خلاصه آماری:

تعداد دوره‌ها 14
تعداد شماره‌ها 46
تعداد مقالات 277
تعداد نویسندگان 578
تعداد مشاهده مقاله 167,218
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 117,326
نسبت مشاهده بر مقاله 603.68
نسبت دریافت فایل بر مقاله 423.56
درصد پذیرش 36
زمان پذیرش/فرآیند داوری 95
تعداد پایگاه های نمایه شده 6
تعداد داوران 410

 

 

 

«نشریه مهندسی و مدیریت کیفیت»

 

هدف نشریه‌ «مهندسی و مدیریت کیفیت» ایجاد محیطی علمی برای پژوهشگران در حوزه‌های مهندسی کیفیت، مدیریت کیفیت، مهندسی صنایع، مدیریت و مباحث میان‌رشته‌ای مرتبط با این شاخه‌های علمی است تا بتوانند آخرین یافته‌های علمی در ارتباط با حوزه‌های فعالیت خود را با یکدیگر به اشتراک گذارند. این نشریه به دنبال معرفی مسایل مختلف مهندسی و مدیریت کیفیت در سطحی است که برای دانشجویان، متخصصان و سایر علاقه‌مندان به مباحث بهبود کیفیت و بهره‌وری قابل استفاده باشد. نشریه‌ «مهندسی و مدیریت کیفیت» با داوری بسته و دسترسی آزاد است که به صورت فصلنامه و آنلاین منتشر می‌شود.

امید است این نشریه باعث ارتقای سطح علمی پژوهشگران کشور گردد. لذا از کلیه صاحب‌نظران، اساتید، پژوهشگران و فعالان صنعتی دعوت می‌شود که حاصل تحقیقات جدید و پژوهش‌های خود را جهت انتشار به این نشریه ارسال نمایند.

«شایان توجه است فقط مقالاتی جهت انتشار در این نشریه مورد بررسی قرار میگیرند که قبلا در نشریات
و کنفرانس
های دیگر به چاپ نرسیده باشند».

 

قابل توجه دانشجویان دورههای تحصیلات تکمیلی (دکتری و ارشد)

  • لطفا در هنگام ارسال مقاله، به ترتیب نام نویسندگان، وابستگی سازمانی آنها و ... دقت نماید. پس از ارسال مقاله به نشریه به هیچ عنوان موارد یادشده قابل تغییر نمیباشد.
  • در گواهی پذیرش مقاله، تاریخ و شماره انتشار آن قید نمیگردد (قابل ذکر است که مقالات پذیرفته شده،ظرف مدت 18 ماه به چاپ خواهند رسید؛ تاریخ مذکور قطعی و قابل استناد نمی باشد).
  • لطفا برای اطلاعات بیشتر به درباره نشریه مراجعه کنید.

 

مقاله پژوهشی مدیریت کیفیت داده‌محور و سیستم‌های هوشمند

مدل‌سازی ترکیبی PLS-ANN برای بررسی نقش میانجی فناوری‌های صنعت 0/4 و رضایت مشتری در رابطه بین QMP و عملکرد سازمانی

صفحه 339-368

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.525215.1550

امیرمحمد خانی، آرمان رضاسلطانی، احمد جعفرنژاد چقوشی، محمد علی نیکخواه

چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی روابط میان QMP، فناوری‌های صنعت 4.0 و عملکرد سازمانی انجام شده است و در این میان، نقش میانجی رضایت مشتری و فناوری مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی مطالعه، تبیین نحوه اثرگذاری ترکیب کیفیت و فناوری بر ارتقای عملکرد سازمانی در شرکت‌های تولیدی ایران بوده است.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده کرده و داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و شبکه عصبی مصنوعی (ANN) تحلیل شده‌اند. جامعه آماری شامل کارکنان شرکت‌های تولیدی ایران بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای معتبر با 205 پاسخ‌دهنده گردآوری شده است. ابزار پژوهش دارای پنج متغیر اصلی، چهارده مولفه فرعی و چهل‌وپنج شاخص بوده است.
یافتهها: نتایج نشان داده‌اند که QMP تاثیر مستقیم و معناداری بر رضایت مشتری و عملکرد سازمانی دارند. همچنین، فناوری صنعت 4.0 و رضایت مشتری نقش میانجی موثری در این روابط ایفا کرده‌اند. تحلیل شبکه عصبی نیز بیان کرده است که رضایت مشتری، مدیریت فرآیند و داده‌محوری بیشترین اهمیت را در پیش‌بینی عملکرد سازمانی داشته‌اند. یافته‌ها در مجموع تایید کرده‌اند که ترکیب QMP با فناوری‌های نوین می‌تواند راهبردی کارآمد برای بهبود عملکرد سازمانی باشد.
اصالت/ارزش افزوده علمی:این تحقیق با ترکیب دو روش PLS و ANN، رویکردی نوآورانه برای تحلیل هم‌زمان روابط علی و پیش‌بینی غیرخطی ارایه داده است. همچنین با بررسی هم‌زمان دو متغیر میانجی رضایت مشتری و فناوری و اجرای پژوهش در بستر بومی شرکت‌های ایرانی، خلأ مطالعاتی موجود را پوشش داده و به توسعه ادبیات مدیریت کیفیت و تحول دیجیتال کمک کرده است.

مقاله پژوهشی مدیریت کیفیت داده‌محور و سیستم‌های هوشمند

تاثیر فرآیندهای کسب‌وکار الکترونیکی بر خلق ارزش تجاری در زنجیره‌تامین دیجیتال با بررسی نقش تسهیم اطلاعات: رویکرد مدل‌سازی شبکه عصبی مصنوعی

صفحه 369-397

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532221.1560

ابراهیم فربد، علیرضا حمیدیه

چکیده هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر مولفه‌های فنی، رابطه‌ای و تجاری فرایندهای کسب‌وکار الکترونیک بر خلق ارزش در زنجیره‌تامین دیجیتال با تاکید بر نقش تسهیم اطلاعات با رویکرد مدل‌سازی شبکه عصبی می‌پردازد. تمرکز اصلی بر نقش میانجی قابلیت‌های کسب‌وکار الکترونیک در تقویت تاثیر این مولفه‌ها بر عملکرد رقابتی زنجیره‌تامین است.
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کارشناسان، مدیران و کارکنان شرکت‌های تولیدی فعال در شهرک صنعتی پایتخت تشکیل داده‌اند. نمونه‌گیری به شیوه غیراحتمالی در دسترس و اقتضایی انجام و داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ استاندارد گردآوری شد که روایی و پایایی آن توسط شاخص‌های AVE>0.5، CR>0.7، CR>AVE و α>0.7 تایید گردیده است. برای اعتبارسنجی مدل و آزمون فرضیه‌ها، از روش معادلات ساختاری واریانس‌محور در نرم‌افزار SmartPLS نسخه 4.0 و ماژول شبکه عصبی مصنوعی در نرم‌افزار SPSS29 استفاده شده است.
یافتهها: پس از برازش مدل تحقیق با رویکرد معادلات ساختاری واریانس محور و شبکه عصبی پرسپترون چندلایه  یافته‌های پژوهش نشان داد که در هر دو رویکرد، متغیر تسهیم اطلاعاتی بالاترین تاثیر داشته و همچنین هر دو رویکرد توانایی پیش بینی عملکرد رقابتی زنجیره‌تامین دیجیتال را داشتند. برای ارزیابی مدل برازش شده با دو رویکرد، از شاخص ریشه میانگین مربعات خطا استفاده شد. مقدار ریشه میانگین مربعات خطا در رویکرد شبکه عصبی پرسپترون چندلایه برابر 0.021 و در رویکرد معادلات ساختاری واریانس محور برابر 0.879 می باشد؛ بنابراین روش شبکه عصبی پرسپترون چندلایه با خطای خیلی کمتری توانایی پیش‌بینی عملکرد رقابتی زنجیره‌تامین دیجیتال را داشته و می‌تواند به‌عنوان مدل بهینه مورداستفاده قرار گیرد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با ارایه مدلی تلفیقی، نقش قابلیت‌های فرایندهای کسب‌وکار الکترونیک را در بهبود عملکرد رقابتی زنجیره‌تامین تبیین می‌کند. یافته‌ها راهنمایی کاربردی برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی استراتژیک در شرکت‌های تولیدی، به‌ویژه در محیط‌های تجاری پویا ارایه می‌دهند.

مقاله پژوهشی مدیریت کیفیت داده‌محور و سیستم‌های هوشمند

بررسی تاثیر شاخصهای مدیریت کیفیت بهره‌وری بر افزایش بهرهوری تولید خدمات با توجه به اهمیت هوش مصنوعی در بیمه پاسارگاد

صفحه 398-414

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.561555.1585

احمد معالجی اوره، سید احمد قاسمی، السا شکراله پور

چکیده هدف: یکی از چالش‌های رقابتی این روزهای شرکتهای بیمه که بسیار اهمیت دارد ارایه خدماتی است که با کیفیت بهتر بتوانند بهره‌وری را افزایش دهند. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر شاخصهای مدیریت کیفیت بهرهوری و هوش مصنوعی بر افزایش بهرهوری تولید خدمات در بیمه پاسارگاد انجام گردید.
روش‌شناسی پژوهش: جامعه آماری بخش کمی این تحقیق شامل کلیه پرسنل شاغل در ساختمان مرکزی بیمه پاسارگاد می‌باشد. به دلیل گستردگی جامعه آماری، پرسشنامه‌ای طبقه‌بندی شده و مبتنی بر نتایج مرحله کیفی پژوهش تهیه و در میان پرسنل توزیع شد تا قابلیت تعمیم‌پذیری نتایج افزایش یابد. حجم نمونه این مطالعه با استفاده از فرمول کوکران ابتدا برابر با ۱۳۰۰ نفر برآورد شد که پس از محاسبات نهایی، حجم نمونه نهایی ۲۹۷ نفر تعیین گردید. از آن‌جا که این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است، داده‌ها با بهره‌گیری از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. سپس در بخش آمار استنباطی، پس از تعیین توزیع متغیرها در جامعه، تحلیل‌های پیشرفته‌تری انجام گرفت. برای این منظور، از مدلسازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار Smart PLS و همچنین آزمون‌های آماری توصیفی جهت بررسی داده‌های جمعیت‌شناختی و تحلیل متغیرهای پژوهش در نرم‌افزار SPSS استفاده گردید.
یافتهها: با توجه به یافته‌های این پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که تلفیق شاخص‌های مدیریت کیفیت بهره‌وری با فناوری‌های نوین هوش مصنوعی، نقش به‌سزایی در بهبود عملکرد و افزایش بهره‌وری خدمات در صنعت بیمه، به‌ویژه در شرکت‌هایی همچون بیمه پاسارگاد دارد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: الگوی مدیریت کیفیت بهرهوری و هوش مصنوعی بر افزایش بهرهوری تولید خدمات در بیمه پاسارگاد ارایه‌شده در این تحقیق، گامی علمی و کاربردی در جهت حرکت صنعت بیمه بهسوی تحول فناورانه، چابکی سازمانی و رقابت‌پذیری بلندمدت بهشمار می‌رود.

مقاله پژوهشی مهندسی کیفیت، پایایی و بهینه‌سازی فرآیندها

برآورد پارامترهای توزیع وایبول آمیخته با استفاده از الگوریتم ژنتیک

صفحه 415-432

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.559855.1584

هاشم تلمخانی، اکرم کهن سال، کیمیا سماواتی، زهرا باریک بین

چکیده هدف: این مقاله با هدف برآورد پارامترهای توزیع وایبول آمیخته با استفاده از الگوریتم ژنتیک و مقایسه عملکرد آن با روش‌های سنتی برآورد ارایه شده است.
روش‌شناسی پژوهش: یک مطالعه شبیه‌سازی تحت شرایط اندازه نمونه‌ها و سطوح سانسور متفاوت انجام شد. الگوریتم ژنتیک برای بیشینه‌سازی تابع درستنمایی به‌کار گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان می‌دهد که الگوریتم ژنتیک نسبت به روش ماکسیمم درستنمایی، به‌ویژه در حضور داده‌های سانسورشده، برآوردهای پارامتری دقیق‌تر و پایدارتری ارایه می‌دهد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه کاربردی نوین از الگوریتم‌های ژنتیک در تحلیل قابلیت اعتماد ارایه می‌دهد و اثربخشی آن‌ها در برآورد پارامترها برای داده‌های سانسورشده را نشان می‌دهد.

مقاله پژوهشی مهندسی کیفیت، پایایی و بهینه‌سازی فرآیندها

برآورد انحراف معیار فرآیند در کنترل کیفیت آماری: بررسی و مقایسه‌ روش‌ها

صفحه 433-467

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.553737.1580

مهدی کلانتری، هرمز رحمتان

چکیده هدف: هدف این پژوهش، مقایسه­ و بررسی ویژگی­‌های آماری چهار برآوردگر رایج انحراف معیار فرآیند برای داده‌­های گروهی در کنترل کیفیت آماری است.
روش‌شناسی پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، ابتدا اریبی و میانگین توان دوم خطای برآوردگرها ارایه می‌­شود. سپس برآوردگرها بر اساس MSE باهم مقایسه می‌­‌شوند.
یافتهها: ثابت می­‌شود که دو برآوردگر از چهار برآوردگر، در دو کلاس مختلف از برآوردگرهای نا اریب خطی دارای کمترین واریانس هستند. همچنین با محاسبات عددی نشان داده می‌­شود که برآوردگری که بر اساس میانگین حسابی انحراف معیار گروه‌­ها ساخته شده است، کارایی بیشتری از سایر برآوردگرها دارد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: با توجه به نتایج به‌دست ‌آمده در این پژوهش، پیشنهاد می­‌شود برای برآورد انحراف معیار فرآیند در داده­‌های گروهی، از برآوردگری که بر اساس میانگین حسابی انحراف معیار گروه‌­ها ساخته شده است به‌جای برآوردگرهایی که بر اساس میانگین حسابی دامنه‌­ گروه‌­ها ساخته شده‌­اند، استفاده کرد.

مقاله پژوهشی کاربردهای صنعتی مهندسی و مدیریت کیفیت

ارتقای قابلیت اطمینان در زنجیره‌های تامین دارویی بیمارستانی با رویکرد پویایی‌شناسی سیستم‌ مبتنی بر بلاک‌چین

صفحه 468-488

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.544998.1572

حمیدرضا ساورعلیا، بابک شیرازی، ایرج مهدوی، علی تاجدین

چکیده هدف: این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه فناوری بلاکچین می‌تواند قابلیت اطمینان و عملکرد عملیاتی را در زنجیره‌های تامین دارویی بیمارستان با تمرکز بر تغییرپذیری موجودی و پاسخگویی به تقاضا بهبود بخشد.
روش‌شناسی پژوهش: یک مدل پویایی‌شناسی سیستم‌ها برای شبیه‌سازی زنجیره سه‌سطحی شامل تولیدکننده، توزیع‌کننده و بیمارستان توسعه داده شد. در این مدل دو سناریوی اشتراک‌گذاری اطلاعات، مقایسه گردید که شامل: روش سنتی با جریان اطلاعات متمرکز و دارای تاخیر و روش مبتنی بر بلاک‌چین با اشتراک‌گذاری بلادرنگ و غیرمتمرکز داده‌ها.
یافتهها: نتایج نشان داد که به‌کارگیری بلاک‌چین موجب پایداری بیشتر موجودی‌ها، کاهش ماندگاری عقب‌ماندگی سفارش بیمارستان و کوتاه‌تر شدن میانگین تاخیر تحویل می‌شود. شفافیت اطلاعات بلاک‌چین، پویایی‌های داخلی سیستم را بهبود می‌بخشد. متوسط زمان تاخیر تحویل سفارشات بیمارستان حدود %15.1 کاهش و متوسط سفارشات معوق بیمارستان نیز %15.8 بهبود یافته است. همچنین، پایداری موجودی‌ها و سفارشات معوق تقویت شده است، به‌طوری‌که انحراف معیار موجودی بیمارستان %21.5 کاهش و انحراف معیار زمان تاخیر تحویل حدود %10 کاهش یافته است. این تغییرات درمجموع به بهبود قابلیت اطمینان خدمت و ارتقای عملکرد کلی زنجیره‌تامین منجر می‌گردد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ادغام فناوری بلاک‌چین و مدل‌سازی پویایی‌شناسی سیستم‌ها در بستر زنجیره دارویی بیمارستانی، شواهد کمی و کاربردی در زمینه نقش شفافیت غیرمتمرکز در مدیریت کیفیت‌محور زنجیره تامین ارایه می‌کند.

مقاله پژوهشی

برآورد جدید E2-بیز پارامتر بهره‌دهی سیستم صف‌بندی چند باجه‌ای با ظرفیت نامتناهی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آذر 1404

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.553995.1579

شهرام یعقوب زاده شهرستانی، ایمان مخدوم

چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه‌ی یک رویکرد جدید برآورد بیزی با عنوان روش 〖-E〗^2 بیز برای برآورد پارامتر شدت ترافیک در سیستم صف‌بندی چندباجه‌ای M/M/c انجام شده است. با توجه به اهمیت برآورد دقیق پارامتر بهره‌دهی در بهینه‌سازی سیستم‌های خدماتی، این تحقیق به نیاز موجود برای استنتاج‌های قابل اعتمادتر در شرایط عدم قطعیت می‌پردازد.
روش‌شناسی پژوهش: مدل صف‌بندی M/M/c که شامل cباجه خدمت‌دهنده است، در نظر گرفته شد. فواصل زمانی بین ورود مشتریان دارای توزیع نمایی با پارامتر λو فواصل زمانی خدمت دارای توزیع نمایی با پارامتر μمی‌باشد. پارامتر شدت ترافیک با استفاده از روش‌های بیز، E- بیز و روش پیشنهادی جدید 〖-E〗^2بیز تحت تابع زیان آنتروپی عمومی برآورد شد. عملکرد برآوردگر پیشنهادی با استفاده از شبیه‌سازی مونت‌کارلو و یک مجموعه‌داده واقعی ارزیابی گردید.
یافته‎ها: نتایج شبیه‌سازی و تحلیل تجربی نشان داد که برآوردگر پیشنهادی〖 -E〗^2بیز از نظر کارایی و دقت نسبت به برآوردگرهای بیز وE-بیز عملکرد بهتری دارد. برآوردگری که میانگین مدت زمان انتظار مشتریان در صف را حداقل می‌کند، به‌عنوان برآوردگر بهینه انتخاب شد .
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش یک رویکرد نوین برآورد〖-E〗^2 بیز را معرفی می‌کند که دقت برآورد پارامترها را در مدل‌های صف‌بندی تحت شرایط عدم قطعیت بهبود می‌بخشد. به‌کارگیری تابع زیان آنتروپی عمومی چارچوبی انعطاف‌پذیر و مقاوم فراهم می‌کند و گامی مؤثر در پیشبرد استنتاج بیزی در سیستم‌های تصادفی به‌شمار می‌آید.

مقاله پژوهشی

بهینه‌سازی دوهدفه تخصیص افزونگی فعال در سیستم توزیع انرژی الکتریکی در یک شناور با درنظرگیری اشتراک بار و تعمیرکار واحد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 بهمن 1404

https://doi.org/10.48313/jqem.2026.546474.1574

مریم گنجی، مهدی کرباسیان

چکیده اهداف: هدف از پژوهش حاضر، یافتن چیدمان مناسب از نوع و تعداد تجهیزات جهت حداکثر نمودن قابلیت دسترسی و کاهش هزینه‌ها با استفاده از استراتژی تخصیص افزونگی فعال با در نظرگرفتن امکان اشتراک گذاری بار و استفاده از نیروی تعمیرکار با سیاست نگهداشت و مرخصی در سیستم توزیع انرژی الکتریکی یک شناور می‌باشد. در استراتژی فعال، تمام قطعات و اجزای اضافه شده به سیستم به صورت فعال از زمان شروع به کار سیستم مورد استفاده قرار می-گیرند و سیسـتم زمانی خراب می ‌شود که تمام اجزاء دچار خرابی شده باشند.
روش شناسی پژوهش: در پژوهش حاضر یک مدل دو هدفه برای سیستم توزیع انرژی الکتریکی با افزونگی فعال در یک شناور در نظر گرفته شده است که هدف اول آن هزینه‌ی کل و هدف دوم آن قابلیت دسترسی می‌باشد. شبیه سازی رفتار سیستم با استفاده از زنجیره‌ی مارکوف و توزیع فاز- نوع صورت گرفته و برای حل آن از الگوریتم ژنتیک چندهدفه (NSGA-II) استفاده گردیده است. خرابی یک تجهیز بر نرخ خرابی سایر تجهیزات زیرسیستم تاثیر می‌گذارد و باعث افزایش نرخ خرابی می‌گردد. به عبارت دیگر، مسئله با حالت اشتراک‌گذاری بار بررسی شده است. یک تعمیرکار نیز برای تعمیر تجهیزات در نظر گرفته شده است. سیاست نگهداشت و مرخصی بدین گونه است که اگر در زمان مرخصی تعمیرکار تجهیزی دچار خرابی شود، مرخصی تعمیرکار پایان یافته و تعمیر تجهیز خراب اغاز می‌گردد. در زمان تعمیر تجهیز خراب نیز اگر تجهیز دیگری دچار خرابی شود، می‌بایست در صف تعمیر قرار گرفته و تعمیرکار بلافاصله پس از اتمام تعمیر تجهیز خراب پیشین، تعمیر تجهیز خراب بعدی را اغاز نماید. زمانی که تعمیرکار در مرخصی می‌باشد، اگر هیچ تجهیزی دچار خرابی نشود، تعمیرکار می‌تواند مجددا به مرخصی برود.
یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش، بهترین ترکیب نوع و تعداد تابلوهای توزیع انرژی الکتریکی در هر زیرسیستم از سیستم توزیع انرژی الکتریکی شناور را جهت افزایش قابلیت دسترسی و کاهش هزینه‌ها با استفاده از افزونگی فعال نشان داده است. همچنین میزان احتمال کار تعمیرکار را جهت اتخاذ تصمیمات مدیریتی در جهت سیاست‌های نگهداشت و مرخصی نشان داده است.
اصالت/ارزش افزوده: با توجه به نواوری تحقیق، نتایج حاصل از پژوهش می‌تواند جهت تحلیل‌های مهندسی به لحاظ بررسی قابلیت دسترسی و جهت تحلیل‌های مدیریتی در براورد هزینه‌ها و تخصیص نیروهای تعمیراتی مفید واقع شود.

تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فین‌تک بر رفتار ریسک‌پذیری بانک‌ها (مدل‌های : DID, 2SLS-IV, GMM)

دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 253-271

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.219199

علیرضا شیرعلی، مصطفی حیدری هراتمه

چکیده هدف: شکل‌گیری بانکداری سنتی برای بهبود فرآیندها و خدمات خود به نوآوری‌های و فناوری‌های جدید فین‌تک‌ها نیاز دارد. نوآوری‌های فین‌تک منجر به تحولات گسترده در نظام بانکی از جمله مدیریت ریسک شده است؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی و تحلیل ناهمگونی و سازوکار انتقال اثر نوآوری فین‌تک بر رفتار ریسک‌پذیری بانک‌ها با استفاده از داده‌های پنل متوازن 20 بانک در دوره زمانی 1401-1392 در نظر گرفته شد.
روش‌شناسی پژوهش: بر اساس فناوری وب شاخصی در سطح بانک، ایجاد و تعداد و فراوانی سالانه اخبار مربوط به نوآوری فین‌تک از هر بانک به‌صورت نسبت ارزش مبادلات از طریق اینترنت و موبایل به‌منظور خرید آنلاین و پرداخت قبوض به GDP در نظر گرفته شده است. برای رفع مشکلات احتمالی درون‌زا، از جمله خطاهای اندازه‌گیری و متغیرهای حذف‌شده، از روش‌های متغیرهای ابزاری و تفاوت در تفاو‌ت‌ها جهت آزمون فرضیه و استخراج نتایج برآورد شده سازگار استفاده گردید.
یافته‌ها: نشان داد که بهبود در نوآوری فین‌تک بانک به‌طور معنی‌داری ریسک‌پذیری را کاهش می‌دهد. نتایج تحلیل مکانیسم نشان می‌دهد که نوآوری فین‌تک بانک، ریسک‌پذیری آن را از طریق دو کانال، افزایش درآمد عملیاتی و نسبت کفایت سرمایه کاهش می‌دهد. تحلیل ناهمگونی اندازه بانک، نوع بانک و رقابت‌پذیری نشان می‌دهد که بانک‌های تجاری بزرگ‌تر (دولتی، خصوصی) و بسیار رقابتی، تاثیر بارزتری بر کاهش ریسک‌پذیری در توسعه نوآوری فن‌آوری دارند. همچنین آزمون‌های استحکام و پایداری، از جمله تغییر روش‌های ساخت شاخص نوآوری فین‌تک، جایگزینی شاخص‌های ریسک‌پذیری، روش کاهش تغییر نمونه‌ مطالعه، نشان داد که یافته‌ها تغییری نداشته است.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نظام بانکی باید از الگوی توسعه عصر پیروی و راه‌حل‌های فین‌تک را برای تسریع تحول دیجیتال خود بپذیرند. نهایتا از آنجایی که استفاده بانک‌های تجاری از فین‌تک، خطرات بالقوه خاصی را به دنبال دارد، بانک‌ها باید مدیریت ریسک خود را افزایش دهند. اقدامات نظارتی قابل اجرا، مانند استانداردهای افشای اطلاعات و شاخص‌های مدیریت ریسک را اعمال کند.

ارایه یک مدل برنامه ریزی ریاضی فازی به منظور تخصیص و زمانبندی انجام قطعات در یک سیستم تولید انعطاف پذیر (FMS) و تاثیر تعمیرات و نگهداری بر کیفیت محصول

دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 105-126

https://doi.org/10.48313/jqem.2024.215017

جعفر حسن بیگی، مقداد جهرمی، محمد تقی پور

چکیده هدف: این پژوهش با هدف توسعه یک مدل ریاضی برای زمان‌بندی تولید کارگاهی انعطاف‌پذیر انجام شده است. تمرکز اصلی بر بهینه‌سازی سه هدف: زمان تکمیل سفارش‌ها، بار کاری حداکثری ماشین‌ها و مجموع بار کاری است. هدف نهایی افزایش بهره‌وری و انعطاف‌پذیری در سیستم‌های تولیدی است.
روش‌شناسی پژوهش: از دو الگوریتم فرا ابتکاری NSGA-II و MOGWO برای حل مدل استفاده شده است. ابتدا مدل در مقیاس کوچک اعتبارسنجی شد و سپس در ابعاد بزرگ‌تر تحلیل حساسیت انجام گرفت. مقایسه عملکرد الگوریتم‌ها با شاخص‌های دقت و کیفیت راه‌حل‌ها صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد MOGWO در مسایل متوسط عملکرد بهتری دارد، ولی در مسایل بزرگ تفاوت معناداری با NSGA-II ندارد. بیشترین حساسیت اهداف نسبت به هزینه ساخت و نگهداری مشاهده شد. همچنین الگوی تخصیص منابع و ترتیب بهینه فعالیت‌ها استخراج گردید.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: اصالت این پژوهش در توسعه و کاربرد یک مدل ریاضی ترکیبی برای زمان‌بندی سیستم‌های تولید انعطاف‌پذیر با چندین هدف متضاد و در نظر گرفتن محدودیت‌های واقعی از جمله هزینه‌ها و منابع تولیدی است. همچنین استفاده هم‌زمان از دو الگوریتم NSGA-II و MOGW و مقایسه دقیق عملکرد آن‌ها در ابعاد مختلف، نوآوری دیگری از این تحقیق محسوب می‌شود. ارایه یک الگوی عملیاتی برای توالی فعالیت‌ها نیز به کاربردی‌تر شدن نتایج پژوهش در محیط‌های صنعتی کمک می‌کند.

طراحی مدل علی بهبود کیفیت نظارت بر بانک‌ها و موسسات اعتباری بر اساس نوع ماموریت

دوره 15، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 110-136

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.532443.1561

مهدی رامشگ، محمد جواد محقق نیا، مسلم پیمانی، وحید خاشعی ورنامخواستی

چکیده هدف: نظام نظارتی موجود در بسیاری از کشورها، به‌ویژه در ایران، عمدتا از الگوهای کلی و یکپارچه استفاده می‌کند که در آن تفاوت‌های ساختاری، ماموریتی و عملیاتی میان بانک‌ها و موسسات مالی-اعتباری به درستی لحاظ نشده است. این رویکرد یکنواخت، سبب کاهش دقت در شناسایی ریسک‌ها، عدم انطباق با نیازهای خاص هر نهاد مالی و کاهش اثربخشی اقدامات نظارتی شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل علی–معلولی بهبود کیفیت نظارت بر اساس نوع مأموریت بانک­‌ها و مؤسسات مالی-اعتباری با رویکرد آمیخته (فراترکیب–دیمتل فازی) است.
روش‌شناسی پژوهش: تحقیق حاضر به روش میکس متد (کیف–کمی) و به‌صورت اکتشافی صورت پذیرفته است. آنگاه با استفاده از نظر سنجی از 25 خبره صنعت بانکداری با حداقل 10 سال سابقه تجربه اجرایی در حوزه مالی  و بانکی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترا جهت بررسی روایی و پایایی مدل پیشنهادی استفاده شد. همچنین پرسشنامه­های مقایسات زوجی بین خبرگان توزیع و با تکنیک تصمیم­گیری چند شاخصه دیمتل فازی به بررسی میزان شدت اثرگذاری و اثر پذیری میان ابعاد پژوهش پرداخته شده است.
یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که با استفاده از رویکرد فراترکیب تعداد 9 بعد و 40 مولفه منتخب شدند. از بین ابعاد برگزیده شدند. همچنین نتایج تحلیل دیمتل فازی نشان می‌دهد، تاثیرگذارترین بعد پژوهش حاضر در خصوص نظارت بر بانک­‌ها و مؤسسات اعتباری بر اساس مقدار (D+R) بعد نظارت قانونی و مقرارتی از بین ابعاد مستقل و علت با بیشترین مقدار و اثرگذارترین متغیر می‌باشد. همچنین از بین ابعاد وابسته و معلول بر اساس کمترین مقدار (D-R) بعد عملکرد محیط زیستی و اجتماعی اثرپذیرترین متغیر دربهبود کیفیت نظارت بر بانک­‌ها و مؤسسات اعتباری شناخته شد.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: استفاده از رویکرد فرا ترکیب در تحلیل پژوهش‌های پیشین که می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای طراحی مدل‌های اثربخش و مبتنی بر بهبود کیفیت نظارت نظام بانکداری فراهم آورد؛ بنابراین، پژوهش حاضر از منظر نوآوری در روش‌شناسی، پاسخ به نیاز روز نظام مالی کشور و ارتقا اثربخشی نظارت بر نهادهای پولی، از اهمیت علمی و کاربردی بالایی برخوردار است. همچنین این تحقیق منجر به شناخت شدت روابط میان ابعاد بهبود کیفیت بر نظارت صنعت بانکداری و توجه بیش از پیش به این مولفه‌ها را فراهم نموده است.

تحلیلی بر کیفیت دیجیتالی‌سازی مدل‌های همکاری زنجیره‌تامین با رویکرد ترکیبی Fuzzy BWM-TOPSIS

دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 224-243

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.516446.1513

شهاب بیات زاده، حمیدرضا طلایی، علی سرورخواه

چکیده هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و رتبه‌بندی مدل‌های همکاری در زنجیره‌تامین صنعت لاستیک ایران از منظر کیفیت دیجیتال‌سازی است. منظور از کیفیت دیجیتال‌سازی، میزان بهره‌گیری موثر از فناوری‌های صنعت 4.0 برای ارتقای شفافیت، یکپارچگی، چابکی، تاب‌آوری و پایداری در زنجیره‌تامین است. انتخاب صنعت لاستیک به‌دلیل پیچیدگی‌های عملیاتی و نیاز مبرم به تحول دیجیتال در این صنعت بوده است.
روش‌شناسی پژوهش: در این پژوهش، از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره با ترکیب بهترین-بدترین فازی (Fuzzy BWM) و TOPSIS استفاده شده است. ابتدا با نظر خبرگان، وزن معیارهای کلیدی تعیین شد و سپس مدل‌های مختلف همکاری رتبه‌بندی شدند. برای بررسی پایداری نتایج، تحلیل حساسیت روی تغییر وزن معیارها نیز انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل زنجیره‌تامین دیجیتال دارای بالاترین کیفیت دیجیتال‌سازی است و معیار "یکپارچگی فناوری" بیشترین اهمیت را دارد. همچنین تحلیل حساسیت نشان داد که مدل دیجیتال در اکثر سناریوهای تغییر وزن، پایداری بالایی در رتبه‌بندی دارد و نتایج از استحکام مناسبی برخوردارند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این پژوهش با تمرکز بر صنعت لاستیک ایران، به تحلیل تطبیقی مدل‌های همکاری از منظر کیفیت دیجیتال‌سازی پرداخته و از ترکیب Fuzzy BWM و TOPSIS به‌عنوان روشی قابل تکرار برای انتخاب مدل همکاری بهینه بهره برده است. همچنین، تحلیل حساسیت انجام‌شده، شفافیت بالاتری به تصمیم‌گیری می‌بخشد.

مدل‌سازی شبکه زنجیره‌تامین پایدار و تاب آور در صنعت خودرو

دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 379-406

https://doi.org/10.48313/jqem.2025.514088.1508

سیده محبوبه سعیدی فر، ایرج مهدوی، علی تاجدین، نیکبخش جوادیان

چکیده هدف: این پژوهش به ارایه یک مدل بهینه‌سازی چندهدفه جهت طراحی زنجیره‌تامین پایدار با تاکید بر ابعاد تاب‌آوری پرداخته است. مدل پیشنهادی به‌گونه‌ای توسعه یافته است که قادر به ایجاد تعادل بهینه میان اهداف اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی باشد و هم‌زمان پاسخ مناسبی به تغییرات و اختلالات احتمالی در زنجیره‌تامین ارایه دهد. جهت اعتبارسنجی و ارزیابی کارایی مدل توسعه‌یافته، یک مطالعه موردی در صنعت خودروسازی انجام شده است. نتایج این مطالعه نشان‌دهنده عملکرد مطلوب مدل پیشنهادی بوده و در نهایت ابزارها و راهکارهای مدیریتی کاربردی برای تصمیم‌گیرندگان زنجیره‌تامین ارایه گردیده است.
روش‌شناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف، یک مدل تصمیم‌گیری جامع توسعه یافته است. در مرحله نخست، امتیازدهی به تامین‌کنندگان با توجه به معیارهای پایداری و تاب‌آوری صورت می‌گیرد. این ارزیابی با بهره‌گیری از دو رویکرد نوآورانه تصمیم‌گیری، شامل روش بهترین-بدترین فازی تصادفی و روش ویکور تصادفی، انجام می‌پذیرد. در گام بعدی، یک مدل ریاضی چندهدفه با در نظر گرفتن عدم‌قطعیت‌های فازی-تصادفی طراحی شده است. به‌منظور حل این مدل، از رویکرد بهینه‌سازی استوار فازی و روش برنامه‌ریزی آرمانی چندگزینه‌ای اصلاح‌شده مبتنی بر تابع مطلوبیت استفاده شده است.
یافته‌ها: در این پژوهش، زنجیره‌تامین شرکت خودروسازی سایپا کاشان با تمرکز بر سه بعد کلیدی شامل معیارهای عمومی، پایداری و تاب‌آوری مورد ارزیابی قرار گرفته است. شاخص‌هایی نظیر هزینه، کیفیت و کاهش مصرف انرژی به‌عنوان مهم‌ترین معیارها شناسایی شده‌اند. ارزیابی و رتبه‌بندی تامین‌کنندگان با استفاده از روش ویکور فازی انجام پذیرفته است. نتایج حاصل نشان می‌دهد که در میان تامین‌کنندگان اصلی، گزینه‌های دوم و پنجم و در میان تامین‌کنندگان پشتیبان، گزینه دوم، بالاترین امتیازات را کسب کرده‌اند. افزون بر این، به‌منظور بررسی استواری و اعتبار رویکرد پیشنهادی، نتایج به‌دست‌آمده با روش‌های سنتی مقایسه گردیده‌اند.
اصالت/ارزش‌افزوده علمی: ارزش‌افزوده این پژوهش در ارایه یک مدل جامع تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت نهفته است که به بهبود عملکرد زنجیره‌تامین از جنبه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی کمک می‌کند. یافته‌های تحقیق می‌توانند نقش موثری در حمایت از تصمیم‌گیری مدیران و سیاست‌گذاران صنعت ایفا کرده و آن‌ها را در مواجهه با چالش‌های پیچیده و پویای زنجیره‌تامین یاری رسانند.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان