اولویتبندی عوامل موثر بر کیفیت تصمیمگیری مدیران
صفحه 1-19
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.526147.1551
علی بهرامی
چکیده هدف: با توجه به پیچیدگیها و عدمقطعیتهای فزآینده در محیطهای سازمانی امروزی، اتخاذ تصمیمهای آگاهانه، بهموقع و انعطافپذیر برای حفظ پایداری و رشد بلندمدت سازمانها از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تمرکز بر شناسایی و اولویتبندی عوامل فردی، گروهی، سازمانی، فناورانه و محیطی موثر بر کیفیت تصمیمگیری مدیران است تا چارچوبی عملی برای تقویت توان تصمیمسازی و افزایش تابآوری سازمانها ارایه شود.
روششناسی پژوهش: مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. ابتدا از طریق مرور نظاممند ادبیات، مجموعهای جامع از عوامل استخراج شد. سپس با تشکیل تیم پنجنفره خبرگان، معیارهای ارزیابی شناسایی و دادههای موردنیاز پژوهش در قالب اعداد فازی شهودی گردآوری گردید. وزنهای نسبی معیارها با استفاده از روش FUCOM محاسبه و در نهایت، اولویتبندی نهایی گزینهها بر مبنای ماتریس تصمیم تجمیعی با روش چندمعیاره WASPAS صورت گرفت.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که دانش تخصصی مهمترین عامل موثر بر کیفیت تصمیمگیری مدیران است. پس از آن، تصمیمگیری مشارکتی و صحت و دقت دادهها در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. در مقابل، عواملی مانند ساختار سازمانی و محیط حقوقی، فرهنگی، اجتماعی کمترین تاثیر را داشتهاند. این یافتهها در مجموع بر اهمیت تمرکز سازمان بر عوامل درونی و قابلکنترل بهمنظور افزایش پایداری در محیطهای متغیر تاکید دارند.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این تحقیق از نخستین مطالعاتی است که با تلفیق مرور نظاممند ادبیات، اعداد فازی شهودی، روش FUCOM و روش WASPAS، اولویتبندی جامع عوامل فردی تا محیطی موثر بر کیفیت تصمیمات مدیران را ارایه میدهد. چارچوب حاصل، علاوه بر غنای نظری، راهنمای عملی در تخصیص بهینه منابع سیاستگذاران و مدیران فراهم میآورد.
برآورد بیزی معیار واگرایی کولبک – لیبلر در توزیعهای نرمال
صفحه 20-30
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.519761.1518
پرویز نصیری، سمانه افشار مقدم، مسعود یارمحمدی
چکیده هدف: در تحلیلها و مدلسازیهای آماری، ارزیابی شباهت یا تفاوت بین دو توزیع احتمالی اهمیت زیادی دارد. یکی از پرکاربردترین معیارها برای این منظور، واگرایی کولبک-لیبلر است که فاصله اطلاعاتی بین دو توزیع را اندازهگیری میکند. هدف این مطالعه، تحلیل واگرایی KL بین دو توزیع نرمال با واریانس برابر و مقایسه عملکرد روشهای مختلف برآورد این معیار است.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش ابتدا مقدار دقیق واگرایی کولبک–لیبلر بین دو توزیع نرمال با واریانس برابر بهصورت تحلیلی بهدست میآید، سپس سه روش مختلف برای برآورد این معیار پیشنهاد میشود؛ برآورد حداکثر درستنمایی، برآورد بیزی و برآورد شریونده عملکرد هر یک از این برآوردگرها از طریق شبیهسازی مونتکارلو و با استفاده از معیار میانگین مربعات خطا ارزیابی میشود.
یافتهها: نتایج شبیهسازی نشان میدهد که برآوردگر بیزی نسبت به MLE دقت بالاتری در برآورد دارد. علاوه بر این، برآوردگر شریونده بهترین عملکرد را دارد و کمترین مقدار MSE را در میان سه روش بهدست میآورد. این یافته نشان میدهد که بهرهگیری از اطلاعات پیشین یا تکنیکهای جریمهگذاری میتواند بهطور قابلتوجهی کیفیت برآورد را بهبود بخشد.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این مطالعه با ارایه مقایسهای جامع بین تکنیکهای کلاسیک و نوین برای برآورد واگرایی KL در زمینه توزیعهای نرمال با واریانس برابر، به ادبیات علمی کمک میکند. نوآوری پژوهش در بهکارگیری روش شریونده و عملکرد برتر آن است که بهصورت کمی از طریق شبیهسازی تأیید شده است. این یافتهها کاربردهای عملی در حوزههایی مانند یادگیری ماشین، پردازش سیگنال و نظریه اطلاعات دارند.
طراحی مدل یکپارچه زنجیرهتامین سبز با تاکید بر بهبود کیفیت زیستمحیطی و افزایش رضایت مشتری
صفحه 31-49
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514959.1511
عبدالله آراسته
چکیده هدف: هدف این مقاله، بررسی یکی از چالشهای اساسی است که سازمانها در عصر حاضر با آن روبرو هستند؛ کنترل انتشار دیاکسیدکربن. این مطالعه قصد دارد مدلی برای طراحی شبکه زنجیرهتامین سبز ارایه دهد که هزینههای کلی شبکه را به حداقل برساند و در عینحال، ملاحظات زیستمحیطی را نیز مدنظر قرار دهد. این پژوهش در پی دستیابی به یک بهینهسازی متعادل میان هزینهها، انتشار کربن و سطح خدمات در حوزه مدیریت زنجیرهتامین است.
روششناسی پژوهش: این مطالعه یک مدل بهینهسازی یکپارچه نوآورانه ارایه میدهد که جنبههای اقتصادی، زیستمحیطی و رضایت مشتری را در شبکه زنجیرهتامین درنظر میگیرد. مدل ریاضی بهصورت یک مساله برنامهریزی غیرخطی مختلط-عدد صحیح فرمولبندی شده است. یک روش دقیق برای حل مدل بهکار گرفته شده که با استفاده از نرمافزار بهینهسازی GAMS کدنویسی و پیادهسازی شده است. کارایی و اثربخشی مدل از طریق مثالهای عددی و تحلیل دادهها مورد اعتبارسنجی قرار گرفته است.
یافتهها: نتایج، توانایی مدل را در بهینهسازی ابعاد اقتصادی و زیستمحیطی در کنار حفظ سطح بالای خدمات و رضایت مشتری نشان میدهد. مثالهای عددی که برای مسایل با ابعاد مختلف حل شدهاند، کاربردی و موثربودن رویکرد پیشنهادی را تایید میکنند. یافتهها به تعادلهای میان کاهش هزینه، کاهش انتشار کربن و کیفیت خدمات در شبکههای زنجیرهتامین اشاره دارند.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ارایه یک مدل بهینهسازی یکپارچه جدید که بهطور همزمان به کارایی هزینه، پایداری زیستمحیطی و رضایت مشتری در طراحی زنجیرهتامین سبز میپردازد، به حوزه علمی کمک میکند. استفاده از رویکرد برنامهریزی غیرخطی مختلط-عدد صحیح و پیادهسازی آن در نرمافزار GAMS، چارچوبی قوی برای حل مسایل پیچیده زنجیرهتامین فراهم میکند. این مطالعه بینشهای ارزشمندی را برای سازمانهایی ارایه میدهد که قصد دارند به اهداف پایداری دست یابند، در حالیکه به قابلیتهای اقتصادی و عملیات مشتریمحور خود پایبند هستند.
طراحی یک مدل تلفیقی از آزمونهای ALT و ADT برای محاسبه طول عمر در قابلیت اطمینان نازل یک موتور توربینی
صفحه 50-66
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.522859.1523
زهرا اظهری، مهدی کرباسیان، بهروز شهریاری
چکیده هدف: قابلیت اطمینان یکی از ویژگیهای کیفی مهم برای قطعات، محصولات و سیستمها است که برخلاف سایر ویژگیها، مستقیما قابل اندازهگیری نیست و معمولا تنها پس از طی زمان قابلتوجهی در شرایط عملیاتی واقعی قابل ارزیابی است. با اینحال، انتظار برای جمعآوری دادههای میدانی ممکن است در صنایع تجاری منجر به کاهش فروش و در سیستمهای حساس مانند تجهیزات نظامی، تهدیدی جدی برای ایمنی افراد باشد. از اینرو، پیشبینی قابلیت اطمینان نقش مهمی در تصمیمگیریهای کلیدی نظیر زمان عرضه محصول، سیاست گارانتی و برنامهریزی نگهداری ایفا میکند. هدف این پژوهش، ارایه یک مدل تلفیقی از آزمونهای تنزل کارکرد و آزمونهای عمر شتابیافته بهمنظور پیشبینی طول عمر نازل موتور توربینی در شرایط عملیاتی است.
روششناسی پژوهش: در مرحله نخست، آزمون ADT جهت ثبت روند تخریب مولفه کلیدی نازل در سطوح مختلف دما و زمان طراحی و اجرا شد. سپس با بهرهگیری از مدل توان و مدل آرنیوس، پارامترهای شتاب و انرژی فعالسازی استخراج گردید. در مرحله بعد، آزمون ALT با استفاده از پارامترهای بهدست آمده و تحت شرایط تنش بالا اجرا و دادههای مربوط به زمانهای خرابی مستقیم ثبت شد. درنهایت، با تلفیق نتایج دو آزمون و تحلیل آماری (شامل برآورد حداکثر احتمال و تحلیل مسیر تخریب)، توزیع طول عمر سیستم مدلسازی شد.
یافتهها: پیادهسازی مدل بر روی نازل یک موتور توربینی نشان داد که مدل پیشنهادی توانایی پیشبینی دقیق طول عمر را داشته و میتواند منجر به کاهش زمان و هزینههای آزمون گردد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این مدل با ترکیب نظاممند دو نوع آزمون (ADT و ALT) و بهرهگیری از خروجی یکی بهعنوان ورودی دیگری، ساختار تحلیلی نوینی برای پیشبینی قابلیت اطمینان ارایه میدهد که قابلیت تعمیم به سایر محصولات حساس صنعتی و دفاعی را نیز دارا است.
ارایه مدل مفهومی از عوامل موثر بر تعیین ضریب ادغامی در برنامهریزی تولید، با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری فازی
صفحه 67-82
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.515177.1512
مزدک خدادادی کریموند، هادی شیرویه زاد، فرهاد حسین زاده لطفی
چکیده هدف: با توجه به اینکه یکی از محدودیتها و مسایل در برنامهریزی تولید ادغامی تعیین مقدار ضریب ادغام است، این پژوهش به شناسایی عوامل موثر بر ضریب ادغام در برنامهریزی تولید و تجزیهوتحلیل آنان با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری فازی میپردازد تا تاثیر این عوامل بر یکدیگر موردبررسی قرار گیرد.
روششناسی پژوهش: در این پژوهش پس از شناسایی عوامل موثر در تعیین ضریب ادغام، پرسشنامه مدلسازی ساختاری تفسیری بین خبرگان توزیع و پس از تجمیع آنها مراحل مدلسازی ساختاری تفسیری فازی طی و درنهایت ضمن ترسیم شبکه تعاملات به تجزیهوتحلیل شدت و نفوذ و وابستگی عوامل پرداخته شده است.
یافتهها: مدل ساختاری تفسیری ارایهشده دارای یازده سطح میباشد که پس از تجزیهوتحلیل نفوذپذیری و میزان وابستگی بهصورت فازی هیچیک از عوامل در دسته خودمختار قرار نگرفت که بیانگر ارتباط قوی متغیرها در مدل بهدست آمده میباشد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: برنامهریزی تولید برای محصولات متفاوت با منبع یکسان یک مساله پیچیده است و از اینرو تجزیهوتحلیل عوامل موثر بر تعیین مقدار ضریب ادغام در برنامهریزی تولید سبب درک بهتر موضوع جهت اتخاذ تصمیمهای مناسب بهویژه در بهکارگیری منابع مشترک در راستای تعیین سطح تولید بهینه میگردد.
ارایه مدل تصمیمگیری دادهمحور بهمنظور ارزیابی بهصورتکنندگان پایدار و تابآور در صنعت خودرو
صفحه 83-109
https://doi.org/10.48313/jqem.2025.529590.1555
سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان
چکیده هدف: با توجه به چالشهای رو به رشد زنجیرههای بهصورت در دنیای امروز، شامل نوسانات بازار، فشارهای فزاینده زیستمحیطی و اجتماعی و نیز نیاز به افزایش تابآوری در برابر بحرانهای پیشبینینشده (مانند همهگیری کرونا و بحرانهای اقتصادی)، انتخاب بهصورتکنندگانی که بهطور همزمان معیارهای پایداری و تابآوری را برآورده کنند، اهمیتی استراتژیک پیدا کرده است. در این راستا، هدف اصلی این پژوهش ارایه یک مدل تصمیمگیری جامع و دادهمحور با رویکردی آیندهنگر برای ارزیابی و انتخاب بهصورتکنندگان در زنجیرهبهصورت است که بتواند همزمان ابعاد مختلف پایداری و تابآوری را مد نظر قرار دهد.
روششناسی پژوهش: در مدل ارایهشده، ابتدا وزن معیارها و زیرمعیارهای مطرحشده از طریق روش بهترین-بدترین تصادفی محاسبه گردید. سپس ارزیابی عملکرد بهصورتکنندگان با استفاده از روش تصمیمگیری چندمعیاره ویکور تصادفی انجام گرفت. در مرحله بعد، برای پیشبینی عملکرد آتی بهصورتکنندگان از الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی استفاده شد. این مدل در قالب یک مطالعه موردی در شرکت خودروسازی سایپا کاشان و با بهرهگیری از پرسشنامههای تخصصی و نظرات کارشناسان صنعت اجرا شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که معیارهای مرتبط با پایداری و تابآوری در انتخاب بهصورتکنندگان صنعت خودرو نقش کلیدی دارند. در میان زیرمعیارهای بررسیشده، انتشار گازهای گلخانهای و کاهش مصرف انرژی به دلیل الزامات زیستمحیطی، و هزینه و سطح موجودی ایمنی به علت تاثیر مستقیم بر عملکرد اقتصادی و تداوم عملیات، بیشترین تاثیر را بر کارایی بهصورتکنندگان داشتند. علاوهبر این، بهکارگیری الگوریتم جنگل تصادفی برای پیشبینی عملکرد آینده بهصورتکنندگان نشان داد که این روش از دقت پیشبینی بالایی برخوردار است (RMSE = 0.0976).
اصالت/ارزشافزوده علمی: گرچه هر یک از روشهای بهکاررفته در این پژوهش (بهترین-بدترین تصادفی، ویکور تصادفی، الگوریتم جنگل تصادفی) بهصورت جداگانه در مطالعات پیشین مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما ارایه چارچوبی یکپارچه که این سه روش را با یکدیگر ترکیب کند، نوآوری اصلی این مطالعه محسوب میشود. در واقع، این پژوهش برای نخستین بار با تلفیق روشهای چندمعیاره و الگوریتم یادگیری ماشین، یک مدل تصمیمگیری جامع و دادهمحور ارایه کرده است که علاوهبر ارزیابی عملکرد کنونی بهصورتکنندگان، قابلیت پیشبینی عملکرد آینده آنها را نیز فراهم میکند. چنین ترکیبی، پیش از این در ادبیات انتخاب بهصورتکننده با تمرکز همزمان بر پایداری و تابآوری زنجیرهبهصورت در صنعت خودرو ارایه نشده و از این منظر دارای نوآوری روششناختی مشخص و واضح است.
