مدلسازی چندهدفه زنجیره تأمین معکوس به روش استوار در شرایط عدم قطعیت تقاضا با بهرهگیری از الگوریتم فرا ابتکاریNSGA-II در صنعت فولاد
صفحه 242-258
احمد جعفرنژاد چقوشی، حنان عموزاد مهدیرجی، سید حسین رضوی حاجی آقا، امیر کارگر سلطان آباد
چکیده در طراحی زنجیره تأمین استفاده از محصولات برگشتی و چرخه دوباره آنها در شبکه تولید و مصرف در قالب لجستیک معکوسمطرح میشود.مدل پیشنهادی به بهینه سازی جریان مواد در شبکه زنجیرهتاٌمین، تعیین مقدار و مکان تسهیلات و برنامهریزی حملونقل در شرایط عدم قطعیت تقاضا میپردازد به گونهایکه: کل سود عملیاتی زنجیره حداکثر، اثرات نامساعد زیست محیطی حداقل و سطح خدمتدهی به مشتریان و تاٌمین کنندگان زنجیره حداکثر شود.برای مواجهه با عدم قطعیت مدل از برنامه ریزی استوار مبتنی بر سناریو و برای حل مدل با دادههای واقعی در صنعت فولاد از الگوریتم فراابتکاری NSGA-II استفاده شده است.نتایج بدست آمده مدل از مجموعه دادههای واقعی و اعتبارسنجی انجام شده نشان میدهد که مدل میتواند بصورت یکپارچه نسبت به بهینه سازی اهداف و تعیین تعداد و مکان تسهیلات لازم برای صنعت فولاد، کارایی لازم را به همراه داشته باشد.
طراحی مدل ریاضی دوهدفه عدد صحیح مختلط غیرخطی با هدف افزایش قابلیت اطمینان زنجیره تأمین خون
صفحه 259-274
مجید معتمدی، دکتر محمد مهدی موحدی، جواد رضاییان زیدی، علیرضا رشیدی کمیجان
چکیده هدف این تحقیق ارائه یک مدل برنامهریزی ریاضی دوهدفه چندسطحی عدد صحیح مختلط غیرخطی با اهداف کاهش هزینه و افزایش قابلیت اطمینان در زنجیره تامین خون است. در این تحقیق قابلیت اطمینان نسبت به عوامل: شرایط و ایمنی حمل، نوسان دما، استاندارهای بستهبندی، تجهیزات آزمایشگاهی و تقاضا در نظر گرفته شده است. برای آزمایش مدل، مسئله در ابعاد مختلف و استفاده از دادههای واقعی مدلسازی و حل گردید و نتایج به دست آمد. علاوه بر آن خروجیهای مسأله نسبت به تغییرات پارامترها مورد تحلیل حساسیت قرار گرفت. برای حل مدل ریاضی ارائه شده از حل کنندهBaron در نرمافزار 24.9 GAMS استفاده شده است. این مدل محصول ارسال شده از خون به بیمارستان، میزان تولید محصول در مرکز خون، میزان خون جمعآوری شده از اهداکنندگان، تعداد مراکز جمعآوری، میزان موجودی محصول در هر مرکز و بیمارستان را با هدف کاهش هزینه و افزایش قابلیت اطمینان تعیین مینماید. با توجه به اینکه تابع هدف اول از نوع حداکثرسازی و تابع هدف دوم از نوع حداقلسازی است، بین این دو تابع تضاد وجود دارد، به این معنی که با افزایش قابلیت اطمینان هزینهها کاهش مییابند. مدل ارائه شده در این تحقیق، متغیرهای تصمیم را به گونهای تعیین مینماید که ضمن افزایش قابلیت اطمینان زنجیره تامین خون، هزینهها به نحو مطلوب تحت کنترل قرار گیرند و اتلاف و کمبود خون نیز حداقل گردد.
ارائه مدلی برای تخمین قابلیت اطمینان در یک سیستم پیچیده مرحلهمحور زیردریایی با استفاده از بلوک دیاگرام کارکردی پیشرفته
صفحه 275-291
مهدی کرباسیان، ام البنین یوسفی، فاطمه رشیدیان
چکیده استفاده از بلوک دیاگرام کارکردی معمولا یکی از روشهای مرسوم در تخمین قابلیت اطمینان محصولات می باشد. در بسیاری از سیستمهای پیچیده که ماموریت محور هستند این روش جوابگو نیست و جوابی کاملا غلط تولید می کند . زیرا در هر مرحله از هر ماموریت بخشها و زیر سیستم های مختلفی و با مدت زمانهای مختلف کار کرده و سپس متوقف می گردند و این مراحل به صورت های مختلف باز هم تکرار می گردد. این مشکل و پیچیدگی در کارکرد سیستم ، دقیقا در مساله این تحقیق که یک زیر دریایی ماموریت محور برای نجات می باشد مصداق می کند.
به این منظور در این مقاله روشی برای محاسبه قابلیت اطمینان این زیر دریایی که دارای چهار زیرسیستم ۹ مرحلهای است، طراحی و ارائه گردیده است. ابتدا کارکردهای هر مرحله به تفکیک زیرسیستمها (برق، فرعی، رادیوالکترونیک و رانش) طی جلساتی با خبرگان استخراج شده، سپس بلوک دیاگرام کارکردی برای هر مرحله رسم گردیده است. در ادامه حالات باالقوه شکست برای هر کارکرد در قالب ابزار تحلیل حالات و اثرات خرابی مشخص شده است. همچنین به منظور تحلیل ریسک، از ماتریس شدت- احتمال وقوع و میانگین عدد اولویت ریسک استفاده و پیشنهادات خوبی برای بهبود طراحی ارائه گردیده است.. در ادامه با محاسبهی نرخ خرابی هر مرحله توسط فرمول کیم، به محاسبهی قابلیت اطمینان هر مرحله از هر زیرسیستم اقدام گردید. سپس قابلیت اطمینان کل هر زیرسیستم محاسبه گردید. در نهایت به منظور محاسبه قابلیت اطمینان کل زیردریایی، ابتدا قابلیت اطمینان کل هر مرحله را با ضرب مقادیر قابلیت اطمینان هر چهار زیرسیستم در هر مرحله بدست آورده، در نهایت به دلیل متوالی بودن مراحل، مقادیر حاصل در هم ضرب میگردند. طبق محاسبات به عمل امده مقدار قابلیت اطمینان کل زیردریایی در مرحله طراحی ۶/۰ است که این مقدار از نظر خبرگان صنعت مقدار قابل قبولی است.
طراحی شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته با در نظر گرفتن عدم قطعیت در وضعیت کیفیت محصولات بازگشتی و حل آن با الگوریتم کاهش سناریو Lp-Shape
صفحه 292-309
محمد رضا فتحی، علی بنائی، مهدی نصراللهی
چکیده طراحی شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته یکی از اساسی ترین تصمیمات استراتژیکی می باشد که طراحی مناسب آن باعث ایجاد یک ساختار مطلوب می گردد. یکی از اساسیترین مشکلات طراحی شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته عدم قطعیت در وضعیت کیفیت محصولات بازگشتی است که از دلایل پیدایش این مشکل میتوان به فقدان اطلاعات قطعی و دقیق و همچنین پویایی و پیچیدگی اجزای زنجیره اشاره کرد. این پژوهش در فضای طراحی شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته برای محصولات بادوام می باشد که این محصولات در کوتاه مدت خراب شدنی نبوده و امکان استفاده مجدد از قطعات در تولید محصولات جدید، بازیافت یا فروش در بازار ثانویه را دارا میباشند. هدف اصلی از انجام این پژوهش بهکارگیری مدل برنامهریزی تصادفی و حداکثرسازی سود مورد انتظار برای تمام سناریوهای وضعیت کیفیت شناخته شده است که در آن تابع هدف، ترکیبی از درآمد حاصل از فروش محصولات و مواد بازیافت شده و اجزای بازیابی شده بهعلاوه هزینههای ثابت مراکز، فرآیندها، تدارکات و حمل و نقل میباشد. با توجه به پیچیده بودن مدل، مسئله از الگوریتم Lp-shape و CPLEX استفاده شده است و جهت حل از نرم افزار GAMS استفاده شده است. براساس نتایج حاصل از پژوهش پاسخ موجهای که توسط CPLEX برای مسئلههای آزمون 3C تا 6C معرفی میشود، بهطور قابل توجهی دور از پاسخهای بهینهای است که از روش L-Shape حاصل میشود.
ارائه یک مدل نوین بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی جهت یکپارچهسازی تصمیمات مربوط به محصولات تحت وارانتی و از وارانتی خارجشده
صفحه 310-326
محسن افصحی، علی حسین زاده کاشان، بختیار استادی
چکیده در بازار رقابتی امروز، بسیاری از محصولات تحت وارانتی پایه به فروش میرسند و تولیدکنندگان بهمنظور افزایش حاشیه سود و رضایت مشتریان بعد از اتمام وارانتی پایه، تولیدکنندگان تمدید وارانتی را با قیمت و زمانی مشخص به مشتریان ارائه میکنند. در این تحقیق هدف بیشینهسازی سود تولیدکننده با تعیین مقادیر بهینه قیمت محصول، طول دوره وارانتی پایه، طول تمدید وارانتی، سطح تعمیر در تعمیر ناقص و میزان تولید قطعات یدکی (برای تقاضای محصولات تحت وارانتی پایه، تمدید وارانتی و از وارانتی خارجشده) است. برای مدلسازی هر چهبهتر شرایط واقعی، فرض بر این است که محصول با سه نوع تعمیر کمینه، ناقص و کامل در زمان خرابی میتواند مورد تعمیر قرار گیرد و درصد محصولاتی که هر بار تحت هر تعمیر قرار میگیرند نیز بهعنوان متغیر تصمیم لحاظ شدهاند. تابع پایایی محصول در زمان اعمال تعمیر ناقص با رویکرد مدل عمر مجازی کیجیما مورد مدلسازی قرار است. رویکرد حل مسئله بر مبنای رویکرد بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی در سه مرحله صورت گرفته است در مرحله اول متغیرهای تصمیم نظیر قیمت محصول، طول دوره وارانتی پایه، طول دوره تمدید وارانتی، قیمت تمدید وارانتی، سطح تعمیر و احتمال اینکه هر محصول چه نوع تعمیری بر آن صورت گیرد با الگوریتم فرا ابتکاری تعیین میشود. سپس با استفاده از شبیهسازی مونتکارلو تعداد محصولاتی که تمدید وارانتی و تعداد خرابی محصولات را خریداری نمودهاند محاسبه و در انتها با استفاده از الگوریتم برنامهریزی پویا تولید قطعات یدکی مورد بهینهسازی قرار میگیرد. این مدل نیز برای محصول جاروبرقی با برند الجی و خدمات پس از فروش گلدیران مورد حل و تحلیل قرارگرفته است.
پیشبینی ارزش عمر مشتری توسط مدل RFM توسعهیافته (مطالعه موردی شرکت بیمه)
صفحه 327-336
علیاصغر بازدار، شیرین بهرامی
چکیده در شرایط رقابتی امروز، مشتریان مهمترین منبع درآمد شرکتهای صنعتی، تجاری و موسسات خدماتی به حساب میآیند. این درحالی است که پیشبینی ارزش طول عمر مشتری و تخصیص بودجه و منابع محدود به سودآورترین مشتریان، کمک شایانی به مدیران در جهت کسب بازار و افزایش سودآوری خواهد نمود. در این پژوهش، ابتدا به تعیین ارزش عمر فعلی مشتریان براساس مدل RFM توسعهیافته و با استفاده از وزندهی سلسله مراتبی پرداخته و سپس، احتمال ریزش مشتریان را برپایه توزیع هندسی زمان انتظار مدلسازی میکنیم. در ادامه با استفاده از مدل زنجیره مارکوف به تحلیل تغییر وضعیت رفتار مشتریان پرداخته و در انتها، ارزش طول عمر هر مشتری که شامل ارزش عمر فعلی و آینده مشتری میباشد تعیین میشود. همچنین، به منظورکاربرد این پژوهش، رویکرد معرفیشده، در قالب یک مطالعه موردی در خصوص شرکت بیمه به کار گرفته شده است.
