دوره و شماره: دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 199-288 
مقاله پژوهشی

پیش‌بینی اثر و عملکرد تبلیغات شرکت‌های فناوری مالی برجذب و وفاداری مشتریان با استفاده از الگوریتم‌های فرا ابتکاری

صفحه 199-216

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219125

صمد بندری، فرهاد حسین زاده لطفی، سید اسماعیل نجفی، سید احمد عدالت پناه

چکیده هدف:  با رشد سریع صنعت فناوری مالی (فین‌تک) ، تبلیغات دیجیتال به یکی از ابزارهای کلیدی برای جذب مشتریان جدید و افزایش وفاداری مشتریان فعلی تبدیل شده است. در محیطی که عدم اطمینان و پیچیدگی‌های تصمیم‌گیری نقش مهمی ایفا می‌کند، استفاده از الگوریتم‌های فرا‌ ابتکاری می‌تواند به بهینه‌سازی تبلیغات دیجیتال کمک کند.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با ارائه یک مدل سه‌سطحی در محیط فازی شهودی و بهره‌گیری از بازی استکلبرگ، تاثیر تبلیغات بر عملکرد، جذب و وفاداری مشتریان را بررسی می‌کند. در این مطالعه، فرآیند تبلیغات شرکت‌های فین‌تک به‌عنوان یک تصمیم‌گیری سه‌سطحی شامل جذب مشتریان، عملکرد تبلیغات و وفاداری مشتریان مدل‌سازی شده است.  برای حل این مدل، از الگوریتم‌های ژنتیک  و بهینه‌سازی ازدحام ذرات  به‌منظور بهینه‌سازی استراتژی‌های تبلیغاتی استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی توانسته است با دقت بالایی میزان وفاداری مشتریان را پیش‌بینی کند و الگوریتم‌های فراابتکاری در بهینه‌سازی پارامترهای تبلیغاتی نقش مؤثری دارند.  تحلیل نتایج نشان داد که نرخ تبدیل  و میزان خرید  مهم‌ترین عوامل تاثیر‌گذار بر وفاداری مشتریان هستند. همچنین، یافته‌ها نشان داد که استفاده از الگوریتم‌های ترکیبی می‌تواند به کاهش هزینه‌های تبلیغاتی و افزایش بازده سرمایه‌گذاری  منجر شود. مقایسه نتیجه‌های الگوریتم‌های پیشنهادی نشان داد که روش ترکیبی ژنتیک و ازدحام ذرات نسبت به روش‌های مجزا، دقت بالاتری در پیش‌بینی رفتار مشتریان دارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: بر اساس یافته‌های این پژوهش، پیشنهاد می‌شود شرکت‌های فناوری مالی از الگوریتم‌های فراابتکاری در بهینه‌سازی تبلیغات دیجیتال و هدف‌گذاری دقیق مشتریان استفاده کنند. این روش‌ها می‌توانند اثربخشی تبلیغات را افزایش داده، هزینه‌های بازاریابی را کاهش دهند و وفاداری مشتریان را در صنعت فین‌تک بهبود بخشند.

مقاله پژوهشی

برآورد بیزی پارامترهای مدل ارنشتاین النبگ کسری با استفاده از الگوریتم SIR در قیمت‌گذاری مشتقات مالی

صفحه 217-223

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.513308.1507

پرویز نصیری، امیر حاج سلمانی، مهدیه طهماسبی

چکیده هدف: هدف این مقاله، برآورد دقیق پارامترهای مدل ارنشتاین-النبرگ کسری با استفاده از روش بیزی و الگوریتم شبیه‌سازی SIR و مقایسه عملکرد آن با روش ماکسیمم درستنمایی در زمینه مدل‌های دیفرانسیل تصادفی دارای حافظه بلندمدت است. همچنین، مقاله در پی بررسی کارایی روش بیزی در مدل‌های مشابه، به‌ویژه در تحلیل داده‌های مالی با وابستگی بلندمدت می‌باشد.
روش‌شناسی پژوهش: در این تحقیق، پارامترهای مدل ارنشتاین-النبرگ کسری برای اولین بار به روش بیزی و با درنظر گرفتن توزیع‌های پیشین مناسب، توسط الگوریتم SIR شبیه‌سازی و برآورد شده‌اند. کارایی برآوردگر بیزی با برآوردگر ماکسیمم درستنمایی بر اساس شاخص‌هایRMSE و واریانس مقایسه شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان دادند که برآوردگر بیزی نسبت به روش ماکسیمم درستنمایی، دقت بیشتری در برآورد پارامترهای مدل دارد. همچنین، با افزایش میزان وابستگی بلندمدت بین داده‌ها، دقت برآوردها در هر دو روش افزایش می‌یابد، اما در همه حالت‌ها روش بیزی عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهد. دقت برآورد پارامتر σ نسبت به پارامترهای دیگر (k و μ) بیشتر بوده است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: اصالت این مقاله در به‌کارگیری الگوریتم SIR برای برآورد پارامترهای مدل ارنشتاین-النبرگ کسری است، که در تحقیقات پیشین مورد توجه قرار نگرفته بود. این کار نوآوری مهمی در استفاده از روش‌های بیزی در برآورد مدل‌های دیفرانسیل تصادفی با حافظه بلندمدت به شمار می‌رود و زمینه را برای برآورد پارامترهای مدل‌های مشابه (مانند مدل هستون) در پژوهش‌های آتی فراهم می‌کند.

مقاله پژوهشی

تحلیلی بر کیفیت دیجیتالی‌سازی مدل‌های همکاری زنجیره‌تامین با رویکرد ترکیبی Fuzzy BWM-TOPSIS

صفحه 224-243

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.516446.1513

شهاب بیات زاده، حمیدرضا طلایی، علی سرورخواه

چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و رتبه‌بندی مدل‌های همکاری در زنجیره‌تامین صنعت لاستیک ایران از منظر کیفیت دیجیتال‌سازی است. منظور از کیفیت دیجیتال‌سازی، میزان بهره‌گیری موثر از فناوری‌های صنعت 4.0 برای ارتقای شفافیت، یکپارچگی، چابکی، تاب‌آوری و پایداری در زنجیره‌تامین است. انتخاب صنعت لاستیک به‌دلیل پیچیدگی‌های عملیاتی و نیاز مبرم به تحول دیجیتال در این صنعت بوده است.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش، از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره با ترکیب بهترین-بدترین فازی (Fuzzy BWM) و TOPSIS استفاده شده است. ابتدا با نظر خبرگان، وزن معیارهای کلیدی تعیین شد و سپس مدل‌های مختلف همکاری رتبه‌بندی شدند. برای بررسی پایداری نتایج، تحلیل حساسیت روی تغییر وزن معیارها نیز انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل زنجیره‌تامین دیجیتال دارای بالاترین کیفیت دیجیتال‌سازی است و معیار "یکپارچگی فناوری" بیشترین اهمیت را دارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان داد که مدل دیجیتال در اکثر سناریوهای تغییر وزن، پایداری بالایی در رتبه‌بندی دارد و نتایج از استحکام مناسبی برخوردارند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با تمرکز بر صنعت لاستیک ایران، به تحلیل تطبیقی مدل‌های همکاری از منظر کیفیت دیجیتال‌سازی پرداخته و از ترکیب Fuzzy BWM و TOPSIS به‌عنوان روشی قابل تکرار برای انتخاب مدل همکاری بهینه بهره برده است. همچنین، تحلیل حساسیت انجام‌شده، شفافیت بالاتری به تصمیم‌گیری می‌بخشد.

مقاله پژوهشی

انتقال تصاویر پزشکی در هم‌زمان‌سازی چندحالته سیستم‌های آشوبی با استفاده از مدل‌سازی فازی چندجمله‌ای

صفحه 244-252

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.217896

علی اکبر کیخاجوان، اباذر کیخا

چکیده هدف: از مهم‌ترین اثرات اینترنت اشیا در مراقبت‌های بهداشتی، می‌توان توانایی تبادل اطلاعات، کاهش هزینه‌های بستری در بیمارستان و هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی را نام برد. چالش‌های اصلی اینترنت اشیا در مراقبت‌های بهداشتی امنیت و حفظ حریم خصوصی است که در این بین انتقال تصاویر در حوزه‌های ارتباطی و امنیتی بسیار مهم می‌باشد. هدف اصلی این مقاله طراحی یک کانال مناسب ارسال داده‌های پزشکی مبتنی بر هم‌زمان‌سازی آشوبی که از مدل‌سازی فازی بهره جسته است می‌باشد.
روش‌شناسی پژوهش: در این مقاله یک روش جدید برای انتقال تصاویر پزشکی به‌منظور حفظ اطلاعات بیماران به کمک هم‌زمان‌سازی دو سیستم چند پیچکی مرتبه کسری بر پایه مدل‌سازی فازی چندجمله‌ای ارایه می­شود. استفاده از سیگنال‌های آشوبی به‌عنوان حامل تصاویر پزشکی و بهره جستن از کنترل‌کننده مناسب فازی برای هم‌زمان‌سازی در گیرنده میزان امنیت را ارتقا و احتمال کشف آن را به‌شدت کاهش می‌دهد. در این طرح برای برقرارسازی پایداری سیستم حلقه بسته کنترل‌کننده فازی مناسب طراحی می­‌شود. سپس با توجه به طرح هم‌زمان‌سازی بر پایه مدل فازی چندجمله‌ای و کشف خطای آن یک روش ماسک‌گذاری آشوبی به‌منظور رمزنگاری تصاویر مربوط به بیماران پیشنهاد شده است.
یافته‌ها: شبیه‌سازی­‌ها بر روی تصاویر رنگی و سیاه و سفید پزشکی انجام شده است. تصویرهای رمزنگاری‌شده و بازیابی‌شده به کمک این طرح به‌دست آمده‌­اند. شبیه‌سازی و صحت نتایج روش ارایه‌شده در نرم‌افزار متلب مورد بررسی قرار گرفته است. برای ارزیابی عملکرد روش پیشنهادی، معیارهای مختلف شامل هیستوگرام تصویر، نرخ سیگنال به نویز، همبستگی و آنتروپی اطلاعات ارزیابی شده‌­اند. نتایج حاصله کارایی روش پیشنهادی را در رمزنگاری تصاویر نشان داده‌­اند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: در این مقاله یک روش جدید برای انتقال تصاویر پزشکی به‌منظور حفظ اطلاعات بیماران به کمک هم‌زمان‌سازی دو سیستم چند پیچکی مرتبه کسری بر پایه مدل‌سازی فازی چندجمله ای ارایه می­‌شود. استفاده از سیگنال‌های آشوبی به‌عنوان حامل تصاویر پزشکی و بهره جستن از کنترل‌کننده مناسب فازی برای هم‌زمان‌سازی در گیرنده میزان امنیت را ارتقا و احتمال کشف آن را به‌شدت کاهش می‌دهد. در این طرح برای برقرارسازی پایداری سیستم حلقه بسته کنترل‌کننده فازی مناسب طراحی می‌شود، سپس با توجه به طرح هم‌زمان‌سازی چندحالته بر پایه مدل فازی چندجمله‌ای و کشف خطای آن یک روش ماسک‌گذاری آشوبی به‌منظور رمزنگاری تصاویر مربوط به بیماران پیشنهاد شده است.

مقاله پژوهشی

تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فین‌تک بر رفتار ریسک‌پذیری بانک‌ها (مدل‌های : DID, 2SLS-IV, GMM)

صفحه 253-271

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219199

علیرضا شیرعلی، مصطفی حیدری هراتمه

چکیده هدف: شکل‌گیری بانکداری سنتی برای بهبود فرآیندها و خدمات خود به نوآوری‌های و فناوری‌های جدید فین‌تک‌ها نیاز دارد. نوآوری‌های فین‌تک منجر به تحولات گسترده در نظام بانکی از جمله مدیریت ریسک شده است؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی و تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فین‌تک بر رفتار ریسک‌پذیری بانک‌ها با استفاده از داده‌های پنل متوازن 20 بانک در دوره زمانی 1401-1392 در نظر گرفته شد.
روش‌شناسی پژوهش: بر اساس فناوری وب شاخصی در سطح بانک، ایجاد و تعداد و فراوانی سالانه اخبار مربوط به نوآوری فین‌تک از هر بانک به‌صورت نسبت ارزش مبادلات از طریق اینترنت و موبایل به‌منظور خرید آنلاین و پرداخت قبوض به GDP در نظر گرفته شده است. برای رفع مشکلات احتمالی درون‌زا، از جمله خطاهای اندازه‌گیری و متغیرهای حذف‌شده، از روش‌های متغیرهای ابزاری و تفاوت در تفاو‌ت‌ها جهت آزمون فرضیه و استخراج نتایج برآورد شده سازگار استفاده گردید.
یافته‌ها: نشان داد که بهبود در نوآوری فین‌تک بانک به‌طور معنی‌داری ریسک‌پذیری را کاهش می‌دهد. نتایج تحلیل مکانیسم نشان می‌دهد که نوآوری فین‌تک بانک، ریسک‌پذیری آن را از طریق دو کانال، افزایش درآمد عملیاتی و نسبت کفایت سرمایه کاهش می‌دهد. تحلیل ناهمگونی اندازه بانک، نوع بانک و رقابت‌پذیری نشان می‌دهد که بانک‌های تجاری بزرگ‌تر (دولتی، خصوصی) و بسیار رقابتی، تاثیر بارزتری بر کاهش ریسک‌پذیری در توسعه نوآوری فن‌آوری دارند. همچنین آزمون‌های استحکام و پایداری، از جمله تغییر روش‌های ساخت شاخص نوآوری فین‌تک، جایگزینی شاخص‌های ریسک‌پذیری، روش کاهش تغییر نمونه‌ مطالعه، نشان داد که یافته‌ها تغییری نداشته است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نظام بانکی باید از الگوی توسعه عصر پیروی و راه‌حل‌های فین‌تک را برای تسریع تحول دیجیتال خود بپذیرند. نهایتا از آنجایی که استفاده بانک‌های تجاری از فین‌تک، خطرات بالقوه خاصی را به دنبال دارد، بانک‌ها باید مدیریت ریسک خود را افزایش دهند. اقدامات نظارتی قابل اجرا، مانند استانداردهای افشای اطلاعات و شاخص‌های مدیریت ریسک را اعمال کند.

مقاله پژوهشی

طرح تخصیص هزینه ثابت بر اساس بهینه‌سازی استوار در تحلیل پوششی داده‌ها: مطالعه موردی صنعت بانکداری

صفحه 272-288

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219293

جواد گرامی

چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارایه یک مدل منصفانه برای تخصیص هزینه ثابت میان مجموعه‌ای از واحدهای تصمیم‌گیرنده مانند بانک‌ها یا کارخانه‌ها، در یک محیط نامطمئن است به‌نحوی‌که کارایی واحدها کاهش نیابد و حتی در مواردی بهبود یابد.
روش‌شناسی پژوهش: برای تحقق هدف، از تحلیل پوششی داده‌ها همراه با بهینه‌سازی استوار استفاده شده است. در این مدل، ورودی‌ها و خروجی‌های واحدها به‌صورت اعداد نادقیق تصادفی در نظر گرفته شده و برای خطی‌سازی مدل و تبدیل آن به یک فرم برنامه‌ریزی قطعی، از مفاهیم برنامه‌ریزی تصادفی بهره گرفته شده است؛ همچنین، مفهوم مجموعه وزن‌های مشترک برای ایجاد یک مبنای منصفانه در تخصیص به کار رفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهند که با استفاده از طرح تخصیص هزینه ثابت پیشنهادی، کارایی واحدهای تصمیم‌گیرنده (بانک‌ها) نه‌تنها کاهش نمی‌یابد بلکه در بسیاری از موارد افزایش می‌یابد .این موضوع نشان‌دهنده موفقیت مدل در حفظ و ارتقا کارایی در فرآیند تخصیص منابع در شرایط عدم قطعیت است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نوآوری اصلی پژوهش در ترکیب تحلیل پوششی داده‌ها با بهینه‌سازی استوار در محیط‌های نامطمئن و توسعه یک مدل تخصیص هزینه ثابت بر پایه عدم کاهش کارایی و استفاده از مجموعه وزن‌های مشترک است؛ همچنین کاربرد عملی مدل در صنعت بانکداری ایران به ارزش واقعی پژوهش در فضای تصمیم‌گیری مدیریتی می‌افزاید.