دوره و شماره: دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 110-246 
مقاله پژوهشی

طراحی مدل علی بهبود کیفیت نظارت بر بانک‌ها و موسسات اعتباری بر اساس نوع ماموریت

صفحه 110-136

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532443.1561

مهدی رامشگ، محمد جواد محقق نیا، مسلم پیمانی، وحید خاشعی ورنامخواستی

چکیده هدف: نظام نظارتی موجود در بسیاری از کشورها، به‌ویژه در ایران، عمدتا از الگوهای کلی و یکپارچه استفاده می‌کند که در آن تفاوت‌های ساختاری، ماموریتی و عملیاتی میان بانک‌ها و موسسات مالی-اعتباری به درستی لحاظ نشده است. این رویکرد یکنواخت، سبب کاهش دقت در شناسایی ریسک‌ها، عدم انطباق با نیازهای خاص هر نهاد مالی و کاهش اثربخشی اقدامات نظارتی شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل علی–معلولی بهبود کیفیت نظارت بر اساس نوع مأموریت بانک­‌ها و مؤسسات مالی-اعتباری با رویکرد آمیخته (فراترکیب–دیمتل فازی) است.
روش‌شناسی پژوهش: تحقیق حاضر به روش میکس متد (کیف–کمی) و به‌صورت اکتشافی صورت پذیرفته است. آنگاه با استفاده از نظر سنجی از 25 خبره صنعت بانکداری با حداقل 10 سال سابقه تجربه اجرایی در حوزه مالی  و بانکی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترا جهت بررسی روایی و پایایی مدل پیشنهادی استفاده شد. همچنین پرسشنامه­های مقایسات زوجی بین خبرگان توزیع و با تکنیک تصمیم­گیری چند شاخصه دیمتل فازی به بررسی میزان شدت اثرگذاری و اثر پذیری میان ابعاد پژوهش پرداخته شده است.
یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که با استفاده از رویکرد فراترکیب تعداد 9 بعد و 40 مولفه منتخب شدند. از بین ابعاد برگزیده شدند. همچنین نتایج تحلیل دیمتل فازی نشان می‌دهد، تاثیرگذارترین بعد پژوهش حاضر در خصوص نظارت بر بانک­‌ها و مؤسسات اعتباری بر اساس مقدار (D+R) بعد نظارت قانونی و مقرارتی از بین ابعاد مستقل و علت با بیشترین مقدار و اثرگذارترین متغیر می‌باشد. همچنین از بین ابعاد وابسته و معلول بر اساس کمترین مقدار (D-R) بعد عملکرد محیط زیستی و اجتماعی اثرپذیرترین متغیر دربهبود کیفیت نظارت بر بانک­‌ها و مؤسسات اعتباری شناخته شد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: استفاده از رویکرد فرا ترکیب در تحلیل پژوهش‌های پیشین که می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای طراحی مدل‌های اثربخش و مبتنی بر بهبود کیفیت نظارت نظام بانکداری فراهم آورد؛ بنابراین، پژوهش حاضر از منظر نوآوری در روش‌شناسی، پاسخ به نیاز روز نظام مالی کشور و ارتقا اثربخشی نظارت بر نهادهای پولی، از اهمیت علمی و کاربردی بالایی برخوردار است. همچنین این تحقیق منجر به شناخت شدت روابط میان ابعاد بهبود کیفیت بر نظارت صنعت بانکداری و توجه بیش از پیش به این مولفه‌ها را فراهم نموده است.

مقاله پژوهشی

تعیین مدل سیاست‌ زمان بهینه وارانتی برای محصولات باحالت‌های خرابی متعدد با در نظر گرفتن توزیع آمیخته در طول دوره وارانتی

صفحه 137-147

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.522094.1522

مسعود امینی، محمد صابر فلاح نژاد، محمد صالح اولیا، محمد علی وحدت، شهاب الدین خوارزمی

چکیده هدف:  این پژوهش با هدف بهینه‌سازی دوره‌های وارانتی در محصولات پیچیده، نقش وارانتی را در حفظ مشتریان و مدیریت هزینه‌ها بررسی می‌کند. مدل پیشنهادی با استفاده از توزیع آماری آمیخته، خرابی‌های جزیی و اساسی را هم‌زمان مدل‌سازی کرده و به دنبال حداقل‌سازی هزینه چرخه‌عمر محصول در کنار حفظ رضایت مشتری است.
روش‌شناسی پژوهش: مدل ریاضی تحقیق شامل تعریف هزینه‌های چرخه‌عمر، تعیین تابع هدف برای حداقل‌سازی هزینه‌ها و محاسبه دوره بهینه وارانتی است. داده‌ها از طریق مثال عددی و تحلیل حساسیت اعتبارسنجی شده و حل مدل با نرم‌افزار  Maple 2024 انجام شده است.
یافته‌ها: دوره بهینه وارانتی بین 3.5 تا 4.5 واحد زمانی تعیین شد و مدل نسبت به روش‌های مرسوم %23 کاهش هزینه ایجاد کرد. تحلیل حساسیت نشان داد تغییرات در احتمال خرابی و نرخ خرابی، تاثیر مستقیم بر طول دوره بهینه دارند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: استفاده از توزیع آماری آمیخته برای مدل‌سازی هم‌زمان خرابی‌ها، رویکردی نوآورانه و واقع‌گرایانه ارایه می‌دهد. این مدل ابزاری کاربردی برای تنظیم سیاست‌های وارانتی و کاهش هزینه‌های چرخه‌عمر است و زمینه توسعه آن با در نظر گرفتن خرابی‌های وابسته و داده‌های واقعی وجود دارد.

مقاله پژوهشی

ارایه یک مدل تصمیم‌گیری داده محور به‌منظور انتخاب تامین‌‌کنندگان مدیریت زنجیره‌تامین لارج با تاکید بر بعد فرهنگی

صفحه 148-179

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532486.1563

سید جعفر هاشمی، جواد رضائیان، تورج مجیبی

چکیده هدف: در فضای رقابتی کنونی، انتخاب تامین‌کنندگان مناسب نقشی کلیدی در ارتقای کارایی و پایداری زنجیره‌تامین دارد. مدل زنجیره‌تامین لارج به‌عنوان رویکردی جامع، ابعاد مختلفی را در مدیریت تامین‌کنندگان دربر می‌گیرد. با این‌حال، بعد فرهنگی با وجود نقش موثر در موفقیت تعاملات و انتخاب تامین‌کنندگان، کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف ارزیابی تامین‌کنندگان در چارچوب مدل لارج و با در‌نظر گرفتن بعد فرهنگی، به دنبال ارتقای عملکرد زنجیره‌تامین و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش به توسعه یک مدل تصمیم‌گیری داده‌محور و آینده‌نگر برای ارزیابی و انتخاب تامین‌کنندگان می‌پردازد. در ابتدا، با مرور ادبیات و نظرسنجی از خبرگان، معیارهای کلیدی شناسایی و با روش بهترین-بدترین فازی وزن‌دهی شدند. سپس، با تحلیل پوششی داده‌های فازی، کارایی تامین‌کنندگان ارزیابی و رتبه‌بندی شد. در ادامه، الگوریتم جنگل تصادفی برای پیش‌بینی عملکرد آتی تامین‌کنندگان به‌کار گرفته شد و نتایج دقیقی ارایه کرد.
یافته‌ها: نتایج مرحله اول نشان داد که زیرمعیارهایی نظیر کاهش گازهای گلخانه‌ای، مدیریت ریسک، کیفیت و سرعت تحویل از اهمیت بالایی در ارزیابی تامین‌کنندگان برخوردارند. در مرحله دوم، کارایی تامین­کنندگان در α- کات‌های مختلف ارزیابی گردید و در سه گروه با کارایی بالا، متوسط و پایین طبقه‌بندی شدند. مدل جنگل تصادفی نیز توانست عملکرد تامین‌کنندگان را با دقت بالا پیش‌بینی کند. همچنین، نتایج آزمون t جفتی نشان داد که در نظر گرفتن بعد فرهنگی، به‌طور معناداری موجب بهبود فرآیند انتخاب تامین‌کنندگان می‌شود.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مدل ارایه‌شده با شناسایی عوامل کلیدی عملکرد، ارزیابی آینده‌نگر و بهره‌گیری از تحلیل‌های دقیق، می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های استراتژیک در انتخاب و مدیریت تامین‌کنندگان کمک کند. این مدل نه‌تنها موجب کاهش ریسک و هزینه‌ها می‌شود، بلکه به‌عنوان الگویی کاربردی برای بهبود عملکرد زنجیره‌تامین در صنایع مشابه نیز قابل استفاده است.

مقاله پژوهشی

یک مدل ریاضی چندهدفه برای طراحی زنجیره‌تامین میوه مبتنی بر کیفیت و اهداف توسعه پایدار

صفحه 180-203

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.531259.1558

ناعمه زرین پور

چکیده هدف: در این مقاله یک مدل برنامه‌ریزی ریاضی چندهدفه برای طراحی زنجیره‌تامین میوه چندسطحی و چند‌دوره‌ای با در نظر گرفتن اهداف توسعه پایدار شامل کمینه‌سازی هزینه‌ها، کمینه‌سازی انتشار گازهای گلخانه‌ای و بیشینه‌سازی ابعاد اجتماعی ارایه می‌شود. در مدل پیشنهادی کیفیت محصولات نقش اساسی در طراحی زنجیره‌تامین ایفا می‌کند و میوه‌ها در مراکز توزیع بر اساس کیفیت درجه‌بندی و سپس بین بازارهای میوه، مراکز تولید کمپوست، کارخانه‌ها تولید آبمیوه، کارخانه‌ها تولید کنستانتره و کارخانه‌ها تولید دارو توزیع می‌شوند.
روش‌شناسی پژوهش: مدل چندهدفه پیشنهادی با استفاده از یک رویکرد برنامه‌ریزی آرمانی فازی حل شده است. وزن توابع هدف و همچنین وزن ابعاد اجتماعی با استفاده از رویکرد بهترین-بدترین فازی محاسبه شده است.
یافته‌ها: در این پژوهش، برای ارزیابی عملکرد مدل پیشنهادی از یک مطالعه موردی مبتنی بر استان فارس که سومین استان سرآمد در زمینه تولید سیب در کشور است، استفاده شد. نتایج حاصل از مدل پیشنهادی با سه مدل با دیدگاه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی مقایسه شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پایداری سیستم با استفاده از بهینه‌سازی جداگانه مدل‌های با دیدگاه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی میسر نمی‌شود و مدل پیشنهادی موجب دستیابی به جواب بهینه کارآمد در هر سه بعد پایداری به‌طور همزمان با بهبود قابل‌ملاحظه در ابعاد زیست‌محیطی و اجتماعی و افزایش ناچیز در هزینه‌های سیستم می‌شود. افزون بر این، مدل پیشنهادی با برقراری یک تعادل مناسب بین هر سه بعد پایداری منجر به ایجاد یک زنجیره‌تامین با ساختار شبکه و تعداد تسهیلات استقراریافته متفاوت نسبت به سه مدل دیگر خواهد شد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: ارزش‌افزوده این پژوهش، ارایه یک مدل جامع با دیدگاه‌های پایداری و در نظر گرفتن کیفیت به‌عنوان یک عامل اصلی در درجه‌بندی و توزیع محصولات بین سطوح مختلف زنجیره‌تامین است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به سیاست‌گذاران و مدیران عملیاتی در صنعت میوه جهت اتخاذ تصمیمات استراتژیک و عملیاتی در زمینه تولید میوه، فرآوری آن و عرضه به بازارهای فروش با تکیه بر ابعاد پایداری یاری رساند.

مقاله پژوهشی

ارایه مدل خلق مشترک ارزش در استارت آپ‌های مبتنی بر فناوری‌های نوین

صفحه 204-230

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.521029.1519

سهیلا ایزدی، ناصر خانی، بیتا یزدانی، امیررضا نقش

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، ارایه مدل خلق مشترک ارزش در استارت آپ‌های مبتنی بر فناوری‌های نوین است.
روش‌شناسی پژوهش: در راستای دستیابی به این هدف، از رویکرد ترکیبی شامل دو فاز کیفی و کمی استفاده شد. در فاز اول، ضمن مرور بر مبانی نظری و تجربی موضوع، به‌منظور تکمیل بررسی‌ها و غنی‌سازی نتایج، از دیدگاه گروه منتخب خبرگان تحقیق استفاده شد. این گروه با رویکرد نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس معیار اشباع نظری شامل 9 خبره بود که در حوزه فناوری‌های نوین و استارت آپ‌ها تخصص داشتند.
یافته‌ها: بر اساس نتایج، 17 مقوله اصلی، 161 مولفه فرعی و 1346 مفهوم در این تحقیق شناسایی شد. در بخش کمی تحقیق، ابعاد و مولفه‌های مدل با استفاده از روش تحلیل و ارایه پرسشنامه مقایسات زوجی، تحلیل سلسله‌مراتب فازی در مقایسه با یکدیگر اولویت‌بندی شدند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: بر اساس نتایج، مشتریان و خدمات محور اصلی فعالیت‌ها هستند و استارت آپ‌ها با درک عمیق از نیازها و خواسته‌های مشتریان، محصولات و خدماتی هم‌سو با ارزش‌های آن‌ها ارایه می‌دهند. همکاری و شبکه‌سازی با مشتریان و شرکای تجاری به تبادل دانش و نوآوری کمک می‌کند و نوآوری به‌عنوان عنصر اساسی، استارت آپ‌ها را قادر می‌سازد تا با استفاده از فناوری‌های نوین به حل مشکلات مشتریان بپردازند. همچنین، توجه به کیفیت محصولات و خدمات، جذب و نگه‌داری استعدادهای برتر و تامین منابع مالی از دیگر جنبه‌های مهم این مدل هستند که به افزایش رضایت مشتری و جلب اعتماد آن‌ها منجر می‌شود.

مقاله پژوهشی

مدیریت کیفیت جامع و عملکرد: شواهدی تجربی از نقش میانجی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت

صفحه 231-246

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.524515.1526

محسن ایمنی، فریدون رهنمای رودپشتی، بهاره فائزی

چکیده هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد با تمرکز بر نقش میانجی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت است. پژوهش تلاش می‌کند با رویکردی تجربی، درک عمیق‌تری از ساز و کارهای اثرگذاری مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد ارایه دهد و به‌طور خاص، مشارکت حسابداران مدیریت و نقش ابزارهای اطلاعاتی حسابداری را در این فرآیند مورد سنجش قرار دهد.
روش‌شناسی پژوهش: برای رسیدن به هدف پژوهش، از پرسشنامه‌‌های استاندارد استفاده شد. نمونه آماری پژوهش را 97 مدیر سطح میانی شرکت‌های تولیدی غرب استان مازندران در سال 1403 تشکیل می‌دهند. نرخ پاسخگویی به پرسشنامه معادل %80.1 گردید. برای تحلیل فرضیه‌ها از نرم‌افزار SmartPls3 و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و همچنین نتایج حاکی از آن است که حسابداران مدیریت در به‌کار گیری مدیریت کیفیت جامع بر عملکرد نقش مثبت دارند؛ اما سیستم حسابداری مدیریت، نقش میانجی بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد را بازی نمی‌کند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: پژوهش با بررسی هم‌زمان دو متغیر میانجی یعنی حسابداران مدیریت و سیستم حسابداری مدیریت در رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد نهفته است. موضوعی که در ادبیات پیشین به‌ صورت جداگانه یا ناقص مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با بهره‌گیری از داده‌های واقعی شرکت‌های تولیدی و استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری، شواهدی نوین و کاربردی در زمینه نقش‌های استراتژیک حسابداران مدیریت در تحقق اهداف کیفیت‌ محور سازمان‌ها ارایه می‌دهد و خلا پژوهشی موجود در خصوص تعامل مدیریت کیفیت جامع با سیستم‌های اطلاعاتی مدیریتی را تا حدی پر می‌کند.