خلاصه آماری:

تعداد دوره‌ها 15
تعداد شماره‌ها 47
تعداد مقالات 281
تعداد نویسندگان 586
تعداد مشاهده مقاله 169,674
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 119,488
نسبت مشاهده بر مقاله 603.82
نسبت دریافت فایل بر مقاله 425.22
درصد پذیرش 36
زمان پذیرش/فرآیند داوری 95
تعداد پایگاه های نمایه شده 6
تعداد داوران 410

 

 

 

«نشریه مهندسی و مدیریت کیفیت»

 

هدف نشریه‌ «مهندسی و مدیریت کیفیت» ایجاد محیطی علمی برای پژوهشگران در حوزه‌های مهندسی کیفیت، مدیریت کیفیت، مهندسی صنایع، مدیریت و مباحث میان‌رشته‌ای مرتبط با این شاخه‌های علمی است تا بتوانند آخرین یافته‌های علمی در ارتباط با حوزه‌های فعالیت خود را با یکدیگر به اشتراک گذارند. این نشریه به دنبال معرفی مسایل مختلف مهندسی و مدیریت کیفیت در سطحی است که برای دانشجویان، متخصصان و سایر علاقه‌مندان به مباحث بهبود کیفیت و بهره‌وری قابل استفاده باشد. نشریه‌ «مهندسی و مدیریت کیفیت» با داوری بسته و دسترسی آزاد است که به صورت فصلنامه و آنلاین منتشر می‌شود.

امید است این نشریه باعث ارتقای سطح علمی پژوهشگران کشور گردد. لذا از کلیه صاحب‌نظران، اساتید، پژوهشگران و فعالان صنعتی دعوت می‌شود که حاصل تحقیقات جدید و پژوهش‌های خود را جهت انتشار به این نشریه ارسال نمایند.

«شایان توجه است فقط مقالاتی جهت انتشار در این نشریه مورد بررسی قرار میگیرند که قبلا در نشریات
و کنفرانس
های دیگر به چاپ نرسیده باشند».

 

قابل توجه دانشجویان دورههای تحصیلات تکمیلی (دکتری و ارشد)

  • لطفا در هنگام ارسال مقاله، به ترتیب نام نویسندگان، وابستگی سازمانی آنها و ... دقت نماید. پس از ارسال مقاله به نشریه به هیچ عنوان موارد یادشده قابل تغییر نمیباشد.
  • در گواهی پذیرش مقاله، تاریخ و شماره انتشار آن قید نمیگردد (قابل ذکر است که مقالات پذیرفته شده،ظرف مدت 18 ماه به چاپ خواهند رسید؛ تاریخ مذکور قطعی و قابل استناد نمی باشد).
  • لطفا برای اطلاعات بیشتر به درباره نشریه مراجعه کنید.

 

مقاله پژوهشی

برآورد جدید E2-بیز پارامتر بهره‌دهی سیستم صف‌بندی چند باجه‌ای با ظرفیت نامتناهی

صفحه 1-14

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.553995.1579

شهرام یعقوب زاده شهرستانی، ایمان مخدوم

چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه‌ یک رویکرد جدید برآورد بیزی با عنوان روش E2-بیز برای برآورد پارامتر شدت ترافیک در سیستم صف‌بندی چندباجه‌ای /M/M/c انجام شده است. با توجه به اهمیت برآورد دقیق پارامتر بهره‌دهی در بهینه‌سازی سیستم‌های خدماتی، این تحقیق به نیاز موجود برای استنتاج‌های قابل اعتمادتر در شرایط عدم‌قطعیت می‌پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: مدل صف‌بندی M/M/c/∞ که شامل c باجه خدمت‌دهنده است، در‌نظر گرفته شد. فواصل زمانی بین ورود مشتریان دارای توزیع نمایی با پارامتر λ و فواصل زمانی خدمت دارای توزیع نمایی با پارامتر μ است. پارامتر شدت ترافیک با استفاده از روش‌های بیز، E-بیز و روش پیشنهادی جدید E2-بیز تحت تابع زیان آنتروپی عمومی برآورد شد. عملکرد برآوردگر پیشنهادی با استفاده از شبیه‌سازی مونت‌کارلو و یک مجموعه‌داده واقعی ارزیابی گردید.
یافتهها: نتایج شبیه‌سازی و تحلیل تجربی نشان داد که برآوردگر پیشنهادی E2-بیز از نظر کارایی و دقت نسبت به برآوردگرهای بیز و E-بیز عملکرد بهتری دارد. برآوردگری که میانگین مدت‌زمان انتظار مشتریان در صف را حداقل می‌کند، به‌عنوان برآوردگر بهینه انتخاب شد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش یک رویکرد نوین برآورد E2-بیز را معرفی می‌کند که دقت برآورد پارامترها را در مدل‌های صف‌بندی تحت شرایط عدم‌قطعیت بهبود می‌بخشد. به‌کارگیری تابع زیان آنتروپی عمومی چارچوبی انعطاف‌پذیر و مقاوم فراهم می‌کند و گامی موثر در پیشبرد استنتاج بیزی در سیستم‌های تصادفی به‌شمار می‌آید.

مقاله پژوهشی

بهینه‌سازی دوهدفه تخصیص افزونگی فعال در سیستم توزیع انرژی الکتریکی در یک شناور با درنظرگیری اشتراک بار و تعمیرکار واحد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 بهمن 1404

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.546474.1574

مریم گنجی، مهدی کرباسیان

چکیده اهداف: هدف از پژوهش حاضر، یافتن چیدمان مناسب از نوع و تعداد تجهیزات جهت حداکثر نمودن قابلیت دسترسی و کاهش هزینه‌ها با استفاده از استراتژی تخصیص افزونگی فعال با در نظرگرفتن امکان اشتراک گذاری بار و استفاده از نیروی تعمیرکار با سیاست نگهداشت و مرخصی در سیستم توزیع انرژی الکتریکی یک شناور می‌باشد. در استراتژی فعال، تمام قطعات و اجزای اضافه شده به سیستم به صورت فعال از زمان شروع به کار سیستم مورد استفاده قرار می-گیرند و سیسـتم زمانی خراب می ‌شود که تمام اجزاء دچار خرابی شده باشند.
روش شناسی پژوهش: در پژوهش حاضر یک مدل دو هدفه برای سیستم توزیع انرژی الکتریکی با افزونگی فعال در یک شناور در نظر گرفته شده است که هدف اول آن هزینه‌ی کل و هدف دوم آن قابلیت دسترسی می‌باشد. شبیه سازی رفتار سیستم با استفاده از زنجیره‌ی مارکوف و توزیع فاز- نوع صورت گرفته و برای حل آن از الگوریتم ژنتیک چندهدفه (NSGA-II) استفاده گردیده است. خرابی یک تجهیز بر نرخ خرابی سایر تجهیزات زیرسیستم تاثیر می‌گذارد و باعث افزایش نرخ خرابی می‌گردد. به عبارت دیگر، مسئله با حالت اشتراک‌گذاری بار بررسی شده است. یک تعمیرکار نیز برای تعمیر تجهیزات در نظر گرفته شده است. سیاست نگهداشت و مرخصی بدین گونه است که اگر در زمان مرخصی تعمیرکار تجهیزی دچار خرابی شود، مرخصی تعمیرکار پایان یافته و تعمیر تجهیز خراب اغاز می‌گردد. در زمان تعمیر تجهیز خراب نیز اگر تجهیز دیگری دچار خرابی شود، می‌بایست در صف تعمیر قرار گرفته و تعمیرکار بلافاصله پس از اتمام تعمیر تجهیز خراب پیشین، تعمیر تجهیز خراب بعدی را اغاز نماید. زمانی که تعمیرکار در مرخصی می‌باشد، اگر هیچ تجهیزی دچار خرابی نشود، تعمیرکار می‌تواند مجددا به مرخصی برود.
یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش، بهترین ترکیب نوع و تعداد تابلوهای توزیع انرژی الکتریکی در هر زیرسیستم از سیستم توزیع انرژی الکتریکی شناور را جهت افزایش قابلیت دسترسی و کاهش هزینه‌ها با استفاده از افزونگی فعال نشان داده است. همچنین میزان احتمال کار تعمیرکار را جهت اتخاذ تصمیمات مدیریتی در جهت سیاست‌های نگهداشت و مرخصی نشان داده است.
اصالت/ارزش افزوده: با توجه به نواوری تحقیق، نتایج حاصل از پژوهش می‌تواند جهت تحلیل‌های مهندسی به لحاظ بررسی قابلیت دسترسی و جهت تحلیل‌های مدیریتی در براورد هزینه‌ها و تخصیص نیروهای تعمیراتی مفید واقع شود.

مقاله پژوهشی کاربردهای صنعتی مهندسی و مدیریت کیفیت

تعیین عوامل مؤثر در پیش‌بینی انواع خرابی روتور بالگرد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.555331.1581

مهسا بابایی، جعفر قیدرخلجانی، مصطفی خزایی، مهدی کرباسیان

چکیده هدف: هدف این مقاله بررسی و شناسایی متغیرهای مؤثر در وقوع حوادث بالگردی که ناشی از انواع مختلف خرابی روتور بالگرد هستند، می باشد. این عوامل مؤثر شامل شرایط پرواز، شرایط تعمیر و نگهداری و پیکربندی بالگرد است. با این رویکرد، می‌توان حوادث را به طور مؤثرتری بررسی کرد و ایمنی پرواز را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
روش‌شناسی پژوهش: با تجزیه و تحلیل ۱۳۵ حادثه خرابی روتور از یک مجموعه داده جامع شامل ۵۶۵۲ حادثه مرتبط با هلیکوپتر، هشت کلاس خرابی شناسایی شد. با نظرسنجی از متخصصان و بررسی مقالات در زمینه حوادث بالگردی، نه ویژگی به عنوان عوامل احتمالی موثردر وقوع حوادث بالگردی پیشنهاد شد. اهمیت این عوامل با کمک پنج روش انتخاب ویژگی بررسی شده است. حداکثر وزن برخاستن، تعداد ساعات پرواز بعد از آخرین بازرسی، نوع آخرین بازرسی، توان موتور بالگرد، کل ساعات پروازی، ارتفاع، سرعت باد، جهت باد و فاز پرواز به عنوان ویژگی‌های ورودی در نظر گرفته شده‌اند. پنج روش شناخته‌شده انتخاب ویژگی، شامل ماتریس همبستگی، روش Extreme Gradient Boosting ، اطلاعات متقابل، یادگیری عمیق و روش شبکه عصبی برای یافتن عوامل مهم‌تر استفاده شدند.
یافته‎ها: در نهایت، «حداکثر وزن »، « توان موتور بالگرد»، «فاز پرواز» و «ساعات پرواز بالگرد » به عنوان متغیرهایی با بالاترین درجه اهمیت در پیش‌بینی کلاس خرابی روتور بالگرد شناسایی شدند که در مکانیک پرواز نیز توجیه قوی و قابل قبولی دارند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: تفاوت کار حاضر با مطالعات مشابه این بود که متغیرهای بیشتری، نظیر شرایط پرواز و پیکربندی بالگرد، در نظر گرفته شدند، برخلاف سایر مطالعات که درآن‌ها مجموعه‌ای محدود از متغیرها در نظر گرفته شدند. با اولویت‌بندی این متغیرها، یافته‌ها با هدف افزایش دقت پیش‌بینی، قابلیت اطمینان و ایمنی پرواز، راه را برای اقدامات پیشگیرانه در پیشگیری از خرابی روتور هموار می‌کنند.

تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فین‌تک بر رفتار ریسک‌پذیری بانک‌ها (مدل‌های : DID, 2SLS-IV, GMM)

دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 253-271

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219199

علیرضا شیرعلی، مصطفی حیدری هراتمه

چکیده هدف: شکل‌گیری بانکداری سنتی برای بهبود فرآیندها و خدمات خود به نوآوری‌های و فناوری‌های جدید فین‌تک‌ها نیاز دارد. نوآوری‌های فین‌تک منجر به تحولات گسترده در نظام بانکی از جمله مدیریت ریسک شده است؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی و تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فین‌تک بر رفتار ریسک‌پذیری بانک‌ها با استفاده از داده‌های پنل متوازن 20 بانک در دوره زمانی 1401-1392 در نظر گرفته شد.
روش‌شناسی پژوهش: بر اساس فناوری وب شاخصی در سطح بانک، ایجاد و تعداد و فراوانی سالانه اخبار مربوط به نوآوری فین‌تک از هر بانک به‌صورت نسبت ارزش مبادلات از طریق اینترنت و موبایل به‌منظور خرید آنلاین و پرداخت قبوض به GDP در نظر گرفته شده است. برای رفع مشکلات احتمالی درون‌زا، از جمله خطاهای اندازه‌گیری و متغیرهای حذف‌شده، از روش‌های متغیرهای ابزاری و تفاوت در تفاو‌ت‌ها جهت آزمون فرضیه و استخراج نتایج برآورد شده سازگار استفاده گردید.
یافته‌ها: نشان داد که بهبود در نوآوری فین‌تک بانک به‌طور معنی‌داری ریسک‌پذیری را کاهش می‌دهد. نتایج تحلیل مکانیسم نشان می‌دهد که نوآوری فین‌تک بانک، ریسک‌پذیری آن را از طریق دو کانال، افزایش درآمد عملیاتی و نسبت کفایت سرمایه کاهش می‌دهد. تحلیل ناهمگونی اندازه بانک، نوع بانک و رقابت‌پذیری نشان می‌دهد که بانک‌های تجاری بزرگ‌تر (دولتی، خصوصی) و بسیار رقابتی، تاثیر بارزتری بر کاهش ریسک‌پذیری در توسعه نوآوری فن‌آوری دارند. همچنین آزمون‌های استحکام و پایداری، از جمله تغییر روش‌های ساخت شاخص نوآوری فین‌تک، جایگزینی شاخص‌های ریسک‌پذیری، روش کاهش تغییر نمونه‌ مطالعه، نشان داد که یافته‌ها تغییری نداشته است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نظام بانکی باید از الگوی توسعه عصر پیروی و راه‌حل‌های فین‌تک را برای تسریع تحول دیجیتال خود بپذیرند. نهایتا از آنجایی که استفاده بانک‌های تجاری از فین‌تک، خطرات بالقوه خاصی را به دنبال دارد، بانک‌ها باید مدیریت ریسک خود را افزایش دهند. اقدامات نظارتی قابل اجرا، مانند استانداردهای افشای اطلاعات و شاخص‌های مدیریت ریسک را اعمال کند.

ارایه یک مدل برنامه ریزی ریاضی فازی به منظور تخصیص و زمانبندی انجام قطعات در یک سیستم تولید انعطاف پذیر (FMS) و تاثیر تعمیرات و نگهداری بر کیفیت محصول

دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 105-126

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.215017

جعفر حسن بیگی، مقداد جهرمی، محمد تقی پور

چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه یک مدل ریاضی برای زمان‌بندی تولید کارگاهی انعطاف‌پذیر انجام شده است. تمرکز اصلی بر بهینه‌سازی سه هدف: زمان تکمیل سفارش‌ها، بار کاری حداکثری ماشین‌ها و مجموع بار کاری است. هدف نهایی افزایش بهره‌وری و انعطاف‌پذیری در سیستم‌های تولیدی است.
روش‌شناسی پژوهش: از دو الگوریتم فرا ابتکاری NSGA-II و MOGWO برای حل مدل استفاده شده است. ابتدا مدل در مقیاس کوچک اعتبارسنجی شد و سپس در ابعاد بزرگ‌تر تحلیل حساسیت انجام گرفت. مقایسه عملکرد الگوریتم‌ها با شاخص‌های دقت و کیفیت راه‌حل‌ها صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد MOGWO در مسایل متوسط عملکرد بهتری دارد، ولی در مسایل بزرگ تفاوت معناداری با NSGA-II ندارد. بیشترین حساسیت اهداف نسبت به هزینه ساخت و نگهداری مشاهده شد. همچنین الگوی تخصیص منابع و ترتیب بهینه فعالیت‌ها استخراج گردید.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: اصالت این پژوهش در توسعه و کاربرد یک مدل ریاضی ترکیبی برای زمان‌بندی سیستم‌های تولید انعطاف‌پذیر با چندین هدف متضاد و در نظر گرفتن محدودیت‌های واقعی از جمله هزینه‌ها و منابع تولیدی است. همچنین استفاده هم‌زمان از دو الگوریتم NSGA-II و MOGW و مقایسه دقیق عملکرد آن‌ها در ابعاد مختلف، نوآوری دیگری از این تحقیق محسوب می‌شود. ارایه یک الگوی عملیاتی برای توالی فعالیت‌ها نیز به کاربردی‌تر شدن نتایج پژوهش در محیط‌های صنعتی کمک می‌کند.

مدل‌سازی تصمیم‌گیری و تحقیق در عملیات در مهندسی کیفیت

طراحی مدل علی بهبود کیفیت نظارت بر بانک‌ها و موسسات اعتباری بر اساس نوع ماموریت

دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 110-136

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532443.1561

مهدی رامشگ، محمد جواد محقق نیا، مسلم پیمانی، وحید خاشعی ورنامخواستی

چکیده هدف: نظام نظارتی موجود در بسیاری از کشورها، به‌ویژه در ایران، عمدتا از الگوهای کلی و یکپارچه استفاده می‌کند که در آن تفاوت‌های ساختاری، ماموریتی و عملیاتی میان بانک‌ها و موسسات مالی-اعتباری به درستی لحاظ نشده است. این رویکرد یکنواخت، سبب کاهش دقت در شناسایی ریسک‌ها، عدم انطباق با نیازهای خاص هر نهاد مالی و کاهش اثربخشی اقدامات نظارتی شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل علی–معلولی بهبود کیفیت نظارت بر اساس نوع مأموریت بانک­‌ها و مؤسسات مالی-اعتباری با رویکرد آمیخته (فراترکیب–دیمتل فازی) است.
روش‌شناسی پژوهش: تحقیق حاضر به روش میکس متد (کیف–کمی) و به‌صورت اکتشافی صورت پذیرفته است. آنگاه با استفاده از نظر سنجی از 25 خبره صنعت بانکداری با حداقل 10 سال سابقه تجربه اجرایی در حوزه مالی و بانکی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترا جهت بررسی روایی و پایایی مدل پیشنهادی استفاده شد. همچنین پرسشنامه­های مقایسات زوجی بین خبرگان توزیع و با تکنیک تصمیم­گیری چند شاخصه دیمتل فازی به بررسی میزان شدت اثرگذاری و اثر پذیری میان ابعاد پژوهش پرداخته شده است.
یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که با استفاده از رویکرد فراترکیب تعداد 9 بعد و 40 مولفه منتخب شدند. از بین ابعاد برگزیده شدند. همچنین نتایج تحلیل دیمتل فازی نشان می‌دهد، تاثیرگذارترین بعد پژوهش حاضر در خصوص نظارت بر بانک­‌ها و مؤسسات اعتباری بر اساس مقدار (D+R) بعد نظارت قانونی و مقرارتی از بین ابعاد مستقل و علت با بیشترین مقدار و اثرگذارترین متغیر می‌باشد. همچنین از بین ابعاد وابسته و معلول بر اساس کمترین مقدار (D-R) بعد عملکرد محیط زیستی و اجتماعی اثرپذیرترین متغیر دربهبود کیفیت نظارت بر بانک­‌ها و مؤسسات اعتباری شناخته شد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: استفاده از رویکرد فرا ترکیب در تحلیل پژوهش‌های پیشین که می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای طراحی مدل‌های اثربخش و مبتنی بر بهبود کیفیت نظارت نظام بانکداری فراهم آورد؛ بنابراین، پژوهش حاضر از منظر نوآوری در روش‌شناسی، پاسخ به نیاز روز نظام مالی کشور و ارتقا اثربخشی نظارت بر نهادهای پولی، از اهمیت علمی و کاربردی بالایی برخوردار است. همچنین این تحقیق منجر به شناخت شدت روابط میان ابعاد بهبود کیفیت بر نظارت صنعت بانکداری و توجه بیش از پیش به این مولفه‌ها را فراهم نموده است.

تحلیلی بر کیفیت دیجیتالی‌سازی مدل‌های همکاری زنجیره‌تامین با رویکرد ترکیبی Fuzzy BWM-TOPSIS

دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 224-243

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.516446.1513

شهاب بیات زاده، حمیدرضا طلایی، علی سرورخواه

چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و رتبه‌بندی مدل‌های همکاری در زنجیره‌تامین صنعت لاستیک ایران از منظر کیفیت دیجیتال‌سازی است. منظور از کیفیت دیجیتال‌سازی، میزان بهره‌گیری موثر از فناوری‌های صنعت 4.0 برای ارتقای شفافیت، یکپارچگی، چابکی، تاب‌آوری و پایداری در زنجیره‌تامین است. انتخاب صنعت لاستیک به‌دلیل پیچیدگی‌های عملیاتی و نیاز مبرم به تحول دیجیتال در این صنعت بوده است.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش، از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره با ترکیب بهترین-بدترین فازی (Fuzzy BWM) و TOPSIS استفاده شده است. ابتدا با نظر خبرگان، وزن معیارهای کلیدی تعیین شد و سپس مدل‌های مختلف همکاری رتبه‌بندی شدند. برای بررسی پایداری نتایج، تحلیل حساسیت روی تغییر وزن معیارها نیز انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل زنجیره‌تامین دیجیتال دارای بالاترین کیفیت دیجیتال‌سازی است و معیار "یکپارچگی فناوری" بیشترین اهمیت را دارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان داد که مدل دیجیتال در اکثر سناریوهای تغییر وزن، پایداری بالایی در رتبه‌بندی دارد و نتایج از استحکام مناسبی برخوردارند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با تمرکز بر صنعت لاستیک ایران، به تحلیل تطبیقی مدل‌های همکاری از منظر کیفیت دیجیتال‌سازی پرداخته و از ترکیب Fuzzy BWM و TOPSIS به‌عنوان روشی قابل تکرار برای انتخاب مدل همکاری بهینه بهره برده است. همچنین، تحلیل حساسیت انجام‌شده، شفافیت بالاتری به تصمیم‌گیری می‌بخشد.

مدل‌سازی شبکه زنجیره‌تامین پایدار و تاب آور در صنعت خودرو

دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 379-406

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514088.1508

سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان

چکیده هدف: این پژوهش به ارایه یک مدل بهینه‌سازی چندهدفه جهت طراحی زنجیره‌تامین پایدار با تاکید بر ابعاد تاب‌آوری پرداخته است. مدل پیشنهادی به‌گونه‌ای توسعه یافته است که قادر به ایجاد تعادل بهینه میان اهداف اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی باشد و هم‌زمان پاسخ مناسبی به تغییرات و اختلالات احتمالی در زنجیره‌تامین ارایه دهد. جهت اعتبارسنجی و ارزیابی کارایی مدل توسعه‌یافته، یک مطالعه موردی در صنعت خودروسازی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشان‌دهنده عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی بوده و در نهایت ابزارها و راهکارهای مدیریتی کاربردی برای تصمیم‌گیرندگان زنجیره‌تامین ارایه گردیده است.
روش‌شناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف، یک مدل تصمیم‌گیری جامع توسعه یافته است. در مرحله نخست، امتیازدهی به تامین‌کنندگان با توجه به معیارهای پایداری و تاب‌آوری صورت می‌گیرد. این ارزیابی با بهره‌گیری از دو رویکرد نوآورانه تصمیم‌گیری، شامل روش بهترین-بدترین فازی تصادفی و روش ویکور تصادفی، انجام می‌پذیرد. در گام بعدی، یک مدل ریاضی چندهدفه با در نظر گرفتن عدم‌قطعیت‌های فازی-تصادفی طراحی شده است. به‌منظور حل این مدل، از رویکرد بهینه‌سازی استوار فازی و روش برنامه‌ریزی آرمانی چندگزینه‌ای اصلاح‌شده مبتنی بر تابع مطلوبیت استفاده شده است.
یافته‌ها: در این پژوهش، زنجیره‌تامین شرکت خودروسازی سایپا کاشان با تمرکز بر سه بعد کلیدی شامل معیارهای عمومی، پایداری و تاب‌آوری مورد ارزیابی قرار گرفته است. شاخص‌هایی نظیر هزینه، کیفیت و کاهش مصرف انرژی به‌عنوان مهم‌ترین معیارها شناسایی شده‌اند. ارزیابی و رتبه‌بندی تامین‌کنندگان با استفاده از روش ویکور فازی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل نشان می‌دهد که در میان تامین‌کنندگان اصلی، گزینه‌های دوم و پنجم و در میان تامین‌کنندگان پشتیبان، گزینه دوم، بالاترین امتیازات را کسب کرده‌اند. افزون بر این، به‌منظور بررسی استواری و اعتبار رویکرد پیشنهادی، نتایج به‌دست‌آمده با روش‌های سنتی مقایسه گردیده‌اند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: ارزش‌افزوده این پژوهش در ارایه یک مدل جامع تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت نهفته است که به بهبود عملکرد زنجیره‌تامین از جنبه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی کمک می‌کند. یافته‌های تحقیق می‌توانند نقش موثری در حمایت از تصمیم‌گیری مدیران و سیاست‌گذاران صنعت ایفا کرده و آن‌ها را در مواجهه با چالش‌های پیچیده و پویای زنجیره‌تامین یاری رسانند.

تحلیلی بر موانع پیاده‌سازی کیفیت 4.0 با رویکرد دنپ فازی

دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 304-320

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.217977

داود عندلیب اردکانی، فاطمه زمزم، مهرداد کیانی

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی روابط علت و معلولی موانع پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف جزو پژوهش‌های کاربردی ـ توسعه‌ای محسوب می‌شود. در بخش کیفی پژوهش برای شناسایی و دسته‌‌بندی موانع از روش مرور نظام‌مند و در بخش کمی برای ارایه الگوی روابط علی و معلولی بین موانع و اولویت‌بندی آن‌ها از روش ترکیبی دیمتل ـ فرآیند تحلیل شبکه‌ای فازی (دنپ فازی) استفاده شده است.
یافته‌ها: یافته‌های بخش کیفی شامل شناسایی 18 مانع در 4 بعد بود. در بخش کمی، یافته‌ها نشان داد که «هزینه بالای سرمایه‌گذاری در کیفیت 4.0 و عدم شفافیت در نرخ بازگشت سرمایه» به‌عنوان تاثیرگذارترین (علت) مانع و « عدم در نظر گرفتن کیفیت 4.0 به‌عنوان یک مساله استراتژیک و منبع مزیت رقابتی» به‌عنوان تاثیرگذارپذیرترین (معلول) مانع در پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب می‌شوند. همچنین موانع کمبود معیارهای کمی برای سنجش تاثیر صنعت 4.0 بر کیفیت، عدم در نظر گرفتن کیفیت 4.0 به‌عنوان یک مساله استراتژیک و منبع مزیت رقابتی، عدم وجود آموزش‌های پیشرفته برای آموزش پرسنل، کمبود منابع مالی مانند نقدینگی و اعتبارات لازم برای اجرای کیفیت 4.0 و عدم مشارکت دادن ذینفعان در طرح‌ها و پروژه‌های کیفیت 4.0 مهم‌ترین موانع موجود در پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب می‌شود.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبیDANP فازی با شناسایی موانع کلیدی پذیرش کیفیت 4.0، تعیین میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری و اولویت‌بندی آن‌ها به مدیران و تصمیم‌گیران در برنامه‌ریزی برای رفع این موانع یاری می‌رساند.

مدیریت کیفیت سبد بهینه سهام با استفاده از ترکیب مدل مارکوییتز با روش‌های ماشین بردار پشتیبان، تحلیل پوششی داده‌ها و دی بی اسکن

دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 358-378

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.513904.1510

رضا خسروی، جمشید پیک فلک، حسن فتاحی نافچی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین سبد بهینه سهام با استفاده از ترکیب مدل مارکوویتز با روش‌های ماشین بردار پشتیبان، تحلیل‌پوششی‌دادها و الگویتم خوشه‌بندی دی‌بی‌اسکن است. جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1391 الی 1401 است.
روش‌شناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش برای تشکیل سبد بهینه سهام، از رویکرد کاهش ابعاد، روش‌های تحلیل‌پوششی‌دادها، ماشین بردار پشتیبان و الگوریتم‌های خوشه‌بندی دی‌بی‌اسکن استفاده شده است. نسبت‌های مالی ترازنامه‌ای، نسبت‌های مالی صورت سود زیان، نسبت‌های مالی صورت گردش وجه نقد و نسبت‌های مالی ترکیبی و ریسک و بازده بر اساس مدل ترکیبی مارکوویتز به‌عنوان ورودی مدل تهیه چهار پرتفوی استفاده شده است.
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از پژوهش، حاکی است روش بردار پشتیبان و روﯾﮑﺮد ﭼﻬﺎرم ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ مدل ترکیبی اﺳﺖ، در بهینه‌سازی ﺳﺒﺪ ﺳﻬﺎم ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﻬﺘﺮی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.
اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به نوآوری این پژوهش در به‌کارگیری مدل ترکیبی مارکوییتز، نتایج می‌تواند به سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران سهام در مدیریت کیفیت سبد بهینه سهام  کمک کند.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان