کلیدواژه‌ها = کیفیت 4.0

تحلیلی بر موانع پیاده‌سازی کیفیت 4.0 با رویکرد دنپ فازی

دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 304-320

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.217977

داود عندلیب اردکانی، فاطمه زمزم، مهرداد کیانی

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی روابط علت و معلولی موانع پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف جزو پژوهش‌های کاربردی ـ توسعه‌ای محسوب می‌شود. در بخش کیفی پژوهش برای شناسایی و دسته‌‌بندی موانع از روش مرور نظام‌مند و در بخش کمی برای ارایه الگوی روابط علی و معلولی بین موانع و اولویت‌بندی آن‌ها از روش ترکیبی دیمتل ـ فرآیند تحلیل شبکه‌ای فازی (دنپ فازی) استفاده شده است.
یافته‌ها: یافته‌های بخش کیفی شامل شناسایی 18 مانع در 4 بعد بود. در بخش کمی، یافته‌ها نشان داد که «هزینه بالای سرمایه‌گذاری در کیفیت 4.0 و عدم شفافیت در نرخ بازگشت سرمایه» به‌عنوان تاثیرگذارترین (علت) مانع و « عدم در نظر گرفتن کیفیت 4.0 به‌عنوان یک مساله استراتژیک و منبع مزیت رقابتی» به‌عنوان تاثیرگذارپذیرترین (معلول) مانع در پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب می‌شوند. همچنین موانع کمبود معیارهای کمی برای سنجش تاثیر صنعت 4.0 بر کیفیت، عدم در نظر گرفتن کیفیت 4.0 به‌عنوان یک مساله استراتژیک و منبع مزیت رقابتی، عدم وجود آموزش‌های پیشرفته برای آموزش پرسنل، کمبود منابع مالی مانند نقدینگی و اعتبارات لازم برای اجرای کیفیت 4.0 و عدم مشارکت دادن ذینفعان در طرح‌ها و پروژه‌های کیفیت 4.0 مهم‌ترین موانع موجود در پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب می‌شود.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبیDANP فازی با شناسایی موانع کلیدی پذیرش کیفیت 4.0، تعیین میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری و اولویت‌بندی آن‌ها به مدیران و تصمیم‌گیران در برنامه‌ریزی برای رفع این موانع یاری می‌رساند.

طراحی مدل استقرار و پیاده‌سازی کیفیت 4.0 با رویکرد تلفیقی مدل‌سازی ساختاری تفسیری و مدل‌سازی معادلات ساختاری

دوره 12، شماره 1، بهار 1401، صفحه 51-68

https://doi.org/10.48313/jqem.2022.164188

حمید رضا طلایی، مهران ضیاییان، پوریا مالکی نژاد

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر طراحی ساختاری است تا بتوان با استفاده از آن محرک‌های استقرار مناسب کیفیت 4.0 را در صنایع فولاد کشور بررسی نمود. به منظور انجام پژوهش حاضر در ابتدا ده محرک با استفاده از ادبیات پژوهش شناسایی گردید. سپس با استفاده از تکنیک مدل‌سازی ساختاری تفسیری، به ساختاربندی این محرک‌ها با استفاده از نظرات 13 خبره اقدام شد. در ادامه به منظور برازش ساختار بدست آمده، از مدل‌سازی معادلات ساختاری ابزارهای مرتبط با آن شامل برازش مدل اندازه‌گیری، ساختاری و برازش کلی مدل استفاده گردید. بدین منظور پرسشنامه‌ای حاوی 33 سؤال با طیف پنج‌گانه لیکرت طراحی گردید و به منظور تکمیل آن از 214 تن از مدیران و کارکنان صنایع فولاد کشور، نظرخواهی گردید. یافته‌های حاصل از ساختار برازش شده در پژوهش نشان از ارائه ساختاری 8 سطحی دارد که در آن محرک رهبری به عنوان محرک آغازین شناسایی شده است.