دوره و شماره: دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 289-422 
مقاله پژوهشی

رویکرد تلفیقی FDM-FSWARA-FCOPRAS برای تعیین راهکار مطلوب مدیریت کیفیت در شرکت‌های کوچک و متوسط تولید کاشی و سرامیک ایران

صفحه 289-303

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.219124

مهدی نصراللهی، حمید صادق بیگی

چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارایه مدلی به‌منظور شناسایی و اولویت‌بندی راهکارهای بهینه مدیریت کیفیت در بنگاه‌های کوچک و متوسط فعال در صنعت کاشی و سرامیک ایران با تاکید بر بهبود مزیت رقابتی در بازارهای صادراتی است.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش از یک رویکرد تلفیقی چندمرحله‌ای فازی بهره گرفته است. در مرحله نخست، ۲۹ راهکار مدیریت کیفیت از ادبیات نظری استخراج و با استفاده از روش دلفی فازی  غربال‌گری شدند. سپس، معیارهای ارزیابی با روش سوارا فازی وزن‌دهی گردیدند. در نهایت، راهکارهای منتخب با استفاده از روش کوپراس فازی رتبه‌بندی شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد معیارهای کلیدی برای مدیریت کیفیت شامل بهبود مستمر فرآیندها، پاسخگویی به نیازهای مشتریان و نوآوری در فرآیندها هستند؛ همچنین، راهکارهای مبتنی بر عوامل درون‌سازمانی مانند سبک‌های رهبری، کار تیمی و فرآیندمحوری عملکرد بهتری نسبت به عوامل برون‌سازمانی مانند مدیریت تامین‌کنندگان دارند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از ترکیب سه روش تصمیم‌گیری فازی در محیط عدم‌قطعیت، مدلی جامع و دقیق برای شناسایی و اولویت‌بندی راهکارهای مدیریت کیفیت ارایه داده است. رویکرد تلفیقی پژوهش باعث ارتقا دقت در تصمیم‌گیری شده و تاکید آن بر SMEs در صنعت کاشی و سرامیک ایران، آن را از سایر مطالعات متمایز می‌سازد.

مقاله پژوهشی

تحلیلی بر موانع پیاده‌سازی کیفیت 4.0 با رویکرد دنپ فازی

صفحه 304-320

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.217977

داود عندلیب اردکانی، فاطمه زمزم، مهرداد کیانی

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی روابط علت و معلولی موانع پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف جزو پژوهش‌های کاربردی ـ توسعه‌ای محسوب می‌شود. در بخش کیفی پژوهش برای شناسایی و دسته‌‌بندی موانع از روش مرور نظام‌مند و در بخش کمی برای ارایه الگوی روابط علی و معلولی بین موانع و اولویت‌بندی آن‌ها از روش ترکیبی دیمتل ـ فرآیند تحلیل شبکه‌ای فازی (دنپ فازی) استفاده شده است.
یافته‌ها: یافته‌های بخش کیفی شامل شناسایی 18 مانع در 4 بعد بود. در بخش کمی، یافته‌ها نشان داد که «هزینه بالای سرمایه‌گذاری در کیفیت 4.0 و عدم شفافیت در نرخ بازگشت سرمایه» به‌عنوان تاثیرگذارترین (علت) مانع و « عدم در نظر گرفتن کیفیت 4.0 به‌عنوان یک مساله استراتژیک و منبع مزیت رقابتی» به‌عنوان تاثیرگذارپذیرترین (معلول) مانع در پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب می‌شوند. همچنین موانع کمبود معیارهای کمی برای سنجش تاثیر صنعت 4.0 بر کیفیت، عدم در نظر گرفتن کیفیت 4.0 به‌عنوان یک مساله استراتژیک و منبع مزیت رقابتی، عدم وجود آموزش‌های پیشرفته برای آموزش پرسنل، کمبود منابع مالی مانند نقدینگی و اعتبارات لازم برای اجرای کیفیت 4.0 و عدم مشارکت دادن ذینفعان در طرح‌ها و پروژه‌های کیفیت 4.0 مهم‌ترین موانع موجود در پیاده‌سازی کیفیت 4.0 در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب می‌شود.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبیDANP فازی با شناسایی موانع کلیدی پذیرش کیفیت 4.0، تعیین میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری و اولویت‌بندی آن‌ها به مدیران و تصمیم‌گیران در برنامه‌ریزی برای رفع این موانع یاری می‌رساند.

مقاله پژوهشی

بهبود کیفیت تحلیل مناقشات در بازار جهانی صنعت گاز با طراحی سناریوهای مبتنی بر مدل گراف جهت حل مناقشه و رویکرد عامل بنیان

صفحه 321-357

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.518073.1517

محمد رضا فتحی، تورج کریمی، سحر عمرانی گرگری

چکیده هدف: این پژوهش به‌دنبال بررسی و تجزیه‌وتحلیل سناریوها در بازارهای جهانی است. در این راستا، شناسایی عناصر موثر بر بازار گاز و هم‌چنین بررسی مکانیزم‌های درونی هر یک از این عناصر، هدف‌گذاری اولیه شده است. سپس با توجه به مدل، عامل بنیان عناصر شناسایی‌شده، شیوه تعامل و رفتار عناصر به‌عنوان اجزای تشکیل‌دهنده یک مدل عامل بنیان، مورد بررسی قرار می‌گیرد.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش از رویکرد ساختاردهی مساله و یا پژوهش عملیاتی نرم و به‌طور خاص از روش GMCR و در بخش کمی این پژوهش از مدلسازی عامل بنیان استفاده می‌شود. هم‌چنین در این پژوهش ابتدا سعی می‌شود شناخت مناسبی از واقعیت بازار گاز به‌دست آید و سپس بر اساس این شناخت مدل ساخته شود با شناسایی قسمت‌های کلیدی و اهرمی مدل عامل بنیان و سپس شبیه‌سازی مدل برای بلندمدت، سناریوها یا (حالت‌های) محتمل استخراج می‌شوند.
یافته‌ها: در مرحله نخست، با شناسایی بازیگران کلیدی بازار گاز شامل ایالات متحده، اتحادیه اروپا، روسیه، چین، هند، ایران، قطر و گروه انرژی‌های تجدیدپذیر، تعارضات موجود میان آن‌ها مدلسازی شد. تحلیل GMCR منجر به شناسایی ۲۸ نقطه تعادل گردید که سپس در قالب پنج سناریو خوشه‌بندی شدند. در گام بعد، مدل شبیه‌سازی عامل‌بنیان بر اساس این سناریوها توسعه یافت.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با ترکیب GMCR و ABM توانسته است هم‌زمان بعد تعارض استراتژیک، پویایی بازار و یادگیری تدریجی بازیگران را لحاظ کند که در اغلب مطالعات گذشته مغفول مانده بود.

مقاله پژوهشی

مدیریت کیفیت سبد بهینه سهام با استفاده از ترکیب مدل مارکوییتز با روش‌های ماشین بردار پشتیبان، تحلیل پوششی داده‌ها و دی بی اسکن

صفحه 358-378

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.513904.1510

رضا خسروی، جمشید پیک فلک، حسن فتاحی نافچی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین سبد بهینه سهام با استفاده از ترکیب مدل مارکوویتز با روش‌های ماشین بردار پشتیبان، تحلیل‌پوششی‌دادها و الگویتم خوشه‌بندی دی‌بی‌اسکن است. جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1391 الی 1401 است.
روش‌شناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش برای تشکیل سبد بهینه سهام، از رویکرد کاهش ابعاد، روش‌های تحلیل‌پوششی‌دادها، ماشین بردار پشتیبان و الگوریتم‌های خوشه‌بندی دی‌بی‌اسکن استفاده شده است. نسبت‌های مالی ترازنامه‌ای، نسبت‌های مالی صورت سود زیان، نسبت‌های مالی صورت گردش وجه نقد و نسبت‌های مالی ترکیبی و ریسک و بازده بر اساس مدل ترکیبی مارکوویتز به‌عنوان ورودی مدل تهیه چهار پرتفوی استفاده شده است.
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از پژوهش، حاکی است روش بردار پشتیبان و روﯾﮑﺮد ﭼﻬﺎرم ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ مدل ترکیبی اﺳﺖ، در بهینه‌سازی ﺳﺒﺪ ﺳﻬﺎم ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﻬﺘﺮی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.
اصالت/ارزش افزوده علمی: با توجه به نوآوری این پژوهش در به‌کارگیری مدل ترکیبی مارکوییتز، نتایج می‌تواند به سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران سهام در مدیریت کیفیت سبد بهینه سهام  کمک کند.

مقاله پژوهشی

مدل‌سازی شبکه زنجیره‌تامین پایدار و تاب آور در صنعت خودرو

صفحه 379-406

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514088.1508

سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان

چکیده هدف: این پژوهش به ارایه یک مدل بهینه‌سازی چندهدفه جهت طراحی زنجیره‌تامین پایدار با تاکید بر ابعاد تاب‌آوری پرداخته است. مدل پیشنهادی به‌گونه‌ای توسعه یافته است که قادر به ایجاد تعادل بهینه میان اهداف اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی باشد و هم‌زمان پاسخ مناسبی به تغییرات و اختلالات احتمالی در زنجیره‌تامین ارایه دهد. جهت اعتبارسنجی و ارزیابی کارایی مدل توسعه‌یافته، یک مطالعه موردی در صنعت خودروسازی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشان‌دهنده عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی بوده و در نهایت ابزارها و راهکارهای مدیریتی کاربردی برای تصمیم‌گیرندگان زنجیره‌تامین ارایه گردیده است.
روش‌شناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف، یک مدل تصمیم‌گیری جامع توسعه یافته است. در مرحله نخست، امتیازدهی به تامین‌کنندگان با توجه به معیارهای پایداری و تاب‌آوری صورت می‌گیرد. این ارزیابی با بهره‌گیری از دو رویکرد نوآورانه تصمیم‌گیری، شامل روش بهترین-بدترین فازی تصادفی و روش ویکور تصادفی، انجام می‌پذیرد. در گام بعدی، یک مدل ریاضی چندهدفه با در نظر گرفتن عدم‌قطعیت‌های فازی-تصادفی طراحی شده است. به‌منظور حل این مدل، از رویکرد بهینه‌سازی استوار فازی و روش برنامه‌ریزی آرمانی چندگزینه‌ای اصلاح‌شده مبتنی بر تابع مطلوبیت استفاده شده است.
یافته‌ها: در این پژوهش، زنجیره‌تامین شرکت خودروسازی سایپا کاشان با تمرکز بر سه بعد کلیدی شامل معیارهای عمومی، پایداری و تاب‌آوری مورد ارزیابی قرار گرفته است. شاخص‌هایی نظیر هزینه، کیفیت و کاهش مصرف انرژی به‌عنوان مهم‌ترین معیارها شناسایی شده‌اند. ارزیابی و رتبه‌بندی تامین‌کنندگان با استفاده از روش ویکور فازی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل نشان می‌دهد که در میان تامین‌کنندگان اصلی، گزینه‌های دوم و پنجم و در میان تامین‌کنندگان پشتیبان، گزینه دوم، بالاترین امتیازات را کسب کرده‌اند. افزون بر این، به‌منظور بررسی استواری و اعتبار رویکرد پیشنهادی، نتایج به‌دست‌آمده با روش‌های سنتی مقایسه گردیده‌اند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: ارزش‌افزوده این پژوهش در ارایه یک مدل جامع تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت نهفته است که به بهبود عملکرد زنجیره‌تامین از جنبه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی کمک می‌کند. یافته‌های تحقیق می‌توانند نقش موثری در حمایت از تصمیم‌گیری مدیران و سیاست‌گذاران صنعت ایفا کرده و آن‌ها را در مواجهه با چالش‌های پیچیده و پویای زنجیره‌تامین یاری رسانند.

مقاله پژوهشی

مدل تخصیص بهینه تسهیلات با تاکید بر کیفیت کارایی بانکی

صفحه 407-422

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.517884.1516

احمد عباسی، عبداله هادی وینچه، علی جمشیدی

چکیده هدف: تضمین رشد اقتصادی پایدار از وظایف کلیدی هر کشور است و تسهیلات بانکی با حمایت از واحدهای تولیدی، نقش محرکی در این رشد ایفا می‌کنند. با این‌حال، افزایش معوقات‌بانکی می‌تواند ثبات اقتصادی را تهدید کرده و منجر به رکود شود. این پژوهش با هدف ارایه مدلی بهینه برای تخصیص تسهیلات در بانک‌های خصوصی و کاهش معوقات انجام شده است.
روش‌شناسی پژوهش: برای تحلیل داده‌های مرتبط با تسهیلات اعطایی و عوامل موثر بر معوقات، از روش‌های آماری پیشرفته شامل رگرسیون چندگانه گام‌به‌گام، پانل دیتا و رگرسیون لجستیک استفاده شده است. این روش‌ها به شناسایی دقیق متغیرهای تاثیرگذار کمک کرده‌اند.
یافته‌ها: مدل ارایه‌شده، یک چارچوب ترکیبی است که هم‌زمان شاخص‌های درون‌بانکی، درون‌شرکتی و اقتصادی را در‌نظر می‌گیرد. این مدل می‌تواند به‌عنوان ابزاری راهبردی برای بهینه‌سازی تخصیص تسهیلات، کاهش معوقات و بهبود ثبات اقتصادی در بانک‌های خصوصی ایران مورداستفاده قرار گیرد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت هوشمند تسهیلات با در‌نظر گرفتن عوامل چندبعدی، می‌تواند بهره‌وری بانک‌ها را افزایش داده و از ریسک‌های اعتباری بکاهد. مدل پیشنهادی می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری مدیران بانکی برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار باشد.