دوره و شماره: دوره 16، شماره 1، بهار 1405 
مقاله پژوهشی مدل‌سازی تصمیم‌گیری و تحقیق در عملیات در مهندسی کیفیت

برآورد جدید E2-بیز پارامتر بهره‌دهی سیستم صف‌بندی چند باجه‌ای با ظرفیت نامتناهی

صفحه 1-14

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.553995.1579

شهرام یعقوب زاده شهرستانی، ایمان مخدوم

چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه‌ یک رویکرد جدید برآورد بیزی با عنوان روش E2-بیز برای برآورد پارامتر شدت ترافیک در سیستم صف‌بندی چندباجه‌ای /M/M/c انجام شده است. با توجه به اهمیت برآورد دقیق پارامتر بهره‌دهی در بهینه‌سازی سیستم‌های خدماتی، این تحقیق به نیاز موجود برای استنتاج‌های قابل اعتمادتر در شرایط عدم‌قطعیت می‌پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: مدل صف‌بندی M/M/c/∞ که شامل c باجه خدمت‌دهنده است، در‌نظر گرفته شد. فواصل زمانی بین ورود مشتریان دارای توزیع نمایی با پارامتر λ و فواصل زمانی خدمت دارای توزیع نمایی با پارامتر μ است. پارامتر شدت ترافیک با استفاده از روش‌های بیز، E-بیز و روش پیشنهادی جدید E2-بیز تحت تابع زیان آنتروپی عمومی برآورد شد. عملکرد برآوردگر پیشنهادی با استفاده از شبیه‌سازی مونت‌کارلو و یک مجموعه‌داده واقعی ارزیابی گردید.
یافتهها: نتایج شبیه‌سازی و تحلیل تجربی نشان داد که برآوردگر پیشنهادی E2-بیز از نظر کارایی و دقت نسبت به برآوردگرهای بیز و E-بیز عملکرد بهتری دارد. برآوردگری که میانگین مدت‌زمان انتظار مشتریان در صف را حداقل می‌کند، به‌عنوان برآوردگر بهینه انتخاب شد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش یک رویکرد نوین برآورد E2-بیز را معرفی می‌کند که دقت برآورد پارامترها را در مدل‌های صف‌بندی تحت شرایط عدم‌قطعیت بهبود می‌بخشد. به‌کارگیری تابع زیان آنتروپی عمومی چارچوبی انعطاف‌پذیر و مقاوم فراهم می‌کند و گامی موثر در پیشبرد استنتاج بیزی در سیستم‌های تصادفی به‌شمار می‌آید.

مقاله پژوهشی مهندسی کیفیت، پایایی و بهینه‌سازی فرآیندها

بهینه‌سازی دوهدفه تخصیص افزونگی فعال در سیستم توزیع انرژی الکتریکی در یک شناور با در نظرگیری اشتراک بار و تعمیرکار واحد

صفحه 15-38

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.546474.1574

مریم گنجی، مهدی کرباسیان

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، یافتن چیدمان مناسب از نوع و تعداد تجهیزات جهت حداکثر نمودن قابلیت دسترسی و کاهش هزینه­‌ها با استفاده از استراتژی تخصیص افزونگی فعال با در نظر گرفتن امکان اشتراک‌گذاری بار و استفاده از نیروی تعمیرکار باسیاست نگهداشت و مرخصی در سیستم توزیع انرژی الکتریکی یک شناور است. در استراتژی فعال، تمام قطعات و اجزای اضافه‌شده به سیستم به‌صورت فعال از زمان شروع به کار سیستم مورداستفاده قرار می­‌گیرند و سیستم زمانی خراب می‌شود که تمام اجزا دچار خرابی شده باشند.
روش‌شناسی پژوهش: در پژوهش حاضر یک مدل دو هدفه برای سیستم توزیع انرژی الکتریکی با افزونگی فعال در یک شناور در نظر گرفته‌شده است که هدف اول آن هزینه کل و هدف دوم آن قابلیت دسترسی است. شبیه‌سازی رفتار سیستم با استفاده از زنجیره­ مارکوف و توزیع فاز نوع صورت گرفته و برای حل آن از الگوریتم ژنتیک چندهدفه NSGA-II) (استفاده گردیده است. خرابی یک تجهیز بر نرخ خرابی سایر تجهیزات زیرسیستم تاثیر می­‌گذارد و باعث افزایش نرخ خرابی می­‌گردد. به‌عبارت‌دیگر، مساله باحالت اشتراک­‌گذاری بار بررسی‌شده است. یک تعمیرکار نیز برای تعمیر تجهیزات در نظر گرفته‌ شده است. سیاست نگهداشت و مرخصی بدین گونه است که اگر در زمان مرخصی تعمیرکار، تجهیزی دچار خرابی شود، مرخصی تعمیرکار پایان‌یافته و تعمیر تجهیز خراب آغاز می­‌گردد. در زمان تعمیر تجهیز خراب نیز اگر تجهیز دیگری دچار خرابی شود، می­‌بایست در صف تعمیر قرار گرفته و تعمیرکار بلافاصله پس از اتمام تعمیر تجهیز خراب پیشین، تعمیر تجهیز خراب بعدی را آغاز نماید. زمانی که تعمیرکار در مرخصی است، اگر هیچ تجهیزی دچار خرابی نشود، تعمیرکار می­‌تواند مجددا به مرخصی برود.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش، بهترین ترکیب نوع و تعداد تابلوهای توزیع انرژی الکتریکی در هر زیرسیستم از سیستم توزیع انرژی الکتریکی شناور را جهت افزایش قابلیت دسترسی و کاهش هزینه­‌ها با استفاده از افزونگی فعال نشان داده است. همچنین میزان احتمال کار تعمیرکار را جهت اتخاذ تصمیمات مدیریتی در جهت سیاست­‌های نگهداشت و مرخصی نشان داده است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: با توجه به نوآوری تحقیق، نتایج حاصل از پژوهش می‌­تواند جهت تحلیل­‌های مهندسی به لحاظ بررسی قابلیت دسترسی و جهت تحلیل­‌های مدیریتی در برآورد هزینه­‌ها و تخصیص نیروهای تعمیراتی مفید واقع شود.

مقاله پژوهشی مدل‌سازی تصمیم‌گیری و تحقیق در عملیات در مهندسی کیفیت

بهینه‌سازی شبکه زنجیره‌تامین حلقه بسته بادوام تحت عدم قطعیت ترکیبی

صفحه 39-62

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.564808.1595

فریبرز کالاشی، ایرج مهدوی، علی تاجدین، جواد رضائیان

چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه یک شبکه زنجیره‌تامین حلقه بسته بادوام انجام شده است؛ شبکه‌ای که بتواند به‌طور هم‌زمان ابعاد پایداری، تاب‌آوری، چابکی و دیجیتال‌سازی را با در نظر گرفتن عدم‌قطعیت‌های فازی-تصادفی پوشش دهد. اهمیت این مطالعه ازآن‌جهت است که اغلب زنجیره‌های‌تامین سنتی در مواجهه با نوسانات شدید محیطی، اختلالات عملیاتی و تغییرات تقاضا فاقد کارایی لازم هستند و نیاز به رویکردهای تصمیم‌گیری هوشمند و چندبعدی دارند.
روش‌شناسی پژوهش: برای تحقق اهداف پژوهش، یک چارچوب منسجم سه‌ مرحله‌ای طراحی گردید. در گام نخست، به‌منظور لحاظ کردن نوسانات بازار و الگوهای فصلی در ورودی‌های مدل، تقاضا با استفاده از مدل سری‌های زمانیSARIMA پیش‌بینی شد. در مرحله دوم، معیارهای ارزیابی تامین‌کنندگان بر اساس مرور نظام‌مند ادبیات و نظرات متخصصان شناسایی و سپس با روش بهترین-بدترین فازی-تصادفی وزن‌دهی گردید؛ پس‌از آن، رتبه‌بندی تامین‌کنندگان با بهره‌گیری از تکنیک تاپسیس فازی-تصادفی انجام پذیرفت. درنهایت، برای طراحی و بهینه‌سازی شبکه زنجیره‌تامین، یک مدل ریاضی چندهدفه با ماهیت فازی-تصادفی توسعه داده شد و به‌منظور مدیریت عدم قطعیت داده‌ها، رویکرد بهینه‌سازی استوار فازی-تصادفی در فرآیند حل به کار گرفته شد. حل مساله چندهدفه نیز با استفاده از نسخه اصلاح‌شده روش برنامه‌ریزی آرمانی لکسیکوگراف-چبی‌شف چندگزینه‌ای صورت گرفت.
یافتهها: مطالعه موردی انجام‌شده در شرکت "ابتکار تجهیز طب یکتا" در صنعت تجهیزات پزشکی نشان داد که مدل ارایه‌شده قادر است تصمیمات استراتژیک کلیدی ازجمله انتخاب تامین‌کنندگان اصلی و پشتیبان، تعیین مکان مراکز جمع‌آوری و بازیافت، تخصیص ظرفیت مازاد و انتخاب فناوری تبادل اطلاعات (سنتی یا مبتنی بر بلاک‌چین) را به‌صورت بهینه اتخاذ کند. بهره‌گیری از فناوری‌های اینترنت اشیا و بلاک‌چین منجر به افزایش نرخ بازگشت محصول، کاهش هزینه‌های بازیافت و بهبود شفافیت و پایداری شبکه شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی می‌تواند تعادل موثری بین اهداف اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی برقرار کند و درعین‌حال، انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری شبکه را در شرایط عدم قطعیت تقویت نماید.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نوآوری پژوهش حاضر در توسعه یک چارچوب یکپارچه برای طراحی زنجیره‌تامین حلقه بسته بادوام تحت عدم قطعیت ترکیبی فازی-تصادفی است. برخلاف مطالعات پیشین که هر یک تنها بر بخشی از ابعاد زنجیره‌تامین تمرکز داشته‌اند، این پژوهش ابعاد پایداری، تاب‌آوری، چابکی و دیجیتال‌سازی را به‌صورت هم‌زمان در قالب یک مدل چندهدفه یکپارچه‌سازی می‌کند. همچنین، تلفیق روش‌های SARIMA، SFBWM،SFTOPSIS و LCRMCGP امکان تصمیم‌گیری دقیق‌تر را فراهم ساخته است. نتایج مقایسه‌ای نیز نشان می‌دهد مدل پیشنهادی در کاهش انحرافات، بهبود انسجام تصمیم‌گیری و افزایش پایداری شبکه عملکرد بهتری نسبت به روش‌های مرجع دارد.

مقاله پژوهشی مدیریت کیفیت، تعالی سازمانی و تحلیل عملکرد

عارضه‌یابی و ارایه راهکارهای بهبود فرایندهای صدور ضمانت‌نامه‌ برای تعاونی‌ها با استفاده از ترکیب روش‌های تاپسیس، آنتروپی شانون و تکنیک گروه اسمی

صفحه 63-79

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.567660.1597

محمد جواد ارشادی، البرز محمدی، علی حاجی وند، سمیه سروش، بهار هاشمیه، نگار زنگنه

چکیده هدف: مدیریت اثربخش فرایندهای سازمانی و رویارویی با چالش‌ها، برای دستیابی به اهداف در دنیای رقابتی امروز، برای سازمان‌هایی نظیر صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری تعاون، حیاتی است. اهمیت این موضوع برای این صندوق، با توجه به طیف وسیع ذی‌نفعان و نقش کلیدی آن در حمایت از بخش تعاون، دوچندان خواهد بود. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف ارایه چالش‌ها و راهکارهای بهبود، در فرایندهای صدور بیمه‌نامه‌های اعتباری ضمانت توسعه تعاون صورت پذیرفت.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش بر پایه اصول مدیریت کیفیت و رویکرد فرایندی بنا نهاده شده تا صحت و اعتبار علمی و کاربردی نتایج تضمین شود. تحلیل عمیق چالش‌ها و اولویت‌بندی آن‌ها با استفاده از روش آنتروپی شانون، تکنیک تاپسیس (TOPSIS) و رویکرد گروه اسمی (NGT) صورت پذیرفت.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بیشترین عارضه‌های صندوق در بخش‌های فرایند و استراتژی متمرکز هستند؛ ازاین‌رو، متناسب با اولویت‌های استخراج‌شده، راهکارهای بهینه‌سازی ارایه و شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) برای نظارت مستمر تدوین گردید.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نتایج نهایی این پژوهش علاوه بر ایجاد شفافیت فرایندی، با ارایه یک نقشه راه عملیاتی و علمی، مبنایی برای تمرکز منابع بر نقاط کلیدی موفقیت فراهم آورد که گامی محوری در جهت کاهش زمان و هزینه، ارتقا اثربخشی و تحقق اهداف استراتژیک در بخش تعاون محسوب می‌شود.