندهای تولید به منظور ایجاد یکپارچهسازی ارزش تعیین گردیدند.
ارزیابی طرح های مهندسی با رویکرد تنوع پذیری مطالعه موردی: رادار آرایه فازی
دوره 11، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 243-260
https://doi.org/10.48313/jqem.2021.148842
مهدی کرباسیان، پرستو دیو سالار، ام البنین یوسفی، جعفر قیدر خلجانی
چکیده چکیده: گسترش تنوع محصولات، به مشتریان کمک میکند تا محصولی را بیابند که متناسب با نیازهای فردی آن ها است. از این رو شرکتها به دنبال یافتن روشهایی برای مدیریت بهتر و رویههای ایجاد تنوع در محصول هستند و یک طراحی منطبق با تنوعپذیری میتواند برای سازمان مزیت رقابتی محسوب شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی طرحهای مهندسی با رویکرد تنوعپذیری، مدل بهینهسازی را ارائه داده است که طرحهای مهندسی را از نظر دو پارامتر مقدار تغییرات مورد نیاز طرح جهت استانداردسازی در حال حاضر و تلاش تولیدکنندگان در آینده جهت طراحی مجدد اجزا مورد بررسی قرار میدهد. پارامتر مقدار تغییرات مورد نیاز طرح جهت استانداردسازی در حال حاضر به کمک شاخص تنوع نسلی و شاخص اتصالات و پارامتر تلاش تولیدکنندگان در آینده جهت طراحی مجدد اجزا به کمک شاخص اشتراکات به دست میآید. به کار گیری مدل توسعه داده شده در پژوهش حاضر و همینطور تعیین حد مجاز اجزای در الویت استانداردسازی و میزان تلاش در آینده، منجر به انتخاب طرح مهندسی خواهد شد که میتواند هزینههای اصلاح محصول، تلاش جهت طراحی مجدد و زمان عرضه به بازار را کاهش دهد. مدل توسعه داده شده در این تحقیق بر روی یکی از رادارهای آرایه فازی صنایع الکترونیک ایران پیادهسازی شده و با استفاده از آن طرح مهندسی بهینه رادار مورد نظر تعیین شده است.
انتقال تصاویر پزشکی در همزمانسازی چندحالته سیستمهای آشوبی با استفاده از مدلسازی فازی چندجملهای
دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 244-252
https://doi.org/10.48313/jqem.2024.217896
علی اکبر کیخاجوان، اباذر کیخا
چکیده هدف: از مهمترین اثرات اینترنت اشیا در مراقبتهای بهداشتی، میتوان توانایی تبادل اطلاعات، کاهش هزینههای بستری در بیمارستان و هزینههای مراقبتهای بهداشتی را نام برد. چالشهای اصلی اینترنت اشیا در مراقبتهای بهداشتی امنیت و حفظ حریم خصوصی است که در این بین انتقال تصاویر در حوزههای ارتباطی و امنیتی بسیار مهم میباشد. هدف اصلی این مقاله طراحی یک کانال مناسب ارسال دادههای پزشکی مبتنی بر همزمانسازی آشوبی که از مدلسازی فازی بهره جسته است میباشد.
روششناسی پژوهش: در این مقاله یک روش جدید برای انتقال تصاویر پزشکی بهمنظور حفظ اطلاعات بیماران به کمک همزمانسازی دو سیستم چند پیچکی مرتبه کسری بر پایه مدلسازی فازی چندجملهای ارایه میشود. استفاده از سیگنالهای آشوبی بهعنوان حامل تصاویر پزشکی و بهره جستن از کنترلکننده مناسب فازی برای همزمانسازی در گیرنده میزان امنیت را ارتقا و احتمال کشف آن را بهشدت کاهش میدهد. در این طرح برای برقرارسازی پایداری سیستم حلقه بسته کنترلکننده فازی مناسب طراحی میشود. سپس با توجه به طرح همزمانسازی بر پایه مدل فازی چندجملهای و کشف خطای آن یک روش ماسکگذاری آشوبی بهمنظور رمزنگاری تصاویر مربوط به بیماران پیشنهاد شده است.
یافتهها: شبیهسازیها بر روی تصاویر رنگی و سیاه و سفید پزشکی انجام شده است. تصویرهای رمزنگاریشده و بازیابیشده به کمک این طرح بهدست آمدهاند. شبیهسازی و صحت نتایج روش ارایهشده در نرمافزار متلب مورد بررسی قرار گرفته است. برای ارزیابی عملکرد روش پیشنهادی، معیارهای مختلف شامل هیستوگرام تصویر، نرخ سیگنال به نویز، همبستگی و آنتروپی اطلاعات ارزیابی شدهاند. نتایج حاصله کارایی روش پیشنهادی را در رمزنگاری تصاویر نشان دادهاند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: در این مقاله یک روش جدید برای انتقال تصاویر پزشکی بهمنظور حفظ اطلاعات بیماران به کمک همزمانسازی دو سیستم چند پیچکی مرتبه کسری بر پایه مدلسازی فازی چندجمله ای ارایه میشود. استفاده از سیگنالهای آشوبی بهعنوان حامل تصاویر پزشکی و بهره جستن از کنترلکننده مناسب فازی برای همزمانسازی در گیرنده میزان امنیت را ارتقا و احتمال کشف آن را بهشدت کاهش میدهد. در این طرح برای برقرارسازی پایداری سیستم حلقه بسته کنترلکننده فازی مناسب طراحی میشود، سپس با توجه به طرح همزمانسازی چندحالته بر پایه مدل فازی چندجملهای و کشف خطای آن یک روش ماسکگذاری آشوبی بهمنظور رمزنگاری تصاویر مربوط به بیماران پیشنهاد شده است.
تحلیل رگرسیونی ناهنجاری بتا پایین در سبد تصادفی با دادههای واقعی بازار
دوره 15، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 247-257
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532332.1562
سهیلا میرزائی، شکوفه بنی هاشمی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، تحلیل تجربی ناهنجاری بتا پایین در چارچوب نظریه سبد تصادفی با استفاده از رگرسیون خطی و صدکی است. این ناهنجاری مالی به بیان بازده بالاتر سبدی از سهام بتا پایین در مقابل سبدی از سهام بتا بالا در بلندمدت میپردازد و در این پژوهش به بررسی نرخ رشد مازاد ایجادشده در سبد تصادفی بر اساس این ناهنجاری مالی پرداخته میشود. جامعه آماری این پژوهش، 8 سهام از بازار سهام آمریکا در بازه زمانی 2015 الی 2023 است.
روششناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، مدل پویای زمان پیوسته با جوابهای تحلیلی مطرح میشود که برای یافتن وزنها یا استراتژیهای بهینه آن از رویکرد "سبدهای تولیدشده تابعی" و مفهوم "توابع مولد" استفاده میگردد و درنهایت به تحلیل رگرسیونی دادههای بازار سهام آمریکا برای بررسی نرخ رشد ایجادشده در این مدل پرداخته میشود.
یافتهها: نتایج نشان دادهاند که سرمایهگذاران همواره در تلاشاند با اتخاذ روشی مناسب بازدهی سرمایهگذاری خود را افزایش دهند. در این راستا بازدهی بالاتر سبدهای سرمایهگذاری بتا پایین در طول چند دهه اخیر موردتوجه قرار گرفته و استفاده از سبد تصادفی بهعنوان روشی قابلدرک برای بررسی نرخ رشد مازاد سبد در این ناهنجاری مالی بسیار حایز اهمیت است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: با توجه به نوآوری این پژوهش در استفاده از نظریه سبد تصادفی برای بررسی نرخ رشد مازاد ایجادشده بر اساس ناهنجاری بتا پایین، نتایج میتواند به سرمایهگذاران در سرمایهگذاری در سبدهایی بهینه با بازدهی بلندمدت بالاتر کمک کند.
توسعه نمودارهای ناپارامتری علامت و رتبه علامتدار با استفاده از مجموعه های فازی نوع 2 بازه ای
دوره 12، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 251-272
https://doi.org/10.48313/jqem.2022.171774
یگانه توفیق زاده، مجید نوجوان
چکیده چکیده: در سالیان اخیر کاربرد مجموعههای فازی نوع 2 برای نمایش عدم قطعیت در حوزههای مختلف گسترش پیدا کرده است. در این مقاله برای کنترل مرکزیت فرآیندهای غیرنرمال و مبهم، دو نمودار ناپارامتری علامت و رتبه علامتدار با استفاده از مجموعه های فازی نوع 2 توسعه داده شده است. در نمودارهای علامت و رتبه علامتدار مشاهدات هر نمونه با مرکزیت فرایند در حالت تحت کنترل مقایسه میشوند که برای این کار از دو رویکرد استفاده شده است. برای تشریح کاربرد نمودارهای پیشنهادی، از آنها در یک مثال واقعی استفاده و صحت عملکرد نمودارها مشخص شده است. همچنین برای بررسی عملکرد نمودارهای پیشنهادی از شبیه سازی استفاده شده که در آنها متغیرهای تصادفی فازی نوع 2 با سه توزیع متفاوت تولید و متوسط طول دنباله (ARL) نمودارها محاسبه شده است. نتایج عددی نشاندهنده عملکرد مناسب و کاربردی بودن نمودارهای علامت و رتبه علامتدار پیشنهادی برای کنترل مرکزیت متغیرهای تصادفی غیر نرمال و مبهم میباشد.
